ارتشی شهید عبدالله جوکار

عاشوراییان شیراز

ارتشی شهید عبدالله جوکار نام پدر:عیسی تاریخ تولد: 11/12/1342 محل تولد: شیراز میزان تحصیلات: عضویت: ارتشی تاریخ شهادت: 07/03/61 محل شهادت: خرمشهر محل دفن:شیراز بسم الله الرحمن الرحيم زندگي نامه شهيد عبدالله جوکار فرزندعیسی شهيد عبدلله جوکار متولد سال 1342 در شيراز از محله گل کوب مي باشد وي زماني که 7 الي 8 ماه بيشتر نداشت مادرش را در نوزادي از دست مي دهد و به دست زن بابا بزرگ مي شود زمانيکه 5 ساله بوده است پدرش را از دست مي دهد پدر وي که بناي ساختمان بوده است و داراي 4 برادر و 2 خواهر بوده است که فرزند آخر خانواده بوده و تحصيلات را دوران ابتدايي در شيراز و بعد در مدرسه ابوذر واقع در سه راه آستانه ادامه داده است بعد از آن وارد هوابرد شده و امتحان داده و قبول شده وي که همه اين سالها را پيش برادر بزرگترش و زن پدرش بزرگ شده بوده است يک سالي از زماني که وارد هوابرد شده نگذشته بوده است که زماني که به عنوان گروهبان دوم بوده است در تاريخ 7/3/1361 در منطقه خونين شهر در اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت مي رسد و مزار وي در گلزار شهدا شيراز در شهداي فتح المبين است. يادش گرامي و در دلها جاودان باشد. والسلام. بسم الله الرّحمن الرّحيم زندگي نامه شهيد عبدالله جوکارفرزندعسی چترباز هوابرد من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقتي عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلي دينه و من علي دينه فاذا ديته " حديث قدسي " آنکس که مرا طلب کند مي يابد ـ آن کس که مرا يافت مي شناسد . آنکس که مرا شناخت دوستم ميدارد و آن کس که دوستم داشت به من عشق مي ورزد. آن کس که به من عشق ورزيد من نيز به او عشق مي ورزم ـ آن کس که به او عشق ورزيدم ميکشم او را و آن کس را که من بکشم خون بهايش بر من واجب است و آن کس که خونبهايش بر من واجب است پس من خودم خون بهايش هستم. ما از خدا هستيم ، ما هر چه داريم از اوست ، از خود هيچ نداريم و آنچه که هديه مي کنيم به اسلام هديه ايست که از خداي تبارک و تعالي به ما مرحمت شده است و ما امانتها را به او برميگردانيم . و اين امانتها با پاکي و سرافرازي به سوي خدا تبارک و تعالي شتافتند و موجب سرافرازي ملت و مظلومين جهان واقع شدند. " امام خميني " اسلام به اين شهيدان و شهيد پروران افتخار مي کند. آري عزيزان، اين ايثارگرانه حق تعالي پيرو و مطيع اوامر الهي اند اينان ميدانند که چه راهي را انتخاب نمايند تا به فيض ربوبيت برسند و همراه با سوختن خود و رسيدن به لقاءالله شمعي شوند که روشني بخش رهروان گردند. برادر شهيد عبدالله جوکار به سال 1342 بدنيا آمد و در خانواده متدين و متعهدي بزرگ ميشد. عبدالله : 5 برادر و 2 خواهر دارد و کوچکترين فرزند خانواده بشمارميرفت عبدالله در سن يکسالگي مادر خود را از دست داد و هفت سال بعد نيز از نعمت داشتن پدر محروم گرديد و در کنار برادرانش بسرپرستي برادر بزرگش زندگي را ادامه داد و برادرش علاوه بر تأمين خرج زندگي آنها را به مدرسه ميفرستاد . به راستي همه شهيدان اين انقلاب از قشر مستضعف اين جامعه هستند و اين قشر هستند که دلسوز اين انقلابند. عبدالله تحصيلاتش در دبستان مولوي و در دبستان شعله و دوره راهنمائي را نيز در مدرسه ابوذر فيروزي بپايان رسانيد و نيز مدتي را در دانشسراي مقدماتي مشغول بتحصيل بود. عبدالله مدتي را بعنوان ذخيره سپاه و نيز عضو مبارزات با منکرات بخدمات داوطلبانه مشغول بود تا اينکه در 15 فروردين 1360 وارد هوابرد گرديد. وي هميشه در خيابانهاي شهر با منافقين در جنگ بود و گاهي نيز او را اين از خدا بيخبران کتک مي زدند اما اين مسئله هرگز او را سست نمي کرد و حتي آنرا با خانواده در ميان نمي گذاشت . عبدالله دوران بسيار سخت چتربازي را مدت چندماه طي نمود. دريکي از آخرين پوشهايش بر فراز زرقان بر اثر نامساعد بودن هوا از مسير خارج و در حوالي تخت جمشيد برروي درخت بزرگي فرود آمد که با تلاش زياد بندهاي چتر را پاره نمود و خود را به پايين پرت کرد اما نوک زهر دار سر نيزه اش در زير گلوي او فرو رفت و نيز فرکانس بيسيم نيز بهم خورد . پس از چند ساعت که فرکانس بيسيم را پيدا کرد و به فرماندهي اطلاع داد در اثر خونريزي بيهوش گرديد و مدتي در بيمارستان بستري گرديد. خلاصه بعد از مدتي خوب شد و جهت طي کردن دوره توپخانه به اصفهان رفت و پس از دوماه دوره توپخانه صحرائي را با معدل بالاي 74/15 به پايان رسانيد و به شيراز بازگشت و چند روز بعد در حاليکه هنوز دانش آموز بود داوطلبانه به جبهه دهلاويه رفت وي کلاً هشت ماه در جبهه هاي دهلاويه و رقابيه و تنگ چزابه و خونين ستيز بجنگ دليرانه مشغول بود و حدوداً بيش از صد نفر از بعثيهاي مزدور را کشته و عده زيادي را اسير کرده بود در حمله هاي بيت المقدس و طريق القدس و فتح المبين شکرت و بخاطر رشادت و شجاعت حسين وارش شش ماه زودتر از موعد مقرر بدرجه گروهبان دومي ترفيع يافت و در حمله فتح المبين نيز باز بر اثر شجاعت بيحدش بدرجه گروهبان يکمي دست يافت . او بشوخي به دوستان مي گفت: که اگر جنگ همين طور ادامه پيدا کند پس از مدتي ستوانيار خواهم شد. در حمله فتح المبين بعلت انفجار گلوله توپ در بيمارستان بستري گرديد و در حمله بيت المقدس نيز بر اثر موج انفجار و اصابت ترکش خمپاره دو روز در بيمارستان اهواز بستري بود. پس از دو روز از بيمارستان مرخص و به او پانزده روز مرخصي استعلاجي دادند ولي نپذيرفت و باز راهي خرمشهر شد تا اينکه در ساعت 9 شب هفتم خرداد ماه بر اثر ترکش خمپاره 120 که مستقيماً بدون سنگر آنها فرود آمده بود بهمراهي دو نفر از دوستانش بشهادت رسيد و روح مبارکش به لقاءالله پيوست. بدن عبدالله کاملاً متلاشي گرديده بود و فقط کمي از صورتش جهت شناسائي باقي مانده بود. عبدالله بسيار سخاوتمند بود بطوريکه هميشه مقداري از حقوق خود را پس انداز و بقيه را به مستضعفين مي پرداخت چنان به مال دنيايي اهميت بود که حتي وصيت نامه مالي براي بعد از خود نگذاشت و فقط يک وصيت نامه از او باقي است که در آن مکرراً نوشته که امام را ياري کنيد و اصلاً براي من گريه نکنيد. خداوند عبدالله هاي ايران را هرچه بيشتر بگرداند. روحش با سرور شهيدان و شهداء کربلا و کربلاي ايران محشور باد و راهش پررهرو .

بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه شهيد عبدالله جوکارفرزندعیسی در اين موقعيت حساس که عاشوراي حسيني بار ديگر در اين سرزمين زنده شده است و نشان داد حسين ها هنوز زنده اند و تا حکومت الله را در سراسر جهان برقرار نسازند به پيکار عليه کفر ادامه مي دهند آري به ميداني قدم نهادم که نتيجه اش از قبل گرفته و با ايمان کامل پيکار مي کنم چون اگر در اين ميدان کشته شوم به مقام والايي دست يافته و راه حسيني را رفته ام و اگر زنده ماندم شاهد پيروزي بزرگي که همان پيروزي مسلمين بر کفار است خواهم ديد.برادران و خواهران عزيزم از اين که حس مي کردم راحت و در مکاني قرار بگيرم و در سنگر نباشم غمگين بودم من مي توانستم به خود به قبولانم که برادران خودم در مرزها شهيد شده اند و من هر روز شاهد اين باشم که فلان ؟؟؟ کشته و فلاني ؟؟؟ زخمي شد.برادران و خواهران چگونه مي توانستم شاهد باشم که هر روز عده اي از بهترين جوانان ما کشته مي شوند اگر سعادت داشتم و شهيد شدم از شما مي خواهم که برايم گريه نکنيد و شاد باشيد که برادر کوچک خود را در راه اسلام و قرآن قرباني کرده ايد مبادا بر شهادتم بگريد که دشمن شاد شود برادران و خواهران راه خدا را بهترين راه و برترين راه ها است پوينده و کوشنده در اين راه باشيد و از شماها مي خواهم که قدر اين نايب مهدي(عج) را بدانيد که اطاعت از او واجب است درود بروان پاک امام امت رهبر مستضعفين رهبر دردمندان و مصيبت زدگان رهبر زحمت کشان و رنجبران و ؟؟؟ جهان چرا که اين طبقه دل به او بسته اميدوارم که رهبري او به رهبري و قيام مهدي موعود متصل گردد انشاءالله بار الها شهادتم را در راه خودت قرار بده.افسوس که اين جان بيشتر ندارم که در راه خدا و در خط امام زمان که راه اسلام و راه برپا شدن حق ؟؟؟ هديه نمايم.خدايا شکر مي کنم که اين نعمت را به من دادي که بتوانم در برابر تو و در راه اهداف حکومت اسلامي لذت ها ومحبت هاي دنيوي را فراموش کنم و فقط راه تو را در نظر داشته باشم.درود بر رهبر انقلاب ـ درود بر شهداي انقلاب اسلامي ايران ـ مرگ بر منافقين. برادر ارتشي شما عبدالله جوکار 13/6/1360 وصيت نامه شهيد عبدالله جوکارفرزندعیسی كدشناسايى :1200402 كدبايگانى :7983 61 نام :عبداله نام خانوادگى :جوكار نام پدر :عيسى تاريخ‌تولد :11/12/1342 ش.ش :7024 محل‌صدورشناسنامه :شيراز تاريخ شهادت :07/03/61 وصيت‌نامه : 1200402 جوكار عبدالله بسم الله الرحمن الرحيم دراين موقعيت حساس كه عاشوارى حسين بارديگر دراين سرزمين زنده شده است و نشان داد حسينها هنوززنده اند وتاحكومت الله رادرسراسر جهان برقرار نسازند پيكارعليه كفرادامه‌مى‌دهند آرى به ميدانى قدم نهادم كه نتيجه اش راازقبل گرفته وباايمان كامل پيكار مى كنم چون اگر دراين ميدان كشته شوم به مقام والايى دست يافته وراه حسين رارفته ام واگر زنده ماندم شاهد پيروزى بزرگى كه همان پيروزى مسلمين بركفار است خواهم بود . برادران وخوهران عزيز : ازاينكه حس مى كردم راحت ودرمكانى قراربگيرم ودرسنگرنباشم غمگين بودم من نمى توانستم به خود بقبولانم كه برادران خودم درمرزها شهيدشده اند ومن هرروز شاهد اين باشم كه فلان فرد كشته وفلان فردزخمى شد . برادران وخواهران چگونه مى توانستم شاهد باشم كه هرروزعده اى ازبهترين جوانان ماكشته مى شوند اگرسعادت داشتم وشهيدشدم ازشما مى خواهم كه برايم گريه نكنيد وشادباشيد كه برادركوچك خودرا درراه اسلام وقران قربانى كرده ايد مبادا برشهادتم بگرييد كه دشمن شادشود . برادران وخواهران راه خدا بهترين راه وبرترين راههاست پوينده وكوشنده دراين راه باشيدوازشما مى خواهم كه قدراين نايب مهدى (عج) رابدانيد كه اطاعت ازاوواجب است . درود برروان پاك امام امت رهبرمستضعفين ، رهبردردمندان ومصيبت زدگان ، رهبرزحمت كشان و رنجبران ومظلومين جهان چرا كه اين طبقه دل به اوبسته واميدوارم كه رهبر ى او به رهبرى وقيام مهدى موعود متصل گردد انشاءالله بارالها شهادتم را درراه خودت قراربده .افسوس كه يك جان بيشترندارم كه درراه خداودرخط امام زمان كه راه اسلام وراه برپاشدن حق وعدالت است هديه نمايم .خدايا : تشكر مى كنم كه اين نعمت را به من دادى كه بتوانم دربرابرتو وراه اهداف حكومت اسلامى لذتها ومحبت ها ى دنيوى را فراموش كنم وفقط راه تورا درنظر داشته باشم .درود بررهبر انقلاب .درود برشهداى انقلاب اسلامى ايران .مرگ برمنافقين. 13/6/60

0 ریال