شهید سیدعبدالحسین حسینی - شهدای مرودشت

بازدیدها(673)
  • کد : 313-341
  • وضعیت : شهدا را بیاد بسپاریم نه بخاک

شهید سیدعبدالحسین حسینی

عاشورییان مرودشت
قیمت :

شهید سیدعبدالحسین حسینی
نام پدرسید راه خدا
شماره شناسنامه29
تاریخ تولد6/1/1335
محل تولدفارس-مرودشت
میزان تحصیلاتسیکل
شغلسرباز-بیکار
مسئولیت در جبههرزمنده
محل شهادتکوت
کیفیت شهادتجنگ تحمیلی
17تاریخ شهادت24/5/1360
یگان اعزامیارتش
19محل دفنفارس-گلزارشهداءمرودشت
نحوه شهادتکل بدن سوخته شده بود

زندگی نامه شهید سيدعبدالحسين حسينى‌على‌قنبرى فرزند سيدراه‌خدا
بسم الله الرحمن الرحيم
در ششم فروردين سال 1335 در شهرستان مرودشت و در خانواده اي ديندار و مذهبي از تبار فاطمه زهرا (س) سيدي به نام عبدالحسين از پدري زحمتکش و دلسوز به نام سيد راه خدا پا به عرصه وجود گذاشت . او دوران کودکي را در دامان مهربان و در سايه پدري عزيز سپري کرد و پس از گذارندن دوره ابتدايي و راهنمايي براي کمک کردن به اقتصاد خانواده درس و مدرسه را رها کرده و شروع به کار و تلاش کرد . و در ايام اوج گرفتن خروش انقلاب اسلامي با عشق زيادي که نسبت به اسلام و امام (ره) در درونش موج مي زد در راهپيمايي ها و تظاهرات عليه رژيم منفور شاه شرکت مي نمود . او نه تنها در زمان انقلاب بلکه با شروع جنگ تحميلي نتوانست نسبت به جنگ بي اعتنا باشد و شجاعانه به جبهه هاي حق عليه باطل شتافت . سيد عبدالحسين فردي مهربان و دلسوز و شجاع بود و هميشه با مهرباني افراد خانواده را راهنمايي مي کرد .به پدرو مادر علاقه زيادي داشت و مادر هم شديدا به او علاقمند بود . عاشق جبهه و جهاد و عاشق مولايش علي (ع) بود و سرانجام هم در تاريخ 26/5/60 در منطقه عملياتي کرخه بر اثر انفجار مهمات و با بدني کاملا سوخته شهد شيرين شهادت را نوشيد و به ديدار معبود شتافت . روحش شاد و يادش گرامي باد

سایر اطلاعات

    دست نوشته شهید سيدعبدالحسين حسينى‌على‌قنبرى فرزند سيدراه‌خدا

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر عزيزم سلام عرض مي کنم . با ارادت و دلي شور ديدار در جبهه سلام گرم خود را تقديم مي دارم و اميدوارم بپذيريد و هميشه شاد  وخرم و زير سايه الهي زندگي را به سر ببريد . باري پدر جان اگر از احوال فرزند حقير خود عبدالحسين را خواسته باشيد الحمدالله به لطف شما خوب و به دعاگويي شما مشغول مي باشم . ما در اينجا يعني جبهه الله اکبر هستيم و با دشمن متجاوز درگير و از خاک و وطن عزيز نگهدراي مي کنيم و تا زماني که دشمن کفر را از ميهن عزيز بيرون برانيم . در اينجا از طرف من باعث هيچ گونه نگراني نباشد و تا الله يار ما مي باشد ما هراسي از جنگ با دشمن نداريم تا نابودي آن ها . دو تا نامه برايتان فرستادم که در يکي از آن ها سه قطعه عکس بود که آيا رسيده يا نه . اين نامه را به وسيله دوستم قباد هوشمند برايتان فرستادم که به مرخصي مي آيد . درباره مرخصي خودم مي خواستم به جاي قباد به مرخصي بيايم ولي فرمانده قبول نکرد . ان شاء الله تا 15 روز ديگر به مرخصي و به خدمت مي رسم .  درباره عروسي امير حسين چي شد بگو.انشاء الله به سلامتي عروسي را راه بياندازند و زنش را بياورد .  مادر عزيزم سلام عرض مي کنم و اميدوارم  که سلامت باشيد و هيچ گونه نگراني نداشته باشد . برادر عزيزم امير حسين سلام عرض مي کنم و اميدوارم که در زندگي موفق بوده باشي و برادران عزيزم ابراهيم و بيژن را سلام و دعا مي رسانم . خواهر عزيزم مريم خوب را دعا مي رسانم از طرف من من او را ببوسيد و خواهرم فوزيه و همسرش آقا رضا را بسيار سلام مي رسانم . اميدوارم که حالشان خوب باشد و محمد را مي بوسم  و خواهرم آمنه و عبدالرحمان را سلام فراوان مي رسانم . اميدوارم که هميشه شاد و خرم باشند و مجتبي خوب عزيزم را مي بوسم . به کليه اقوام و آشنايان سلام برسانيد . زياده عرضي نيست . قربان شما عبدالحسين حسيني . 26/2/1360

    نظرات

    هیچ نظری برای این کالا ثبت نگردیده است