شهید فرج الله بیگلر - شهدای مرودشت

بازدیدها(895)

شهید فرج الله بیگلر

قیمت :

شهید فرج اله بیگلر
نام مستعارامیرفرج
نام پدرحیدر
شماره شناسنامه372
تاریخ تولد6/5/1345
محل تولدح 1 مرکزی
میزان تحصیلاتاول نظری
شغل : محصل
14مسئولیت در جبههرزمنده
محل شهادتشلمچه
کیفیت شهادتاز ناحیه سر- تیر
تاریخ شهادت22/3/1367
یگان اعزامیسپاه
محل دفنمرودشت

بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر
شهيد فرج الله بيگلر فرزند حيدر در تاريخ 6/5/1345 در خانواده اي مذهبي در روستاي اشجرد ابرج از شهرستان مرودشت به دنيا آمد.او در کودکي خود را غلام و عاشق حسين عليه السلام خواند و سفر عشق را با سر برگ دانش آغاز کرد.او بهترين دانش آموز از ديدگاه آموزگار بود و توانست تا کلاس اول دبيرستان تحصيل خود را ادامه بدهد. دوران راهنمايي و دبيرستان او همزمان با شکل گيري انقلاب بود و او که جواني آگاه و خدا دوست بود با رفتن به راهپيمايي ها و پخش اعلاميه ها از امام پيروي مي کرد.او همواره مي کوشيد تا به جبهه برود سرانجام ايشان پس از پيروزي هاي بسياري که در صحنه هاي شجاعت داشت در تاريخ 22/3/1367 در شلمچه به ديدار حق تعالي شتافت.روحش شاد و يادش گرامي باد

سایر اطلاعات

شهدا شمع محفل بشریتند

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

در تاريخ 22/9/1366 در ساعت 5/1 يک و نيم نصف شب در خواب ديدم که با پدرم هر يک سوار خري بوديم و مي رفتيم در طرف زمين ماليچه ناگهان پدرم به من حرفي زد که من گفتم انجام نمي دهم و آمدم پائين و خر را رها کردم و آن هم با يک کلم به طرف من آمد و من هم در گندم سبز قايم شدم تا در برابر او نه ايستم و دوباره در همان شب در ساعت 5/3 سه و نيم نصف شب در خواب ديدم که يک سلاح ژ ـ3 در دستم بود و در روبروي خانه بهار نگهباني مي دادم که ناگهان به طرف يک نشانه که به نظر مار مي آمد که به طرفم مي آمد تيراندازي کردم که ناگهان دهقان بيرون آمد و گفت چرا تيراندازي مي کني. شب بيستم ساعت 5/7 از کميته مرکزي سوار ماشين شديم و به طرف تهران راه افتاديم در موقع حرکت همه ناراحت بوديم و بچه ها گاهي با هم شوخي مي کردند براي اين که ناراحتي خود را برطرف کنند موقعي که از دروازه قرآن گذشتيم ماشين ها را براي کنترل نگاه داشتند در اين موقع بود که برادري از افراد کميته با راننده بحث کردند براي اين که راننده گفت جا نداريم و دوباره حرکت کرديم و در پليس راه يک سرباز براي ژاندارمري سوار اتوبوس شدن و به مرودشت رفتيم و شام را در ساعت 5/9 شب شام خورديم در اين موقع بود که يکي از بچه ها مريض شدند و با ما نيامدند و دوباره ما حرکت کرديم و نماز شب را در مسجد قادر آباد خوانديم و دوباره حرکت کرديم و در ساعت 5/12 شب در آباده پياده شديم و چاي خورديم و دوباره حرکت کرديم و نماز صبح را در مسجد شفيع اصفهان خوانديم و حرکت کرديم و صبحانه را در دليجان اصفهان خورديم و دوباره حرکت کرديم به طرف تهران و رفتيم از پليس راه تهران که گذشتيم و در کناري ايستاديم به خيال اين که ماشين ها عقب هستند و بيايند برسند و رفتيم کنار جوب آبي و از آقاي راننده خواهش کرديم که براي ما ترانه بخواند و او هم خواند و دوباره حرکت کرديم و رفتيم به کميته تهران و دو ساعت هم آنجا بوديم و بعد حکم را به ما دادند و به طرف پادگان شهيد مصطفي خميني حرکت کرديم و ساعت 5/5 در پادگان پياده شديم و شب را هم در مسجد گذرانديم و صبح هم به ما مرخصي پانزده روزي دادند و ما هم دوباره برگشتيم در مرودشت و ساعت 5/7 بود که در مرودشت بوديم.والسلام ، روز يکشنبه 5/7/1366 که به پادگان آمديم رفتيم آسايشگاهمان را معين کردند و روز سه شنبه بود که رفتيم آموزش نظام جمع و به مدت هشت روز نظام جمع کار کرديم و روز پنج شنبه بود.

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

(قسمتي از متن موجود نمي باشد) و اصغر و ابوالحسن را از راه دور مي گويم که هر چه بهتر درسش را بخوانند و تا امسال با نمره خوب قبول شوند و ديگر بجز سلامتي شوتي بني صدر کچل خان و ؟؟؟ ديگر عرضي ندارم.خواهران عزيزم را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشيد و هيچگونه ناراحتي در زندگيتان رخ ندهد باري خواهران عزيز در سختي هاي زندگي صبور باشيد و همچو زينب وار در زندگي باشيد باري خواهران عزيز اگر بخواهيد از حال برادر خود باخبر باشيد الحمدالله سلامتي برقرار است خواهر عزيزم تازه گل را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که در زندگيش هميشه صبور باشد و با مشکل هايي که در زندگي او رخ داده است با صبوري و شکيبايي مقابله کنيد به اين نامرد بگوئيد من تو را آخر به اين وضع نخواهم گذاشت تلافي اين همه ضرر و زيان را از تو خواهم گرفت و بچه هايت طاهره و مصطفي را به جاي من ديده بوسي نماييد و اگر جوياي حال برادر حقير خودت باشي الحمدالله سلامتي برقرار است.باري پدر جان الان که اين نامه را مي نويسم در چادر نشسته ام و حال دارد باران مي زند و پدر جان من مي خواهم رسمي بشوم و جواب را فوري فوري بدهيد بيايد که من رسمي بشوم يا نه و کار بهرام را هم زودتر برايش رضايت بگيري و با بهرام جريان رسمي بودن مرا بگوييد تا او هم جواب بدهد و حال من مسئول چادر هستم و بچه ها غذا مي گيرند ظرف مي شورند و آب مي آورند من هم مي خورم و مي خوابم ؟؟؟ حال حرف اولي من نباشيد به عنوان شوخي به کار بردم.ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان. پدر جان اگر توانستي به ملاقاتي بياييد و جواب کار بهرام را به من بگوئيد.جواب فوري فوري اهواز موقعيت سيد الشهدا لشکر 28 روح است کيلومتر 16 و اگر خواستي بيايي ملاقاتي به اين آدرس بياييد. چند بيت شعر:چشم خود واکن يک بار دگر حرف بزن،از لب تشنه و سنگيني آن بسرم. داغ مرگ پسرش را به دلش بگذارم،آنکه بگذاشت داغت به دل من پسرم.اي سر و قدم چند قدم راه برو،تا کنم قد تو را سپر تماشا پسرم. امروز که جز شور جواني به سرم نيست،زمن بيگانه مباش که فردا اثرم نيست. اي نگهدار من و سرور من،اي خداوند من اي مادر من ،اي تو را بهره ز من غمخواري،اي پرستار شب بيماري من. اي که از عشق شد آب و گل تو،اي که جان باد فداي دل تو. نامه ات آمد و گريانم کرد،گله هاي تو پريشانم کرد. اندکي نامه من دير رسيد،و ز تو صد ناله دلگير رسيد. ناله کم کن که ندارد سعي،گز بميرد پسر ناخلفي.چونکه از من خبري نشنيدي،راستي از پسرت رنجيدي. به گمانت که چو رفتم به سفر،کردم از مادر خود صرف نظر.

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر عزيزم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه ناراحتي که در زندگيتان رخ داد در برابر دشمن به روي خود نياوريد باري پدر جان اميدوارم که از راه دور و کوه هاي سر به فلک کشيده سلام گرم مرا بپذيريد و به فکر فرزند حقير خودتان باشيد باري پدر جان اگر بخواهيد از حال فرزند خودت باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است مادر مهربانم را از راه دور و کوه هاي سر به فلک کشيده سلام و دعا مي رسانم.مادر مهربان از طرف فرزند خود به هيچ عنوان ناراحت نباش مادر مهربان هر چه اقوام داريد همگي درباره بهرام عزيزم بکنيد و به فکر او باشيد باري مادر مهربان اگر بخواهيد از حال فرزند خودت فرج بيگلر باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است.همسر برادر عزيزم زبيدا بيگلر را سلام و دعا مي رسانم.باري زبيدا عزيزم اميدوارم که در مشکلات زندگي صبور باشي و در برابر دشمنان هميشه سربلند باشي و هميشه به فکر خودت و بچه هاي مهربان برادرم باش و آنها را خواهش عاجزانه دارم که هيچ يک از افراد خانواده اذيت نکنند اصغر،ابوالحسن،کلثوم و ناهيد را از راه دور سلام مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و هميشه آنها را شاد نگاه داريد و يادم به گفته هاي عزيز ناهيد مي افتد و دلم پر از غصه و چشمانم پر از گريه مي شود چکار مي توان کرد خواهران را تک تک سلام و دعا مي رسانم.همه گل و شهلا را سلام و دعا مي رسانم و تازه گل را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و باري خواهر عزيز اگر در آنجا زندگي براي شما مشکل است آنها را ترک کن و بيا به خانه پدر بنشين و بچه هاي تازه گل را از راه دور به جاي من ديده بوسي نماييد. باري پدر جان مقداري پول بفرستيد به وسيله نامه بيايد که امکان دارد به ما در اربعين حسيني مرخصي بدهند و من که مي خواهم بيايم پول کم دارم.باري پدر جان به فکر کار بهرام باش و لايحه را که بهرام نوشته بياريد تهران و روي پرونده بگذاريد و اگر تهران آمدي ملاقاتي ما ساعت 5 عصر به بعد است و به اين آدرس به پادگان مي رسيد.تهران ـ گمرک ـ رباط کريم شهريان پادگان شهيد مصطفي خميني کميته انقلاب اسلامي.ديگر عرضي ندارم بجز دوري شما. خدمتکار شما برادر و فرزند عزيزتان فرج بيگلر. همه همسايگان را سلام و دعا مي رسانم.آدرس:تهران ـ جاده ساوه ـ رباط کريم شهريار ـ پرندک ـ مرکز آموزش شهيد مصطفي خميني کميته انقلاب اسلامي صندوق پستي 3 ـ 9 کدپستي 33581 گردان 3 گروهان 2 دسته 2 برادر فرج بيگلر ساعت 5/7  شب در آسايشگاه.والسلام خداحافظ جواب فوري فوري

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي اردشير تنها سلام عليکم ، پس از عرض سلام و سلامتي شما از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير شود اگر بخواهي از حال برادر حقير خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و به دعاگوئي شما مشغول مي باشم خاله مهربان و بهتر از جانم نور چشمانم را از راهي دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده و با سلامي گرم به گرمي نور خورشيد و به گشادگي آسمان و به روشنائي مهتاب و به استواري کوه هاي استوار سلام مي رسانم و اميدوارم که اين سلام گرم خالصانه ما را پذيرا باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و به دعاگوئي شما مشغول مي باشم پسرخاله هاي عزيزم نور چشمانم و قوت هاي قلبم اميدهاي روز اميدم را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده و از منطقه جنوب به سوي شما پرواز کرده اميدوارم بپذيري اصغر و اکبر و قاسم را از راه دور به جاي من ديده بوسي نماييد و دختر خاله کوچک و شيرين زبانم مانند خوش گفتار و خوش رفتار را از راه دور به جاي من ديده بوسي نمايد. ديگر عرضي ندارم به جز دوري از شما عزيزان.خداحافظ والسلام بيگلر تاريخ  28/1/1367

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر بهتر از جانم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام سلامتي شما را از درگاه ايزد منان خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم باشي و اميدوارم که اين سلام گرم و خالصانه که از اعماق قلبم سرچشمه مي گيرد بپذيري باري برادر جان اميدوارم که اين ؟؟؟ بر روي کاغذ در آمد و از دياري غريب و دور و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده مي آيد بپذيري باري برادر جان اگر بخواهي از حال برادر حقير خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي که يکي از نعمت هاي خدا است برخورداريم باري برادر جان نامه پر از مهر و محبت شما در ساعت 5/5 بعد از ظهر بدستم رسيد و آن را زيارت کردم و خيلي خوشحال شدم و بوسيدم در تاريخ 23/11/1366 رسيد و در همان ساعت نامه اي براي تو نوشتم و باري برادر جان دل بر بند به خدا که خدا مشکل گشاي کارهاست و دل مي بنديم به خدا غصه مخور برادر جان اميدوارم که هر چه زودتر از اين بند بلا آزاد بشوي و همديگر را در خانه ديدار کنيم.خداحافظ ديگر عرضي ندارم بجز دوري از تو عزيزم خداحافظ والسلام من الله توفيق

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

پدر بزرگوارم سلام عليکم. پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند.باري پدر جان اگر گمان کرده ايد دوري از شما و ديگر افراد خانواده مرا از وظيفه هائي که به عهده داشته ام غافل کرده باشد نهايت بي مهري است.زيرا فرزندي که سال هاي متوالي زير سايه تربيت چنان پدري بزرگ شده هيچگاه آن چهره نوراني و سخنان مهرانگيزي که سعادت دو جهان را باور ارزاني داشته است از ياد نخواهد برد درست است که جبهه خيلي خوب است و مشغول کننده ولي من هرگز خوشبختي جاويدان خود را فداي هوس هاي گذرنده نخواهم کرد.هنوز آخرين نصيحت هايي که هنگام حرکت به من داديد جلو چشمم بوده و مانند ستاره سحري راهنماي تاريکي ها و نااميدي هايي هست.خدمت مادر مهربان و محبوبم سلام عليکم با سلام از راه دور دست هاي مهربان و فداکارت را مي بوسم و بر آن وجود ذيقيمت و ارجمند درود مي فرستم مادر عزيز دلتنگي خود را از فراق وجود مقدست و نيز پدر گرامي و خواهر و برادر و همسر برادر عزيزم و بچه هاي برادرم چگونه قادرم شرح دهم که قلمم قاصر و زبانم عاجز از بيان است تنها اين نکته را بدان که سراپاي وجودم حسن محبت و قدرشناسي نسبت به مراحم و مهرباني هاي توست مادر عزيزم اي انگيزه بقاي من به توصيه ها و نصايح شما تمام و کمال عمل کرده مي کنم و از خود تا حد توان مراقبت مي کنم و اگر بخواهي از حال فرزند حقيرتان فرج بيگلر باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و به دعاگوئي شما مشغول مي باشم.همسر برادر عزيزم زبيداي بيگلر را سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خندان بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند باري زبيداي عزيزم غصه مخور خدا کريم است شما نکند من را فراموش کرده باشيدت چون اصلاً جواب نامه به من نمي دهيد و من خيلي ناراحت هستم باز من از خدا مي خواهم که شما سالم باشيد و من سلامتي شما را از درگاه خداوند مي خواهم.بچه هاي برادرم را اصغر ،ابوالحسن،کلثوم،ناهيد را سلام مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و خواهرانم را همه گل و شهلا را سلام و دعا مي رسانم و سلامتي آنها را از خداوند خواهانم.خواهر عزيزم تازه گل را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميد از خدا دارم که هميشه صحيح و سالم بوده باشيد و بچه هاي او را طاهره و مصطفي را به جاي من ديده بوسي نماييد در ضمن جريان بهرام را به وسيله نامه براي من بفرستيد و ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان.خداحافظ جواب فوري فوري والسلام فرج بيگلر

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

برادر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد منان خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي اميدوارم که اين سلام گرم و خالصانه از فرسنگ ها راه دور و دياري غريب که به سوي شما با دلي شکسته پرواز مي کند بپذيري و هيچ وقت گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير شود باري برادر جان اميدوارم که آن خداي يکتا که هر چه زودتر از اين بند بلا آزاد بشوي باري برادرجان من يک نامه نوشتم و دادم به يکي از بچه ها آورد به خانه و در نامه هم قيد کردم که هر چه زودتر براي تو رضايت بگيرند و روزي هم که مي خواستم از مرخصي بيايم به پدر و مادرم گفتم که هر چه سريعتر براي تو رضايت بگيرند و روزي هم که مي خواستم از مرخصي بيايم به پدر و مادرم گفتم که هر چه سريعتر براي تو رضايت بگيرند ولي هنوز نامه اي از آنها بدست من نرسيده است و نمي دانم چرا جواب براي من نمي دهند بيايد باري برادر جان خدا کريم است اصلاً تو غصه مخور و اگر از پرونده ات خبري داري بوسيله يک نامه برايمان بنويسيد و برادر جان اگر بخواهي از حال برادر حقير خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است.اي نامه اي که مي روي به سويش همه از جانب من ببوس رويش خداحافظ تو اي برادر. برادر حقير فرج بيگلر 26/11/

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشيد و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث ناراحتي اين حقير شده باشد مادر مهربان و عزيزم را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث ناراحتي فرزند حقيرت باشد. همسر برادر عزيزم زبيداي بيگلر را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند بچه هاي برادر عزيزم و نورچشمانم اصغر و ابوالحسن ، کلثوم و ناهيد را از راه دور و ديار غريب سلام مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و خواهرانم را تک تک از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشيد و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند و بچه هاي تازه گل را از راه دور به جاي من ديده بوسي نماييد و در ضمن پدر جان هر چه زودتر براي بهرام عزيزم رضايت بگيريد در ضمن اگر يکي از برادرها آمد آنجا اگر سؤال کرد بگوئيد زن دارد و در ضمن پدرجان اگر مي شود يک کسي را براي من جور کنيد تا من بيايم و در ضمن جواب فوري برايم بفرستيد.ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان.خداحافظ فرج بيگلر

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پسر عموي عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي زالي سلطاني سلام عليکم. پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد منان خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي باري پسر عموي عزيزم اميدوارم که اين سلام گرم و خالصانه که از اعماق دلم سرچشمه مي گيرد و از راهي دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده مانند پرنده اي به سوي تو به پرواز در آمده است بپذيري باري اگر بخواهي از حال پسر عموي حقير خود فرج بيگلر باخبر باشي الحمدالله که يکي از نعمت هاي خداوند است برقرار است و به دعاگوئي شما مشغول مي باشم باري عزيزم چرا براي تو گرفتاري پيش آمده است و اگر مي شود بوسيله يک نامه براي پسر عموي حقيرت بنويسي تا ما مطلع شويم ببينم جريانات چطور شده که تو گرفتار شدي بايد انسان فکر کند و بعد اعمالي را انجام دهد ديدي که بهرام گرفتار شد همه اقوام و خويشان چطور نامردي کردند اصلاً غصه مخور خدا کريم است ديگر عرضي ندارم بجز دوري از تو. خداحافظ من الله توفيق. هر دو نامه را با هم نوشتم. نامه پر مهر و محبت تو در ساعت 5/5 بعد از ظهر رسيد.

فرج بيگلر تاريخ 24/11/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم ؛پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير شود باري پدر جان چرا هر چه زودتر کار بهرام عزيزم و بهتر از جانم را درست نمي کني به خدا قسم اگر تا 30 روز ديگر جواب نامه آمد که شما کار بهرام را درست کرده ايد من به مرخصي مي آيم و اگر اين کار را نکنيد اصلاً که به مرخصي نمي آيم حتي تا آخر ماموريت و ماموريتم را هم دوباره اضافه مي کنم تا همين جا بميرم و حتي وصيت مي کنم که جنازه ام را هم به خانه نبريد. مادر مهربان و بهتر از جانم را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که مادر هر چه سريعتر کار بهرام را انجام دهيد و او را از اين بند بلا آزاد کنيد وگرنه همين کار را خواهم کرد مادر جان هميشه انسان بايد در برابر مسائل شجاع و دلير باشد که خداي ناکرده دشمن بر او شاد نگردد و همسر برادر عزيز و بهتر از جانم را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که در برابر اين همه سختي ها استقامت کند که دشمن بر شما شاد نشود و اميدوارم که اين سال نو بر شما خوش بگذرد چون من در آنجا نبودم و برادرم هم نبود اصلاً ناراحت نشويد خدا کريم است و خواهرانم همه گل شما را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه در کارهايشان موفق باشند بچه هاي برادرم نور چشمانم قوت قلب هايم خون رگ هايم اصغر و ابوالحسن و کلثوم و ناهيد را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خندان بوده باشيد و آنها را از راه دور به جاي من ديده بوسي نماييد و خواهرم تازه گل را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشيد و بچه هايش نور چشمانم طاهره و مصطفي را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و در ضمن خواهر جان به آن نامرد بگو اگر مانند سگ سقط نکردم ؟؟؟ و مادرم مرا پيدا کرده است و ديگر عرضي ندارم به جز دوري از شما عزيزان و اگر جوياي حال حقير شده باشيد الحمدالله سلامتي برقرار است. و در ضمن نامه شما و بهرام در تاريخ 3 بدستم رسيد و جواب را فوري نوشتم.جواب نامه فوري فوري نويسنده نامه فرج بيگلر 4/2/1367

بسم الله الرحمن الرحيم

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

خدمت برادر عزيزم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام ؛اول از روي محبت اي گل بي خار سلام،دوم از روي محبت به تو دارم يک پيام. پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي باري برادر جان اميدوارم که از راه هاي دور و کوه هاي سر به فلک کشيده سلام گرم برادرانه و خالصانه برادر حقير و کوچک خود را پذيرا باشي برادر جان طوري دلم به جوش آمده و حالم اينقدر پريشان است براي دوري شما و گرفتاري شما که اصلاً شب و روزم هيچ نمي دانم چه مي شود چون من زياد ناراحتي شما را مي کشم و نمي دانم که چکار کنم و از کار شما هم هيچ خبري براي من نرسيد و پشيمان شده ام که چرا نگذاشتم کار تو تمام بشود و بعداً بيايم خدمت اما برادر جان حالا ديگر جاي پشيماني فقط باقي مانده است چون من آموزشي ام هم به زودي تمام خواهم کرد باري برادر جان اگر بخواهي از حال برادر حقير و کوچک خودت باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و هيچ نگراني ندارم بجز دوري از شما اي برادر جان به اميد خدا تو به زودي از اين بند بلا آزاد خواهي شد و همديگر را در خانه ملاقات خواهيم کرد برادر جان الان که ساعت هشت شب است که اين نامه را در کميته گلوگها مي نويسم چون به خاطر گشت شهري رفتم گلوگها چون فرماندهان آقاي منصوري مرا انتخاب کرد به مدت پنج روز با پنج تن از دوستان به خاطر دستگيري مورد يعني همان مواد مخدر و سلاح و من هم دعوت او را پذيرفتم رفتيم گلوگاه برادر جان من به عنوان فرمانده هشتاد نفر حال دارم آموزش فرماندهي را مي بينم نمي دانم کي کار خوبي کرده ام اين مورد را پذيرفتم يا نه به نظر شما اين کار فرماندهي چطور است و حال از گشت برگشته ام که به عنوان سراکيپ بوده ام که يک زن را با مقدار سه هروئين و يک کيلومتر پاک دستگير و حال داريم آن را بازجويي مي کنيم که الان يعني ساعت هشت ربع کم از باز جوئي اش تمام شده ايم و دارم اين نامه را مي نويسم باري برادر جان آنقدر دلم در حال تپش است که قلم و کاغذ گوياي آن همه مهر و محبتي که از تو در دلم است نمي تواند گويا باشد به اميد آزادي تو از زندان و ملاقات همديگر در خانه. باري برادر جان غصه مخور خدا کريم است هميشه روزگار همين طور نيست به اميد پيروزي بر دشمنان و برادر جان حالا چه بگويم که اين عقده دلم خالي بشود و دنيا هميشه دست نامردان نيست و نامردان بايد بدانند که همين طور آزادشان نخواهيم گذاشت به اميد آزادي شما از زندان برادر جان چند شعر براي شما مي نويسم که بدانيد که چقدر دوست دارم شما را که زبان گوياي آن و کاغذ جاي آن را ندارد: دورم ز تو اي اميد جانم چه نويسم،من بنده غريبم به تو جانان چه نويسم. ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد،با اين دل پر خون به تو زيبا چه نويسم. پس کوه سياهم اي برادر،نمي توانم بيايم اي برادر. شنيدم گله بسيار داري،به رويت شرمسارم اي برادر. والسلام به اميد ملاقات در خانه من و تو و خانواده مان. جواب نامه را هم ديگر نمي خواهد بدهي جون امکان دارد ما هجدهم ترخيص بشويم.والسلام خداحافظ برادر حقيرت فرج بيگلر تاريخ 9/8/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر عزيز و نور چشمانم و بهتر از جانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم. پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث ناراحتي فرزند حقير شده باشد باري پدر جان اميدوارم که از راهي دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده که از ته قلب و مملو از مهر و محبت سرچشمه مي گيرد بپذيري و اگر بخواهي از حال فرزند حقير خود باخبر باشي الحمدالله که يکي از نعمت هاي الهي است برخوردار هستم و حال من الان در لشکر خيلي خوب است و مادر مهربان و بهتر از جانم را از راهي دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و از خداوند متعال خواهانم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي باري اي مادر مهربان مگر فرزند خود را از نظر برده اي که بوسيله يک نامه هم او را ياد نمي کني مگر من چه کار خلافي کرده ام که از نظر شما افتاده ام و از روزي که من به اين لشکر آمده ام همه روزه انتظار نامه را مي کشم و نمي دانم که چرا نامه شما نمي رسد نمي دانم چرا نکند خداي ناکرده نامه من نمي رسد و اما فکر نکنم چون اگر نامه من نمي رسيد برگشت مي خورد و بگذريم هر چه سريعتر جواب نامه را بدهيد بيايد و اگر بخواهي از حال فرزند خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است همسر برادرم زبيداي بيگلر و بهتر از جانم را از راهي دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند و باري زبيداي عزيزم اصلاً غصه مخور خدا کريم است روزگار به همين طور نمي ماند و مثالي مي زنند که مي گويند زمستان مي رود و سياهيش به زغال مي ماند حالا باشد بگذار نامردان دوران بزنند با اين دوران زدنشان به کجا مي رسند دمار از روزگارشان بدر خواهيم آورد و بچه هاي برادرم اصغر و ابوالحسن و کلثوم و ناهيد را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نمائيد و به اصغر و ابوالحسن بگوئيد که عمويت مي گويد شما امثال هر چه بهتر درستان را بخوانيد تا با نمره خيلي خوب قبول بشويد. و خواهران را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و از خداوند متعال موفقيت آنها را در زندگيشان مي خواهم و اميدوارم که هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره آنها ننشيند. خواهر عزيزم تازه گل را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و از خداوند مي خواهم که هميشه در زندگيشان موفق باشد و بچه هايش را به جاي من ديده بوسي نمائيد و باري پدر جان تو هر تلاشي داري براي بهرام عزيزم انجام بده و اصلاً به فکر من مرو چون جاي من خيلي خوب است و باري پدر جان اصلاً غصه مخور و تلاش کن بهرام عزيزم را از زندان آزاد کني و به مادرم مي گويم که اصلاً غصه مخورد و به فکر من نرود و حال من خيلي خوب است و هر چه تلاش داريد براي بهرام عزيزم انجام دهيد.جواب نامه را فوري فوري بدهيد بيايد چون من زياد منتظر نامه هستم.ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان.خداحافظ فرج بيگلر تاريخ 5/10/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عرض مي کنم و سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواستار و خواهانم اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم باشيد و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر رويتان ننشيند باري برادر جان اگر بخواهيد از حال اين حقير خبردار باشيد سلامتي برقرار است باري برادر جان ما شرمنده و سرافکنده هستيم که نمي توانيم بيائيم ملاقاتي اولاً کار ؟؟؟ زياد است و دوماً دولت دارد سرباز مي گيرد مشکل بزرگي است در پيش پاي من کار را مي توان دو روز تعطيل کرد اما از آنجا مي ترسم که بيايم از بخت بد دستگيرم کنند و ديگر زندگيمان فلج شود.برادر جان زياد فکر نکنيد خدا کريم است از قديم مانده حق هميشه پيروز است چون مسئله مبهم مانده چون همان حاکم شهر هم در اين گير است که چگونه قضاوت کند چون همه از بي گناهي تو با اطلاع هستند مادرمان از راه دور سلام و دعا مي رسانم و سلامتي آن برقرار است باري برادر جان ما که خيلي شرمنده هستيم که الان دو ماه است که نتوانسته ايم به ملاقاتي تو بيائيم.به اميد خدا برادر جان بزودي از اين بند بلا از اين بند خانمان سوز آزاد مي شوي و دوباره پهلوي هم مي نشينيم و زندگاني را به خوشي و خرمي مي گذرانيم برادر جان من الان که اين نامه را مي نويسم ساعت 5/7 شب است و دلم خيلي براي تو تنگ شده است که تو پهلوي ما نيستي و زندگاني براي ما خيلي تلخ است خواهران تک تک سلام و دعا مي رسانند.

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير شود باري برادر جان اميدوارم که اين سلام گرم و خالصانه که از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده و از هواي گرم خوزستان و به گشادي آسمان و به گرمي نور خورشيد و استواري ستون هاي خانه مان اميدوارم برادر جان اين سلامي که از اعماق قلبم سرچشمه مي گيرد بپذيري و اگر بخواهي از حال برادر خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و به دعاگوئي شما مشغول مي باشم باري برادر جان شما از من جايم را خواسته بوديد اکنون من اهواز هستم تقريباً 14 روز است که از عمليات والفجر 10 و از بيت المقدس 4 برگشته ام و صحيح و سالم هستم به خدا قسم سالم هستم اصلاً ناراحت نباشيد به مدت 30 روز ديگر به مرخصي مي آيم که در کار کشاورزي بتوانم به پدرم کمک کنم باري برادر جان من هر نامه به پدرم مي گويم که براي تو رضايت بگيرند و اگر آنها بخواهند کار تو را هر چه زودتر تمام نکنند من اصلاً به مرخصي نمي آيم و کاري هم با آنها ندارم اگر تا 30 روز ديگر براي من نامه آمد که کار تو تمام شده آن وقت به مرخصي مي آيم و اگر نيامد انتظار مرا نکش چون من ديگر از اين زندگي اسف بار سير شده ام و باري برادر جان جواب نامه را فوري بدهيد بياورند و بگو که تو در بند هستي يا در انبار کار مي کني هر چه زودتر جواب نامه را بدهيد بيايد و در ضمن زالي را هم سلام برسان بگو طريق مردي همين است شما کرديد و در ضمن نامه تو و زالي و خانه مان در يک زمان بدستم رسيد و زياد خوشحال شدم ولي متاسفانه بعد از چند لحظه غم دوباره چشمانم را گرفت بخاطر اين که پدرم برايت کاري نکرده است.باشد خدا کريم است برادر عزيزم غصه مخور چون فکر کردن کاري را از پيش نمي برد والسلام ديگر عرضي ندارم بجز دوري از تو عزيز و قوت قلبم.خداحافظ فرج بيگلر تاريخ 4/2/1367

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشيد و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره کبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير بشود باري پدر جان اگر بخواهي از حال فرزند حقير خود باخبر باشيد الحمدالله سلامتي برقرار است به دعاگوئي شما مشغول مي باشم.مادر مهربان و بهتر از جانم را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده سلام و دعا مي رسانم و به دعاگوئي تو عزيز و بهتر از جانم مشغول مي باشم و باري مادر جان اصلاً ناراحت مباش چون حال من خيلي خوب است و به دعاگوئي تو مشغول مي باشم همسر برادر عزيز و بهتر از جانم را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده و هواي گرم سوزان خوزستان سلام مي رسانم و به دعاگوئي شما مشغول مي باشم.بچه هاي برادر عزيز و بهتر از جانم نور چشمانم و قوت هاي قلبم را از راهي دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده سلام و دعا مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد.خواهرانم همه گل و شهلا را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و به دعاگوئي آنها مشغول مي باشم و اميدوارم که خدا آنها را در کارهايشان هميشه موفق بگرداند خواهر عزيز و بهتر از جانم تازه گل را از راه دور و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده و از هواي گرم خوزستان سلام و دعا مي رسانم و به دعاگوئي او مشغول مي باشم و بچه هاي خواهر عزيز و بهتر از جانم را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و در ضمن پدر جان حال که اين نامه را مي نويسم براي شما در خود لشکر هستم و نامه را مي نويسم و هوا هم خيلي گرم است که بدن انسان خيس مي شود و در ضمن پدر جان هر چه سريعتر براي بهرام رضايت بگيريد که باعث نگراني اين حقير است که کار بهرام عزيز هنوز جور نشده است و در ضمن هر کس جوياي حال ما شود از قول من به آنها سلام و دعا برسانيد و در ضمن پدر اگر مي شود مقداري پول بدهيد بيايد چون ممکن است من تا يک ماه ديگر هم به مرخصي نيايم همسر برادر عزيز و بهتر از جانم را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده و هواي گرم سوزان خوزستان سلام مي رسانم و به دعاگوئي شما مشغول مي باشم. بچه هاي برادر عزيز و بهتر از جانم نور چشمانم و قوت هاي قلبم را از راهي دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده سلام و دعا مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد.خواهرانم همه گل و شهلا را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و به دعاگوئي آنها مشغول مي باشم و اميدوارم که خدا آنها را در کارهايشان هميشه موفق بگرداند. خداحافظ پدر مهربان و بهتر از جانم و امکان دارد که اين نامه را توسط بهيار محمدي بدهم بيايد خانه اگر او نامه را آورد او مرا ديده و سالم هستم ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان هر چه سريعتر کار بهرام را زودتر تمام کنيد. خداحافظ من الله توفيق فرج بيگلر  16/2/1367

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر و مادر گراميم و از جان بهترم سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي باري پدر جان تو را به عزيز زهرا قسمت مي دهم که هر چه زودتر کار برادر گرامي و بهتر از جانم بهرام بيگلر را يکسره کني و براي او رضايت بگيري تا هر چه زودتر به بالين خانواده اش بيايد باري پدر جان اميدوارم که هيچ وقت ناراحتي به روي نوراني شما ننشيند.مادر مهربانم را سلام و دعا مي رسانم و باري مادر جان اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچ وقت در برابر سختي ها کوتاهي نکني که خداي ناکرده دشمن به ما بخندد همسر برادر عزيزم زبيدا بيگلر را از راه دور و دياري غريب سلام مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند کوه در برابر سختي ها استقامت کند و بچه هاي برادرم را تک تک از اصغر و ابوالحسن و کلثوم و ناهيد را به جاي من ديده بوسي نماييد.خواهران را تک تک سلام و دعا مي رسانم.ديگر عرضي ندارم بجز دوري شما وقت کم است خداحافظ حالم خيلي خوب است جايم هم خيلي راحت و به مدت هر ماه من در 16 کيلومتري اهواز هستم.خداحافظ دگر عرضي ندارم. فرج بيگلر  تاريخ 14/9/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر گرامي و ارجمندم بيژن عوضي آقايي سلام عليکم ؛اي نامه اي که مي روي بسويش،از جانب من ببوس رويش ، اول از روي ادب اي گل بي خار سلام،دوم از روي محبت بتو دارم پيام ، پس از عرض سلام صحت سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که مانند گلهاي بهاري شاد و خندان بوده باشيد و هيچگونه کسالتي در چهره مبارکتان رخ نداده باشد که موجب ناراحتي اين حقير گردد سلام گرمتر از وجودم که از راهي دور و دياري غريب بپذيريد بدان که هميشه به فکر شما بوده و هستم آرزوي من رسيدن به شما يعني کسي که وجودم در چشمان او خلاصه مي شود اکنون اين نامه را با قلم قرمز رنگي که همچون خون بدنم است مي نويسم دلم مي خواهد تمام احساساتي را که در گلبول هاي خون است را به رشته عظيم در آورم ولي افسوس و صد افسوس که قلم و کاغذ ياري و توانايي آن را ندارد فقط با ترسيم چند کلمه که آن هم گوياي آن نيست مي نويسم تو گرامي تر از جان من تو نسيمي تو سپيده اي تو رنگين کماني لبخند تو از عزل تا ابد گشوده است آسمان در زير طاق چشمان تو جاري است تو را دوست دارم تو را مي پرستم آن زمان که تو را يافتم از نگاه تو جانم ستاره باران شد آن زمان که ترا يافتم مکتب عشق تو گشتم در اين مکتب درس استاد آن چنان در دلم نشست که به امروز سر از شاگردي بر نتافتم هميشه نگاه زيبا روي و دلاروي تو را در دل خويش دارم تصوير جمال تو اينک در آئينه دلم مي درخشد صبح از نگاه تو سر مي زند خورشيد از لبان تو ميان من و تو تصوير دريچه اي به گشادگي آسمان و روشنايي آفتاب نظر اندوخته باري برادر جان از روي لطف و محبت جوياي حال اين حقير باشيد بحمدالله سلامتي که يکي از نعمت هاي الهي مي باشد برقرار است و نامه پر از مهر و محبت شما در بهترين موقعيت يعني در تاريخ 26/8/1366 در ساعت 5/6 عصر بدستم رسيد. و در ضمن برادر جان به مدت يک هفته به صورت آماده باش بوديم بخاطر اين که مراسم پايان دوره اي ما با حضور موسوي اردبيلي و فرمانده کل کميته انقلاب اسلامي انجام پذيرفت و حدود 6 فروند هلي کوپتر که موجب با شکوه تر کردن مراسم ما بود به پايان رسيد و الان که در حال نامه نوشتن براي شما دوست از جان بهترم مي باشم در حال آماده باش هستيم براي رفتن به اردو و بعد از اردو ترخيص خواهيم شد و در آينده اي نزديک همديگر را از نزديک ملاقات خواهيم کرد.تو خودت مي داني که من تو را دوست دارم همانند مادري که فرزندش را دوست دارد همانند ماهي و دريا ـ آهو و صحرا حتي از اينها هم بيشتر دوستت دارم.اين حقير در مسابقه تيراندازي شرکت نمودم که امتياز کل تيراندازي بوسيله مسلسل ام پي فاير 280 بود توانستم در مسابقه تيراندازي بياري الله مقام اول را که کل امتيازم به 265 رسيد در ضمن سلام گرم مرا که از صميم قلبم سرچشمه مي گيرد به فرهاد نظافتي برسانيد و بگو که آيا قبول شده است يا نه. اي دوست عزيز که نظر نيست مرا،مدتي مي گذرد از تو خبر نيست مرا. به معشوقه بگوئيد من نمي دانم چه نويسم،گهي حيران گهي خندان گهي مستم من. خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است،کارم از گريه گذشته به آن مي خندم. گر نگهدار تو آن است که من مي دانم،شيشه در بغل سنگ نگه مي دارم. هر کس به طريقي دل ما مي شکند،بيگانه جدا دوست چرا مي شکند.بيگانه اگر مي شکند حرفي نيست،من در عجبم دوست چرا مي شکند. روزگار بي مروت لحظه اي شادم نکرد،در قفس افتادم و صياد آزادم نکرد و در ضمن برادر عزيز جواب نامه را ندهيد چون که همين روزها ترخيص خواهيم شد تا اطلاع ثانوي. ديگر عرضي ندارم بجز دوري شما خداحافظ برادر عزيز و بهتر از جانم. ياد آن روزي که با هم رفتيم ؟؟؟ براي خاضي با تراکتور چوب آورديم يادش بخير.

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم نور چشمانم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عليکم. پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير بشود باري برادر جان اميدوارم که اين سلام گرم و خالصانه را که از راهي دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده و سلامي به گرمي نور خورشيد و گشادگي آسمان و نوراني بودن مهتاب و به استواري ستون هاي خانه مان اميدوارم که اين سلام گرم و خالصانه ما را پذيرا باشي باري برادر جان اگر بخواهي جوياي حال اينجانب فرج بيگلر را خواسته باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و به دعاگوئي شما مشغول مي باشم باري برادر جان اميدوارم که اين گرفتاري که براي شما رخ داده من خيلي ناراحت هستم و اميدوارم که اصلاً تو فکر نکن و غصه مخور خدا کريم است باري برادر جان در هر نامه که براي خانه مي نويسم مي گويم که هر چه سريعتر براي تو رضايت بگيرند ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان.خداحافظ فرج بيگلر

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر گرامي و بهتر از جانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير بشود اميدوارم که اين سلام گرم را که به گرمي نور خورشيد و به گشادگي زمين و به استواري ستون هاي خانه مان است بپذيريد باري پدر جان اگر بخواهي از حال فرزند حقير خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و به دعاگوئي شما مشغول مي باشم.مادر مهربان و بهتر از جانم را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي بلند که به سوي شما به پرواز در آمده است پذيرا باشي باري مادر جان از طرف من خيالتان راحت باشد و اگر مي توانيد ترا به خدا قسمت مي دهم که درباره بهرام عزيز و بهتر از جانم برايش رضايت بگيريد باري اي مادر عزيز بهرام را از اين بند بلا آزاد کنيد و مرا در اين مدتي که اينجا هستم خوشحالم کنيد و همسر برادر عزيز و بهتر از جانم نور چشمانم زبيداي بيگلر را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده و از هواي گرم خوزستان مانند پرنده اي پر کشيده و به سويت به پرواز در آمده سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه نگراني نداشته باشي باري زبيداي عزيزم براي بهرام بهتر از جانم رضايت بگيريد و جواب رضايت مي گيريد يا نه را براي من بنويسيد ان شاءالله من منتظر آزادي بهرام عزيزم هستم مرا به وسيله يک ورق خوشحال کنيد اين دل جگر پاره مرا شاد کنيد.بچه هاي برادر عزيز و بهتر از جانم و نور چشمانم و اميدهاي دلم و قوت هاي قلبم را از راه دور و دياري غريب اصغر ـ ابوالحسن و کلثوم و ناهيد را از راه دور سلام مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد.و اصغر و ابوالحسن را بگوئيد که هر چه بهتر درسشان را خوب بخوانند خواهرانم همه گل و شهلا را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشيد. خواهر عزيز و بهتر از جانم تازه گل را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده به سوي تو به پرواز در آمده است سلام مي رساند بپذيري و طاهره و مصطفي را از راه دور و دياري غريب سلام مي رسانم و به جاي من ديده بوسي نماييد.و در ضمن عموي مهربان و بهتر از جانم منصور بيگلر را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و خسرو و پسر عموي عزيزم مرا از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم.و در آخر پدر جان اميدوارم که هر چه زودتر براي بهرام عزيزم رضايت بگيري و به وسيله نامه براي من جوابش را بدهي هرچه زودتر براي بهرام عزيزم رضايت بگيريد.ديگر سر شما عزيزان را به درد نمي آورم خداحافظ شما. و حال اين نامه را که نوشته ام تازه از عمليات غرب برگشته و صحيح و سالم هستم يعني عمليات والفجر 10.

والسلام   23/1/1367

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت عموي عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي منصور بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير شود. و پسر عموي هاي خودم کاووس،حسين ، حسن را از راه دور سلام مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و همسر عموهاي خودم را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوههاي سر به فلک کشيده سلام و دعا مي رسانم و دختر عموهايم را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و پسر عموي عزيز خودم خسرو بيگلر را با خانواده از راه دور و ياري غريب سلام و دعا مي رسانم و به اميد موفقيت آن در زندگيش هستم و قربان و کامران و قاسم و مسلم را از راه دور و دياري غريب سلام مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و عزيزانم نامه هاي شما در بهترين اوقات بدستم رسيد و آن را زيارت کردم و چند روزي بود که از غريب برگشته بودم و هر چه سريعتر براي بهرام رضايت بگيريد ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان.خداحافظ فرج بيگلر

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر عزيزم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچ وقت گرد و غبار روزگار بر صورت براق و روحاني شما ننشيند سلام گرمتر از وجودم که از راهي دور و دياري غريب بپذيريد و بدان که هميشه به فکر تو بوده و هستم آرزوي من رسيدن به تو يعني کسي که وجودم در چشمان او خلاصه مي شود اکنون اين نامه را با قلم قرمز رنگي که همچون خون بدنم است مي نويسم دلم مي خواهد تمام احساساتي را که در گلبولهاي خونم است را به رشته تحرير در آورم ولي افسوس و صد افسوس که قلم و کاغذ ياري و توانايي آن را ندارد فقط با ترسيم چند کلمه که آن هم گوياي تمامي آن نيست مي نويسم.باري برادر جان اگر بخواهيد از حال برادر کوچک خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است باري برادر جان الان که اين نامه را مي نويسم تمامي وجودم در حال شادي است باري برادر جان تو غصه مخور خدا کريم است و هميشه همين روزگار نيست و روزگار هم هميشه دست نامرد دنيا نيست وقت وسيع است و هيچ وقت غصه مخور و برادر جان تو اصلاً فکر بچه را نکن حال بچه ها هم خيلي خوب بود روزي که من رفتم مرخصي اما باعث شرمندگي است برادر جان که نتوانستم بيايم شيراز به ملاقاتي شما چون مرخصي من يک مرخصي تشويقي بود آن هم بر اثر اين که يکي از سربازان دسته مان مي خواست فرار کند و من هم دستور داشتم که هر کس فرار کند او را دستگير کنم به اين خاطر بود که به من تشويقي دادند باري برادر جان چون اين مسئله به من محول گرديده به عنوان ارشد گروهان هم انتخاب شده ام. من هم چو روزي چو بلبل در چمن بودم،ز سختي هاي سربازي برخبر بودم. برادر جان خيالت مي رسد سربازي آسان است،اگر مرغ هوا باشي برايت همچو زندان است. عمر اگر خوش گذرد زندگي نوح کم است،ور به سختي بگذرد يک نقش بسيار است.ما درون را بنگريم و حال را،ني برون را بنگريم و قال را،خواهي که خدا کار نکو با تو کند،ارواح ملائک همه رو با تو کند، يا هر چه رضاي او در آن نيست مکن،يا راضي تو بهر چه او با تو کند، گويند بهاري شد و گل آمد و مي رفت،ما بي تو ندانيم که کي آمد و کي رفت. والسلام خداحافظ به اميد آزاد شدن شما از زندان به زودي خداحافظ خدمت کار شما. برادر جان نامه اي که نوشته بوديد نرسيده است و از خانه هم هنوز هيچ نامه اي نرسيده است. فرج بيگلر 27/7/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر عزيزم و بهتر از جانم سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر رويتان ننشيند باري پدر جان فکر بهرام عزيزم باش و هر چه تلاش داري براي آن بکن سلام گرمتر از وجودم که از راهي دور و دياري غريب بپذيريد و بدان که هميشه بفکر شما بوده و هستم آرزوي من رسيدن به شماها يعني کساني که وجودم در چشمان آنها خلاصه مي شود اکنون اين نامه را با قلم قرمز رنگي که همچون خون بدنم است مي نويسم دلم مي خواهد تمام احساساتي را که در گلبولهاي خونم است به رشته تحرير در آورم ولي افسوس و صد افسوس که قلم و کاغذ ياري توانايي آن را ندارد فقط با ترسيم چند کلمه آن هم که گوياي تمامي آن نيست مي نويسم باري پدر جان اگر بخواهيد از حال فرزند عزيز خودت باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است باري پدر جان نامه اي که فرستاده بودي با مقداري پول هنوز نرسيده است و تو رسيد را ببريد بدست خانه و ببين جريان پول چطور شده که اينقدر طولاني است.خدمت مادر مهربان و بهتر از جانم سلام و دعا مي رسانم و سلامتي او را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و هميشه از خدا مي خواهم او را سالم و صبور در برابر ناراحتي هاي زندگي نگاه دارد باري مادر جان در برابر دشمن خود را هيچ وقت ناراحت مکن که دشمن خداي ناکرده به تو شاد گردد هميشه کاري کن که دشمن از تو شکست بخورد و اگر بخواهي از حال فرزند عزيز خود فرج بيگلر باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است. خدمت همسر برادر عزيزم زبيدا بيگلر سلام مي رسانم و سلامتي او را از درگاه متعال خواهان و خواستارم باري زبيداي عزيزم سلام عليکم و اميدوارم که از راهي دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي بلند و سر به فلک کشيده سلام گرم مرا بپذيري باري زبيداي عزيزم تو زياد فکر نکن و ناراحتي را در برابر دشمن به روي خود نياور و در برابر دشمنان صبور باش و خدا کريم است و من از راه دور خواهش دارم که هر چه تلاش داريد درباره بهرام عزيزم و بچه هاي آنها کنيد و از بچه ها خوب نگهداري و لباس هاي خوب و تازه بپوشان تا در برابر بچه هاي محل هميشه سربلند باشند و اگر بخواهي از حال برادر کوچک خود فرج بيگلر باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و اصغر و کلثوم و ناهيد و ابوالحسن را از راه دور سلام مي رسانم و آنها را بجاي من ديده بوسي نماييد و اصغر و ابوالحسن را تشويق کنيد که هر چه بهتر درس بخوانند و قبول بشوند و خواهر گراميم تازه گل را سلام و دعا مي رسانم و باري تازه گل عزيزم اگر بخواهي از حال برادر کوچک خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و باري خواهر عزيزم تو هم هميشه در زندگي خود صبور باش و غصه مخور خدا کريم است.خواهران عزيزم شهلا و همه گل را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه شاد باشيد و اگر بخواهيد از حال برادر خود باخبر باشي سلامتي برقرار است و بچه هاي تازه گل را هم به جاي من ديده بوسي نماييد باري پدر جان هر چه تلاش داريد درباره بهرام عزيزم بکنيد باري پدر جان جواب نامه من هم هنوز نرسيده نامه اي که هم با پول فرستاده بودي نرسيده است ديگر عرضي ندارم بجز دوري شما.خداحافظ والسلام فرج بيگلر 28/7/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر عزيز و بهتر از جانم نور چشمانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم. پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد منان خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير بشود اميدوارم که اين سلام گرم و خالصانه فرزند خود که از راه هاي دور و از پشت کوه ها مي آيد بپذيري باري پدر جان اگر بخواهي جوياي حال فرزند حقير خود باشي الحمدالله سلامتي برقرار است.مادر مهربان و بهتر از جانم را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي همسر برادر عزيز و بهتر از جانم زبيداي بيگلر را سلام مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند بچه هاي برادر عزيزم نورچشمانم بهتر از جانم اصغر،ابوالحسن،کلثوم و ناهيد را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و آنها را از راه دور به جاي من ديده بوسي نمائيد و اصغر و ابوالحسن را بگوئيد که بهتر درس بخوانند خواهرانم را از راه دور سلام مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشيد و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکشان ننشيند باري پدر جان هر چه سريعتر براي بهرام عزيزم رضايت بگيريد تا او را از زندان آزاد کنيد و پدر جان اگر مي شود يک نفر هم براي ما جور کنيد و عموي عزيزم منصور بيگلر را سلام و دعا مي رسانم ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما خداحافظ والسلام جواب نامه فوري فوري. فرج بيگلر  8/12/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر گرامي و بهتر از جانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي ترا از درگاه ايزد منان خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير شود. مادر مهربان و بهتر از جانم را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري باشيد همسر برادرم عزيز و بهتر از جانم زبيداي بيگلر را از راهي دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم مي گويم که هميشه در زندگي صبور باشيد بچه هاي برادرم نور چشمانم قوت بازويم و زانويم علي اصغر،ابوالحسن،کلثوم و ناهيد را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و ناهيد را بگوئيد کوري حالت چطور است کلثوم را بگوئيد جير جيرک هنوز هم مانند جير جيرک فرياد مي زني و از اصغر و ابوالحسن بگوئيد که درسشان را بخوانند خواهرانم را تک تک از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و بچه هاي تازه گل،طاهره و مصطفي را به جاي من ديده بوسي نماييد و در ضمن پدر جان براي بهرام رضايت بگيريد هر چه زودتر و حال من خيلي خوب است و ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان.خداحافظ فرج بيگلر تاريخ 28/11/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر عزيزم و بهتر از جانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي باري پدر جان اميدوارم که از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده اين سلام گرم و صميمانه مرا از راه دور و دياري غريب بپذيري باري پدر جان اگر بخواهي از حال فرزند حقير باخبر باشي الحمدالله که يکي از نعمت هاي الهي است برخوردار هستم و مادر مهربان و بهتر از جانم و آب طيبه طاهره را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و از حال فرزند حقير خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و همسر برادر عزيزم زبيداي بيگلر را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده اين سلام صميمانه مرا بپذيري باري زبيداي عزيزم اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره تان ننشيند باري زبيداي عزيزم اميدوارم که هميشه در زندگي اين مشکلي که براي ما اتفاق افتاده صبور در برابر اين همه مشکلات باشي و بچه هاي برادرم اصغر و ابوالحسن و کلثوم و ناهيد را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و به اصغر و ابوالحسن بگوئيد که درسشان را خوب بخوانند و امسال در سر کلاس موفق باشند و خواهرانم همه گل و شهلا را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و باري اي خواهران عزيز اي همزبان من اي ياور من در زندگي که شما هستيد شما مرا در زندگي تشويق مي کنم که در برابر مشکلات صبور باشيد و خواهر عزيزم تازه گل را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و بچه هايت مصطفي و طاهره را از راه دور سلام مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد.باري اي پدر و مادر عزيز خداي ناکرده فرزند خود را فراموش کرده ايد که مرا بوسيله يک نامه شاد نمي کنيد و درباره جريان بهرام چرا براي من نامه نمي نويسيد مگر براي او هنوز کاري نکرده ايد که براي من نامه نمي نويسيد هر چه تلاش داريد براي بهرام عزيزم انجام دهيد.جواب نامه فوري فوري ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما.خداحافظ فرج بيگلر تاريخ 10/10/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد منان خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير شود باري برادر جان اگر بخواهي جوياي حال برادر خودت باشي الحمدالله سلامتي که يکي از نعمت هاي خداوند است برقرار است و هيچگونه ناراحتي ندارم بجز دوري از تو عزيزم و اميدوارم که اين دوري هم هر چه زودتر در خانه خودمان به پايان رسد باري برادر جان اميدوارم که اين سلام گرم و خالصانه را که از اعماق دلم و اشک چشمانم که حال بر روي ورقه کاغذ مي ريزد و از فرسنگ ها دور و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده و از منطقه جنگي اهواز مي آيد بپذيري باري برادر جان اصلاً غصه مخور خدا کريم است خدا پشت و پناه ضعيفان است چرا ما غصه بخوريم دمار از روزگار اين نامردان بدر خواهيم آورد باري برادر جان من نگران آن هستم که حال من در خدمت سربازي هستم تو بايد در خانه باشي و بر سر فرزندان خود و من نگران آن هستم که تو بي گناه زندان مي کشي باز هم خدا کريم است برادر جان من در هر نامه که به خانه مي فرستم مي گويم که هر چه سريعتر براي تو رضايت بگيرند و به اميد آن نامردان پدرم ننشيند و تو را آزاد کند و بعد فکر آنها را هم خواهيم کرد و برادر جان نامه پر از مهر و محبت شما در ساعات 10 صبح 1/12/1366 بوسيله يکي از برادران عزيز همسنگر بدستم رسيد و خيلي خوشحال شدم و آن را زيارت کردم و فوراً در ساعت 3 بعد از ظهر همان روز نامه اي برايت نوشتم و تمام همسنگرانم سلام مي رسانند ديگر عرضي ندارم بجز دوري از تو عزيز.مخصوصاً همسنگر عزيزم ؟؟؟ غلامي عليون سلام مي رسانند.خداحافظ فرج بيگلر 1/12/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

با درود فراوان به رهبر کبير انقلاب اسلامي امام خميني و با درود به رزمندگان جبهه هاي حق عليه باطل. خدمت پدر گرامي و بهتر از جانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه ناراحتي در زندگيتان رخ ندهد که باعث ناراحتي شما بشود باري پدر جان اميدوارم که در برابر اين ناراحتي طوري خود را صبور نگهداري که دشمن نتواند از اين ناراحتي سوء استفاده کند باري پدر جان اميدوارم اين سلام گرمتر از وجودم که از راهي دور و دياري غريب و کوه هاي سر به فلک کشيده که بوسيله يک نامه ناقابل مي آيد بپذيريد و از مشاهده اين نامه بدانيد که چقدر فرزند حقير کوچک خود فرج بيگلر نسبت به شما مهر و محبت دارد باري پدر جان اگر بخواهيد حال فرزند خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و هيچگونه ناراحتي من حال ندارم و حالم خيلي خوب است و حال من الان در لشکر روح الله هستم و حال مشغول آموزشي که گفتم هستم من مدت سه ماه بايد در همين لشکر باشم و به خط نمي روم چون بايد بعضي از برادران را در همين لشکر آموزش بدهم باري پدر جان شما هر چه اقدام داريد درباره بهرام عزيزم انجام دهيد چون او را از زندان آزاد کنيد تا به سر خانواده خودش بيايد و در کارها کمک تو کند باري پدر جان من الان خيلي ناراحت بهرام هستم و مي دانم که در اين موقع چقدر پدر و مادر و برادري و اعضاي خانواده براي من خوب بوده است حال قدر پدر و مادر و برادر را مي دانم.مادر مهربان و بهتر از جانم را از راه دور و کوه هاي سر به فلک کشيده سلام مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه ناراحتي را به روي خود در برابر دشمنان نياوريد که دشمن از ما شاد نشود باري مادر جان شما فکر من نباشيد چون بايد شما هر چه تلاش داريد در زندگيتان براي بهرام بيگلر و عزيز بهتر از جانم انجام دهيد چون اميد من در زندگي همين برادرم است و مي گويند که درخت بي برادر هميشه بي ثمر است شما بهرام را از اين بند بلا آزاد کنيد خدا براي من کريم است من خودم را بدست روزگار مي سپارم و دل مي بندم به خداي يکتا و مهربان باري مادر جان خدا کريم است غصه مخور و اگر بخواهي از حال فرزند عزيز خود باخبر باشي الحمداله سلامتي برقرار است.همسر عزيز برادرم زبيداي بيگلر را سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و از خداوند متعال خواهان و خواستارم که هميشه در زندگيتان مؤيد و پيروز بوده باشي و هيچگونه ناراحتي در زندگي مبارکتان روي ندهد باري زبيداي عزيزم اميدوارم که هر چه تلاش داريد در ياري بهرام عزيزم انجام دهيد و زياد به فکر من مباشيد چون من يک فرضيه شرعي بود که بايد بيامدم به خدمت چون خدمت براي خدا است چون عراق براي ما يک دشمن است و ما بايد کاري کنيم دشمن پوزه اش به خاک ماليده شود تا ديگر هوس حمله به کشور ما نکند باري زبيداي عزيزم شما را به خدا قسم مي دهم که هر چه زودتر بهرام عزيزم را از اين بند بلا آزاد کنيد تا بتواند زندگي خود را ادامه دهد و هميشه به فکر خانواده خودش باشد و فريب دشمن نامرد و اين اقوام نامرد و از زن کمتر را نخورد باري زبيداي عزيزم به فکر اين باش که کاري کنيد تا دشمنان از ما شاد نشوند و بچه هاي برادرم را طوري به بار آري که الگو باشند در بين اقوام و آنها را به هيچ عنوان اذيت نکني و آنها را مانند گل نگهداري کني و بچه هاي برادرم را از کوچک تا بزرگ سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که از خدا تا آخر عمرشان صحيح و سالم بوده باشد و اصغر و ابوالحسن و کلثوم و ناهيد را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد و باري اصغر جان و ابوالحسن جان طوري درس بخوانيد که امسال را هم به موفقيت بگذراني و با نمرات خوب خود پدر و مادر خودتان را شاد کني و مرا هم از راه دور شاد کني و خواهران همه گل و شهلا را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که از راه دور سلام برادر حقير خود را بپذيرند باري اي خواهران عزيز اميدوارم که در اين موقعيت اسلامي طوري رفتار کنيد و حجاب اسلامي را کاملاً رعايت کنيد تا دشمنان اسلام از کارهاي اسلامي شما عبرت گيرند باري اي خواهران عزيز اميدوارم که اصلاً به فکر من مباشيد چون جاي من خوب است و الحمدالله سلامتي برقرار است و خواهر عزيزم تازه گل را از راه دور سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که در آن خانه نامرد دنيا طوري رفتار کند که آن نامرد بر آن شاد نشود و به آن نامرد دنيا بگوئيد خدا کريم است کاري بر سرت بياورم که آن سرش ناپيدا باشد و بچه هايش را از راه دور به جاي من ديده بوسي نماييد. والسلام ، ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان. خداحافظ جواب فوري فوري و جريان بهرام را هم بگوئيد که به کجا رسيده است. فرج بيگلر 17/9/1366 ، چه کنم که فلک کرده جدا،از کدام گل بچينم که دهد بوي شما ، اي نامه که مي روي بسويش،از جانب من ببوس رويش ، بلبلي دور از وطن مي روم و شادم کنيد،اي شماهايي که دور هم جمعيد با نامه اي شادم کنيد. چون که از من خبري نشنيدي،راستي از پسرت رنجيدي. به گمانت که چو رفتم به سفر،کردم از مادر خود صرف نظر. آتش الفت دير نشد سرد،پسرت رفت و فراموشت کرد. اي نگهدار من و سرور من،اي خداوند اي مادر من. اي ترا بهره زمن ؟؟؟،اي پرستار شب بيماري من ، اي که از عشق شد آب و گل تو،اي که جان باد فداي دل تو ، نامه ات آمد و گريانم کرد،گله هاي تو پريشانم کرد ، اندکي نامه من دير رسيد،و ز تو صد ناله و دلگير رسيد ، ناله کم کن که ندارد سعي،گر بميرد پسر ناخلفي .19/9/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي باري برادر جان تو چرا براي برادر دور از وطن افتاده خود نامه نمي نويسي باري برادر جان من آنقدر انتظار نامه شما را مي کشم و از سلامتي شما هيچ خبري ندارم اميدوارم که هر چه زودتر نامه هاي خود را اگر کسي بيرون مي آيد بدهيد بياورد ؟؟؟ تا زود برسد برادر جان غصه مخور خدا کريم است اصلاً تو غصه مخور من پي در پي براي پدرم نامه مي نويسم که کار تو را زودتر تمام کند و از آنها هم نامه اي بدست من نمي رسد که بدانم کار تو را چکار کرده است نمي دانم چرا جواب نامه هاي من را نمي دهند و برادر جان اميدوارم که اين سلام گرم مرا که از خون بدنم و از قلبم سرچشمه مي گيرد بپذيري باري برادر جان اگر بخواهي از حال برادر حقير خود فرج بيگلر جويا باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و به دعاگويي شما برقرار هستم باري برادر جان اصلاً به فکر من مباش چون جاي من خيلي خوب و راحت هستم و صبح تا عصر در زمين واليبال داريم واليبال بازي مي کنيم و در روز دو کلاس بچه ها را آموزش مي دهم و هر کلاس هم يک ساعت است.ديگر عرضي ندارم بجز دوري از تو و بهتر از جانم به اميد ملاقات در خانه خداحافظ فرج بيگلر 25/9/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام و درود بر رهبر و رزمندگان جبهه هاي حق عليه باطل ، خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عليکم ؛پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد منان خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچ گونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند باري برادر جان شما چون ناحق گرفتار شده ايد غصه مخور خدا کريم است يعني روزگار همين طور مي ماند نه اگر هم بماند بگذار بماند حتي اگر تلافي را بوسيله يک پنبه داغ کردن باشد به در خواهم آورد که بداند به هيچ عنوان زرنگ نيست او مانند يک سگ دزد و فراري فعلاً خودش را جا بزند باز هم خدا کريم است اصلاً تو غصه مخور روزي دمار از روزگارش بدر خواهم آورد و بچه هاي تو هم حالشان خوب است و من به پدرم خيلي تاکيد کردم که هر چه زودتر کار تو را انجام دهد و براي تو رضايت بگيرد و دختر هم بدهد و کاري به حسين سگ نداشته باشد تلافي را از او خواهم گرفت و اگر برادر جان بخواهي از حال برادر حقير خود باخبر باشي الحمدلله که يکي از نعمت هاي خداوند است برقرار است و هيچگونه نگراني ندارم بجز دوري از شما عزيز.به اميد ملاقات همديگر در خانه.خداحافظ فرج بيگلر

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

با درود فراوان به رهبر کبير انقلاب اسلامي امام خميني و درود بر رزمندگان جبهه هاي حق عليه باطل. خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عليکم. پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارک و نوراني شما ننشيند باري برادر جان اميدوارم که از راه دور و کوه هاي سر به فلک کشيده که از راهي دور و دياري غريب که اکنون تنها در غربت نشسته است و حال دارد با چشماني گريان و دلي پر خون براي تو نامه مي نويسد باري برادر جان با چه زباني اين محبت را براي شما بيان کنم در صورتي که قلم و کاغذ گوياي اين همه لطف و مهرباني را ندارد و من اکنون اين مهر و محبت را با چند کلمه ناقابل و با خط زشت مي نويسم اميدوارم که در اين مدتي که در اين بند بلا گرفتار شده باشي هيچگونه ناراحتي بر روي خود نياوري باري برادر جان خدا کريم است غصه مخور دمار از روزگار اين نامردان بدر خواهيم آورد. باري برادر جان حال من دارم در اين لشکر نيرو آموزش مي دهم جايم هم خيلي خوب است و نگران من مباشيد باري برادر جان من نگران تو هستم که چرا بايد بي گناه در زندان بماني باز هم برادر به تو مي گويم غصه مخور خدا کريم است.باري برادر جان اگر بخواهي از حال برادر کوچک خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و هيچگونه نگراني ندارم بجز دوري از تو عزيز و بهتر از جانم اميدوارم که تو هر چه زودتر از اين بند بلا آزاد بشوي و من و تو همديگر را در خانه ملاقات کنيم به اميد پيروزي و ملاقات در خانه. ديگر عرضي ندارم بجز دوري از تو عزيز و بهتر از جانم خداحافظ برادر جان حال که من دارم نامه مي نويسم در چادر با دوستان و دارد باران مي زند.برادر جان من مي خواهم رسمي شوم آيا به نظر تو فرم پر کنم يا نه جواب را به وسيله نامه بنويسيد. روزگار بي مروت لحظه اي شادم نکرد،در قفس افتادم و صياد آزادم نکرد ، روي آوردم از آن چرخ و فلک،چرخ بي همت اسيرم کرد و آزادم نکرد ، بشنو از ني چون حکايت مي کند،و از جدائي ها شکايت مي کند ؛ گويند بهاري شاد و گل آمد و دي رفت،ما بي تو ندانيم که کي آمد و کي رفت. دورم ز تو اي اميد جانم چه نويسم،من بنده غريبم به تو جانان چه نويسم. ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد،با اين دل پر خون به تو زيبا چه نويسم. بده نامه من از هجرتت اي برادر،جگر پر درد دل پر خونم اي برادر. اول از روي ادب اي گل بي خار سلام،دوم از روي محبت به تو دارم پيام. چه کنم که فلک کرده جدا،از کدام گل بچينم که دهد بوي ترا ،اي نامه اي که مي روي به سويش،از جانب من ببوس رويش ، چه کنم که صفحه ديگر جاي نمي دهد. خداحافظ به اميد ملاقات در خانه.فرج بيگلر تاريخ 24/9/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

با درود فراوان به رهبر کبير انقلاب اسلامي امام خميني و درود بر رزمندگان جبهه هاي حق عليه باطل. خدمت برادر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي بهرام بيگلر سلام عليکم. پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچ وقت گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان که مانند خورشيد نوراني است ننشيند باري برادر جان خدا کريم است غصه مخور دنيا هميشه اين طور نيست يک روز هم دنيا دوباره مي چرخد دوباره روزگار عوض مي شود دمار از روز اين نامردان از خدا بي خبران درخواهيم آورد روزگار هم همين طور نمي ماند باري برادر جان که اين نامرد هيچ جايش مشخص نيست چون تاکنون به چند لشکر از جمله لشکر 33 المهدي و لشکر 19 فجر رفته ام مي گويند که اين جور فردي اينجا نيست.باري برادر جان اگر بخواهي از حال برادر حقير و کوچک خود باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است و هيچگونه ناراحتي ندارم باري برادر جان من به مدت سه ماه در لشکر مي مانم چون بايد در اين لشکر نيرو آموزش بدهم و بعداً اگر بخواهند ببرند خط بعد از سه ماه خواهند برد فعلاً جايم خوب است دو بار هم رفته ام براي مرخصي گفته اند فعلاً نمي شود.باري برادر جان اصلاً به فکر من مباش چون جاي من خوب است غصه مخور خدا کريم است. باري برادر جان اميدوارم اين نامه پر مهر و محبت که از سراسر وجودم سرچشمه مي گيرد بپذيري ديگر عرضي ندارم بجز دوري از تو عزيز و بهتر از جانم. به اميد ديدار همديگر در خانه. به اميد پيروزي در خانه. خداحافظ فرج بيگلر تاريخ 19/9/1366

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر عزيز و بهتر از جانم جناب آقاي حيدر بيگلر سلام عليکم ؛ پس از عرض سلام و سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهان و خواستارم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه گرد و غبار روزگار بر چهره مبارکتان ننشيند که باعث نگراني اين حقير بشود و اگر بخواهي از حال فرزند خودت باخبر باشي الحمدالله سلامتي برقرار است به دعاگوئي شما مشغول مي باشم مادر مهربان و بهتر از جانم را از راه دور و دياري غريب سلام مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گلهاي بهاري شاد و خرم بوده باشي و هيچگونه ناراحت نشوي همسر برادر عزيزم زبيداي بيگلر را از راه دور و دياري غريب و از پشت کوه هاي سر به فلک کشيده سلام و دعا مي رسانم و به زبيداي عزيزم توصيه مي کنم که اصلاً ناراحت نشوي چون خدا کريم است هر چه زودتر براي بهرام عزيزم رضايت بگيريد و بچه هاي برادر عزيزم و نور چشمانم اصغر و ابوالحسن و کلثوم و ناهيد را از راه دور و دياري غريب سلام و آنها را به جاي من ديده بوسي نماييد باري اين عزيزان از جان بهترم اصغر و ابوالحسن را مي گويم که هر چه بهتر تلاش بکنند و درس بخوانند و به کلاس بالاتر بروند و خواهران مهربان و بهتر از جانم را تازه گل ، همه گل و شهلا را از راه دور و دياري غريب سلام و دعا مي رسانم و اميدوارم که هميشه مانند گل هاي بهاري شاد و خرم بوده باشيد هيچگونه ناراحتي برايتان پيش نيايد باري اي خواهران عزيزم شما اصلاً به فکر من نباشيد فقط تا مي توانيد براي بهرام عزيز و بهتر از جانم کاري کنيد و براي او رضايت بگيريد و طاهره و مصطفي را به جاي من ديده بوسي نماييد و به پدر مهربانم بگو که هر چه زودتر براي بهرام عزيزم رضايت بگيريد و بگذاريد اين نامردان از خدا بي خبران کار خودشان را بکنند.ديگر عرضي ندارم بجز دوري از شما عزيزان.جواب نامه فوري و جريان کار بهرام را هم بنويسيد. خداحافظ فرج بيگلر

دست نوشته شهيد فرج الله بيگلرفرزندحیدر

بسم الله الرحمن الرحيم

(قسمتي از متن موجود نمي باشد) باري پدر جان تو رفتي پهلوي يعقوب سليمان پور و اگر نرفتي برو و جواب را براي من بفرست تا بيايد هر چه اقدام مي تواند بکند انجام دهد.همسر دائي خدا رحمت کرده ام ناجي را سلام و دعا مي رسانم و بگوييد که او در زندگي صبور باشد.در ضمن پدر جان شبي که من اين نامه را نوشته بودم هنوز پول نيامده بود اما روزي که آوردم پست کنم پول رسيده بود به خاطر اين بود که پول رسيده است و ديگر توي فکر نباش. در ضمن همه همسايگان را سلام و دعا مي رسانم و خدابخش جهانديده را با خانواده سلام و دعا مي رسانم. والسلام فرج بيگلر

    نظرات

    هیچ نظری برای این کالا ثبت نگردیده است