شهید علی اقبالی - شهدای مرودشت

بازدیدها(731)

شهید علی اقبالی

قیمت :

شهید علیاقبالی
نام مستعارمیرزاعلی
نام پدرامراله
شماره شناسنامه5
تاریخ تولد2/1/1328
محل تولدک مرودشت-شمس آّبادبرزو
متأهل*
تعداد فرزندان5
میزان تحصیلاتتکمیلی نهضت
شغل کارگرکارخانه آزمایش
مسئولیت در جبههرزمنده
محل شهادتحاج عمران-عملیات والفجر2
کیفیت شهادتجنگ تحمیلی
تاریخ شهادت17/6/1362
یگان اعزامیبسیج
محل دفن-مرودشت-گلزارشهداءروستای جلیان
نحوه شهادتترکش خمپاره به سروگردن



بسم الله الرحمن الرحيم
زندگی نامه علی اقبالی فرزندمیرزاعلی
شهيد علي اقبالي فرزند ميرزاعلي در دومين روز از بهار در ماه فروردين و در سال هزار و سيصد و بيست و هشت (2/1/1328) در خانواده اي مومن و متدين در روستاي شمس آباد برزو در يکي از روستاهاي شهرستان مرودشت ديده به جهان گشود . اين شهيد بزرگوار پس از گذراندن دوران نوجواني و جواني طبق سنت حسنه ي پيامبر ازدواج نمود ثمره ي ازدواج ايشان 2 فرزند پسر و 3 فرزند دختر مي باشد . شهيد امرار معاش زندگي خود و خانواده را از طريق کارگري در کارخانه ي آزمايش سپري نمود . با آغاز جنگ تحميلي زماني که بعثيون به کشور انقلاب اسلامي ما حمله کرده بودند شهيد علي اقبالي نيز به همراه ديگران دوستان و جوانان اين مرز و بوم راهي جبهه هاي حق عليه باطل گرديد سرانجام اين شهيد بزرگوار با رشادتها و دلاوريهايي که در جبهه هاي نبرد از خود به جاي گذاشت در حاج عمران والفجر بر اثر اصابت ترکش در تاريخ 17/6/1362 به درجه ي رفيع شهادت نائل آمد . روحش شاد و يادش گرامي باد


زندگی نامه 2

به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
خلاصه اي از زندگي نامه شهيد علي اقبالي فرزند امرالله ساکن روستاي جليان . شهيد علي اقبالي در سال 1328 در خانواده اي مذهبي و مستضعف چشم به ديده جهان گشود در سال 1357 در کارخانه آزمايش مرودشت بعنوان کارگر مشغول به کار شد در اوج گيري انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام امت فعالانه در تظاهرات و مجالس هاي مذهبي و سياسي شرکت مي کرد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به عضويت انجمن اسلامي و گروه مقاومت روستاي جليان درآمد تا اينکه جنگ تحميلي عراق عليه ايران شروع شد شهيد علي اقبالي در جمع آوري کمکهاي نقدي و جنسي مردم به جبهه هاي جنگ نقش به سزائي داشت تا اينکه در سال 1361 به نداي امام امت پاسخ گفت و عازم جبهه جنگ نور عليه ظلمت شد و در عمليات پيروزمندانه رمضان شرکت کرد و پس از نبردي پيروزمندانه به آغوش خانواده اش بازگشت شهيد اقبال چون عاشق جبهه بود با شروع عمليات والفجر 2 به ياري رزمندگان اسلام در جبهه حاجي عمران شتافت تا اينکه در روز هفدهم شهريور ماه 1362 به آرزوي ديرينه خود شهادت نائل آمد و خون مقدسش با خون شهداي هفدهم شهريور ماه 1357 آميخت . در ضمن 3 فرزند دختر و 2 فرزند پس از شهيد اقبالي به يادگار مانده است . محل تولد شهيد شمس آباد برزو . محل شهادت تپه کدو از ارتفاعات حمزه سيدالشهداء (ع) محل دفن روستاي جليان . روحش شاد و راهش پررهرو باد

وصیت نامه علی اقبالی فرزندمیرزاعلی
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه علي اقبالي تاريخ 12/6/1362 : اينجانب علي اقبالي با آگاهي کامل و مسئوليت هايي که در برابر خون شهيدان داشتم اين جهاد في سبيل الله را انتخاب کردم و به فرمان امام والا مقام عازم جبهه هاي حق بر عليه باطل شدم و اميدوارم که همسرم همچون زينب صبر و استقامت داشته باشيد و بچه ها را نگهداري کنيد و آنها را در مسير انقلاب اسلامي حرکت دهيد و از لطفعلي عزيزم ميخواهم که راهم را ادامه دهد همسر عزيزم ياد باشد که خداوند منان با صابران است هميشه نمازت را اول وقت بخوان و هر وقت به ياد کشته شدن من افتادي براي امام حسين (ع) و زينب اسير گريه کن و هيچ وقت فکر نکن آنهايي که در راه خدا جهاد کردن و کشته شدن مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدا روزي مي خورند و من آرزوي کشته شدن در راه خدا را داشتم که خداوند اين سعادت را نصيبم کرد خداوند تبارک و تعالي را شکر ميکنم که من را در رخت خواب مرگ به سراغم نفرستاد و اميدوارم که اين حقير را حلال کرده باشيد اميد است بعد از من زندگاني را با کامل راستي و سرپرستي از بچه ها بگذرانيد والسلا عليکم و رحمة و برکاته دعايمان امام و رزمندگان اسلام يادت نرود براي آخرين بار خدمت شما همسر عزيز و 4 فرزند مهربانم سلام ميرسانم . علي اقبالي

وصیت نامه 2

بسم الله الرحمن ا لرحيم
اينجانب على اقبالى با آگاهى كامل و مسئوليت هايى كه دربرابرخون شهيدان داشتم اين جهاد فى سبيل الله راانتخاب كردم و به فرمان امام والامقام عازم جبهه هاى حق بر عليه باطل شدم واميدوارم كه همسرم همچون زينب صبرو استقامت داشته باشيد و بچه ها را نگهدارى كنيد و آنها را در مسير انقلاب اسلامى حركت دهيد و از لطفعلى عزيزم مى خواهم كه راهم را ادامه دهيد همسرعزيزم يادت باشد كه خداوند متعال با صابران است هميشه نمازت را اول وقت بخوان و هر وقت به ياد كشته شدن من افتادى براى اما م حسين (ع) و زينب اسير گريه كن وهيچ وقت فكر نكن آنهايى كه درراه خدا جهاد كردن و كشته شدن مرده اند بلكه زنده اند و درنزدخدا روزى مى خورند ومن آرزوى كشته شدن درراه خدارا داشتم كه خداوند اين سعادت را نصيبم كردخداوند تبارك وتعالى را شكر مى كنم كه در رختخواب مرگ را به سراغ من نفرستاد و اميدوارم كه اين حقير را حلال كرده باشى اميداست كه بعد از من زندگانى را باكمال راحتى و سرپرستى از بچه ها بگذرانيدوالسلام عليكم ورحمه لله و بركاته دعا بجان امام ورزمندگان اسلام يادت نرود براى آخرين بارخدمت شماهمسر عزيزم و فرزند مهربانم سلام مى رسانم

سایر اطلاعات

دست نوشته علی اقبالی

بسمه تعالی

اللهم برحمتك فى الصالحين فادخلنا عليين فسارفعنا وقتلا فى سبيل مع فوقن لنا

خدايا بما توفيق بده كه درراه تو و بهمراه ولى توكشته بشويم و به فيض شهادت نايل گرديم 

ما چه بكشيم و چه كشته شويم باز پيروزيم «امام خمينى »

اينجانب على اقبالى فرزند امرالله با رضايت و آگاهى كامل عازم جبهه جنگ نور عليه ظلمت مى شوم و از خداوند منان درخواست مى كنم كه توفيق  خدمتگزارى  به  اسلام عزيز و  انقلاب اسلامى ايران و تمام مستضعفين  بر سلطه اجانب شرق و غرب را نصيب اين حقير بگردان و انشا ء الله روزى مى شود كه پرچم توحيدبر سراسر گيتى برافراشته شود و نكته اى كه بعنوان برادر كوچك به ملت شريف ايران و خانواده ام و تمامى اقوام عرض مى كنم اين است كه هميشه د رهنگام نما ز امام عزيزمان را كه ما راازاسارت وبردگى نجات داددعاكنيد وامام عزيزمان و روحانيت درخط امام راتنهانگذاريد و پشتيبان ولايت‌فقيه باشيد و ازتمام برادران و خواهران خواهش مى كنم كه مسجد كه به گفته امام عزيزمان سنگر است خالى نگذاريد و همچنين جبهه ها را فراموش نكنيد كه فراموشى جبهه فراموشى از اسلام عزيز است و اگر خداوند شهادت را نصيب من كردمن را د رجليان به خاك بسپاريد و من را از سرراه تشييع كنيد واز خانواده ام و پدر و مادرم و خواهران وبرادرانم خواهش مى كنم كه بخاطر امام حسين (ع) گريه كنيد ومجالس ختم زيادى هم براى من نگيريد واز تمامى جوانان ده مى خواهم كه  اگر من به شهادت  رسيدم سلاح من را به زمين نگذارند واز خانواده ام و اقوامم مى خواهم كه فرزندانم راتربيت صحيح ودرراه اسلام عزيز بكنيد مر گ بر آمريكا ، شوروى ، اسراييل ، صدام و ضد ولايت فقيه

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار والسلام 6/6/ 1362

وصیت نامه علی اقبالی فرزندمیرزاعلی

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 فرزند عزيزم لطف علي اميد است که شما بسلامت بوده باشيد ماهم از دعاي شما و زير سايه امام زمان سلامت بشينم و اکنون که اين نامه را بنويسيم در پادگان جلديان نزديک خط مقدم و بالاتر از مراغه در غرب کشور هستيم و تنها چيزي که احتياج داريم دعا جهت سلامتي امام امت و رزمندگان است مادرت را سلام و دعا برسان و براي همگي شما آرزوي سلامتي مي کنم . دوستان و آشنايان هر کسي از حال ما پرسيد سلام برسانيد . همسر عزيزم اميدوارم که اگر ما بدي کرده ايم شما مرا ببخشيد چون ما در اين سفر احتياج به دعا و حلال بودي از همه داريم و انشاالله اگر سلامت برگشتم جبران بديهاي قبل را خواهم کرد و فکر نکنيد که ما تنها رفتيم جبهه آنقدر جوانهاي از خود گذشته و جان بکف به جبهه آمده است که من توي آنها گم هستم مريم - فاطمه - زهرا - لطفعلي را بجاي من خيلي ببوسيد و خواهشي که از تو دارم لطفعلي را نگذاري که مسجد را ترک کند و وسائل مدرسه آنها را فراهم کن اميدوارم که بزودي زود اين جنگ بنفع اسلام تمام شود و تمام برادران به خانه هاي خود بازگردند و اگر ما کشته شديم شما ما را حلال کنيد تا خداوند بشما اجر بيشتري بدهد من اميدوارم که شما در پناه امام زمان بسر ببريد و هميشه دعا به امام را فراموش نکنيد . ديگر عرضي ندارم بجز دوري و سلامتي شما برادرم ؟؟؟ حميد رضا همگي شما را بخدا ميسپارم . خداحافظ . مشهدي منصور - ناصر - حاصل خانواده ام - پدر زن و مادر زن عزيزم - خانواده مسلم همگي را سلام و دعا برسانيد . پدر و مادر خودم را سلام برسانيد - محمد علي - خانواده - جان دائي - واحد را سلام و دعا برسانيد هر که از از حال ما ؟؟؟ پرسان يک بيک را سلام و دعا برسان .والسلام  . قربان همگي شما علي اقبالي .11/6/

    نظرات

    هیچ نظری برای این کالا ثبت نگردیده است