شهید شعبان خانی - شهدای مرودشت

بازدیدها(1284)
  • کد : 313-128
  • وضعیت : شهدا را بیاد بسپاریم نه بخاک

شهید شعبان خانی

عاشورییان مرودشت
قیمت :

شهید شعبان خانی
نام مستعارشعبان علی
نام پدررجبعلی
شماره شناسنامه231
تاریخ تولد1/1/1340
محل تولدفارس-مرودشت-روستای نوسنجان
میزان تحصیلاتپنجم ابتدایی
شغل : پاسدار وظیفهکشاورز
مسئولیت در جبههبی سیم چی
محل شهادتکردستان-نقده
تاریخ شهادت23/9/1363
یگان اعزامیسپاه
محل دفن-مرودشت-روستای نوسنجان رامجرد
نحوه شهادتاصابت تیربه سر و سینه


زندگی نامه شهیدشعبان خانى فرزند رجبعلى
بسم الله الرحمن الرحيم
شهيد شعبان خاني در سال 1340 در روستاي نوسنجان رامجرد چشم به جهان گشود و در يک خانواده مدهبي تربيت گرديد و در سن 6 سالگي در دبستان نوسنجان رامجرد به تحصيل پرداخت و مدارک پنجم ابتدايي را گرفت و چون در محل بيشتر از مدارک پنجم نبود و پدرش توانايي نداشت که آن را به جاي ديگر برايي ادامه تحصيل روانه ؟؟؟ ترک تحصيل نمود . در روستا به کمک خانواده به امور کشاورزي پرداخت سپس با روي کار آمدم شرکت سهامي سهامي زراعي به وسيله رژيم زمستان هاي کشاورزي را از ما گرفتند و ناچار به شهر شيراز براي انجام معاش روانه گشتند و در شيراز روانه شرکتي به نام کنسودسيوم وجنارل ميکانيک مشغول به کار کارگري نمود توضيحا از سال 53 الي 57در شرکت مشغول به کار بود تا اين که با رهنمود هاي رهبري عظيم الشان حضرا آيت الله العظمي امام خميني که کشاورزان به محل کشاورزي عزيمت کنند به روستاي خود نوسنجان رامجرد برگشت و در مدت انقلاب در کليه راهپيمايي ها و تظاهرات شرکت بي نظيري داشت و در موقع گرفتن شهرباني شيراز فعاليت چشم گيري داشت پس از اين که به روستا برگشت با اختلاف که از نظر سن خود نمود و پس از فعاليت زيادي پس از شش ماه موفق به افزايش سن خود گرديد که هر چه زودتر براي خدمت انجام وظيفه به ميهن و اسلام خدمت کند . و پس از مراحل سن قانوني به پاسگاه ژاندارمري خود را معرفي نمود ولي متاسفانه موفق نگرديد و سپس خود را به سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي شيراز معرفي نمود که به عنوان پايدار وظيفه به اسام و مهين خود خدمت نمايد و مدت آموزشي خود را در شهرستان کازرون به سر برد و پس از آموزشي به عنوان دواطلب حاضرگرديد که در منطقه کردستان انجام وظيفه نمايد و در اکثر حمله هاي کردستان خصوصا در حمله آزاد سازي پادگان حاجي عمران شرکت نموده بود . در ضمن قبل از اين که به خدمت مشغول شود جنگ کردستان شروع شده بود که دائم در منزل به پدر و مادر اخطار مي کرد که مشغول خدمت که شدم حتما منطقه کردستان را تعيين مي کنم . و ز نظر اخلاق و رفتار در روستا نسبت با روستا بسيار رفتار خوب و انقلابي داشت و همه را رفتار و او رضايت کامل داشتند . و تتها خوبي که داشت و از او صحبت مي کرد خوب ؟؟؟ بود تا اين که پس از مدت 20 ماه انجام وظيفه در جبهه نقده گردان جندالله منطقه سرو در تاريخ 23/9/63 به درجه رفيع شهادت نائل گرديد .روحش شاد و يادش گرامي باد . ولسلام عليکم و رحمه الله و برکاته . 8/10/1363



بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شعبان خانى فرزند رجبعلى خانى شهرستان نوسبحان رامجرد ربنا اتنا سمعنا مناديا ينادى لايمان آن آمنو بربكم فامنا (آل عمران آيه 190) پروردگارا بدرستيكه ما شنيديم ندا كننده ندامى كرد ازبراى ايما ن كه بگرويد به پروردگارتان پس گرويديم امروزروزى است كه روح خدا خمينى بت شكن ندا سرمى دهد وقيامى برپاكرده است كه اين قيام بتاريخ را كاملا متوقف مى سازد و جهتى كه بسوى قابيليان ويزيديان و نفع مستكبران بود عوض كرد و چهرها ى ناپاك سردمداران كفرو نفاق را دردو بلوك شرق و غرب دريد و مى رود تا با ظلم وستم و استعمار را در اين جهان پهناور درهم پيچد و دنيارا از چنگال ديو صفتان انسان نما نجات دهد و من برحسب وظيفه شرعى و اسلامى كه بردوشم سنگينى مى كرد براين شدم كه براى دفاع از اسلام عزيز و ميهنم پابه ميدان جنگ حق عليه‌با طل بگذارم و به هل من ناصرينصرنى حسين زمان خمينى بت شكن لبيك گفته و تا آنجا كه درتوان دارم وتا آخرين قطره خون از پاى ننشينم تا بتوانم خدمتى به اسلام وكشور خود كرده باشم وبارالها كمكم كن تا بتوانم اين وظيفه‌اى كه بردوشم سنگينى مى كند به نحو احسن انجام دهم وبا رخدايا من خجالت مى كشم كه درروز قيامت سرور شهيدان بدنش پاره پاره باشد و من بدنى سالم داشته باشم با رپروردگارا از تو مى خواهم هرزمان كه صلاح دانستى شهيد شوم ضمن اينكه به تمام مقربان درگاهت قسمت مى دهم كه مرگ دررختخواب را نصيبم‌نكنى واگر شهادت را نصيبم گردانى بدنم تكه تكه شودكه درصحراى محشر شرمنده نباشم و بارالها ازتومى خواهم كه اين تنها آروزى من است كه بلكه سالها انتظار آن‌را مى كشم وبرآورده سازى و تواى پدرمهربان و مادرگرامى من اگر شهادت نصيبم‌شد براى من هيچ گريه نكنيد و ناراحت نباشيد زيرا كه اگر تمام جمعيت دنيا فداى اسلام شوند باز هم كم است وشما عزيزانم بدانيد كه من آگاهانه دراين راه قدم گذاشتم چرا كه خون پاك شهيدان از حسين گرفته تا امروز شهيدان غرب و جنوب ايران صدامى زند چرا نشسته ايد وچرا به خمينى بت شكن يعنى حسين زمان كمك
نمى كنيد و شما اى خواهرانم بعدازمرگ من گريه وزارى نكنيد زيرامنافقين كوردل خوشحال مى شوند واما شما اى برادرانم اميدوارم كه بتوانيد تا آنچه كه درتوان داريد همچون سرداران اسلام درخدمت اسلام عزيز باشيد وبه اين مكتب خدمت كنيد و شما اى هموطنان عزيزم كه امروز رسالت خون شهيدان بردوشتان و ادامه دهنده راه راستشان مى باشيد بياييد براى خدا هم كه شده است اگر جنازه اى دركاربود موقعى كه مرا تشييع مى كنيد اگر ازمن گناهى يا خطايى نسبت به شما سرزده است مرا ببخشيد شايد كه خدا از گناهان من و شما درگذرد وپيامى كه براى شما ملت شهيد پرور ايران دارم اين است كه ازروحانيت و امام كبير جدا نشويد زيراكه زير سلطه ابرقدرتها وابرجنايتكاران باقى مى مانيد و برويد و با نشأت گرفتن از قران و دستورات انبياءو پيام شهيدان وبا رهنمودهاى امام عاليقدر وبا رهبريت روحانيت اين رسالت اصليتان را به ثمر برسانيد واگر من شهيدشدم جنازه مرا به نوسنجان ببريد و هر جا كه دلتان مى خواهد خاك كنيد واز خداى بزرگ بخواهيد كه
ازگناهان من درگذرد و مرا درزمره شهيدان صدراسلام قرار دهد ودر پايان سلام گرم من به تواى پدر مهربان و مادر مهربان كه براى من بيخوابى زياد كشيدى و حق بسيارى برگردن من داريد و نتوانستم دراين مدت زندگيم جبران اين زحمت هاى را بكنم بلكه شما را بيشتر زحمت داده ام واز شما مى خواهم كه اين حقها را برگردن من داريد حلالم كنيد والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته
شربت سرخ شهادت بهر ما نيكو بود درعيادت درشهادت عزم ما چون كوه بود
مازنده ازآنيـــم كه آرام نگيــريم موجيــم كه آســـودگى ما عـدم مـاسـت
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار 16/4/1362

سایر اطلاعات

دست نوشته شهیدشعبان خانى فرزند رجبعلى

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام به رهبر عزيزمان حضرت آيت الله امام خميني و سلام به شهيدان جان بر کفان انقلاب اسلامي ايران و سلام و درود به خانواده شهداء . با سلام به پدرعزيزم و مادر از جان بهترم . ضمن عرض سلام  اميدوارم که حالتان خوب باشد و نگراني نداشته باشيد . برادرانم را سلام و دعا مي  رسانم خواهرانم را بسيار سلام و دعا مي رسانم . و اميدوارم که حالشان خوب باشد . پدر جان اگر بخواهيد از حال اين حقير برآنده باشيد سلامتي که يکي از نعمت هاي الهي مي باشد برخور دار مي باشم و اميدوارم که هيچ دلتان فکر من نباشد . اگر فکر من باشدي بي فايده است چون من جاي بسيار خوب و دوستاني بسيار خوب دارم اين نامه را که مي نويسم در شهرستان نقده هستم قرار بود ما را ببرند به تيپ        110بروجردي با احتراز فراوان م را نبردند و اين شهر را گفتند که ما بين آن ها اين جا را انتخاب کرديم خلاصه جاي خوبي است . از قول من به خانواده دائي شيراز سلام و دعا برسانيد . دائي صفتر را با خانواده سلام و دعا مي رسانم . دائي الياس را با خانواده سلام مي رسانم . مشهديان ، نورالله ، عباس قربان ،؛ سرتيپپ هرمز، مهران ، منصور ، رضا، ازقول من سلام و دعا برسايند . والسلام خداحافظ.18/7/1363

 

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام به پدر عزيزم . مادر گرامي . ضمن عرض سلام اميدوارم کهحالتان خوب باشد و هميشه شاد و سر حال باشيد و هم چون سلام به خواهرانم و برادرانم اميدوارم که حالشان خوب باشد و پس از تقديم عرض سلام و سلامتي اگر بخواهيد اين فرزند حقيرتان شعبان خواسته باشيد الحمدالله سلامتي برقرار مي باشد  و مي دانم پدر دلش مي خواهد من راجع به ماموريت چه کردم بله من براي شما عرض مي کنم . من با يکي از دوستانم با تلاش فراوان توانستم خودمان را به نقده منتقل کنيم . نقده حدود يک ساعت کمتر از اروميه دور است خلاصه باز هم بد نشد جاي خيلي خوبي است من آروزي داشتم که چنين جاي پيدا کنم که مي رويم جاي امني است جاي نگراني نيست و شما هيچ فکر من نباشد . اين که که هستم با امرالله هم يک ساعت با ماشين دور هستيم راهمان با امراله نزديکرتر شد . از اين که نتوانستم تلفن بزنم عذر مي خواهم . و ديگر مزاحم وقت گرامي شما عزيزانم نمي شوم . در هيمين جا با شما خداحافظي مي کنم و در پايان به دائي شيراز و خانواده شان سلام و دعا برسايند . دائي صفتر را با خانواده سلام و دعا مي رسانم . دائي الياس را با خانواده سلام مي رسانم . تمام قوم و خويشان را سلام مي رسانم . حالا که اين نامه را مي نويسم جاي که قبلا بودم مي نويسم آدرس منطقه نقده را هنوز ندارم ولي از وضع  آن جا کاملا با اطلاع هستم چون 5 نفر از دو ستانم آن جا هستند . خداحافظ. 15/7/63.

 

    نظرات

    هیچ نظری برای این کالا ثبت نگردیده است