پاسدارشهید ابوالقاسم ابراهیمی - شهدای مرودشت

0 بازدیدها(1828)
  • کد : 313-29

پاسدارشهید ابوالقاسم ابراهیمی

عاشورییان مرودشت
قیمت : 0

سردار شهید ابوالقاسم ابراهیمی نام مستعارحاجی نام پدرنصیر شماره شناسنامه6 تاریخ تولد3/4/1329 محل تولدفارس-مرودشت-کوشکک رامجرد متأهل* تعداد فرزندان4 میزان تحصیلاتششم قدیم شغلپاسدار مسئولیت در جبههرزمنده(فرمانده) محل شهادتمهاباد کیفیت شهادتجنگ تحمیلی تاریخ شهادت21/5/1365 یگان اعزامیسپاه محل دفنفارس-مرودشت-گلزار شهداء کوشکک رامجرد نحوه شهادتاصابت تیر به بدن زندگي نامه شهيد ابوالقاسم ابراهيمي شهيد ابوالقاسم درسال 1329درروستاي كوشكك رامجرد درخانواده اي مذهبي بدنياآمد وبلكه پدر ايشان مردي متدين وباخداومسلمان به تمام معنابود.مسائل ديني را ازجمله قرآن مجيد را هميشه تحت مطالعه وقرائت قرار ميداد واز هيچ يك از مسائل شرعي اسلام غافل نبود واين روش خداپسندانه رابه فرزندانش مي آموخت ودرافكار ايشان پياده مي كرد. شهيد ابراهيمي پس از طي دوران كودكي در سن شش سالگي جهت كسب معلومات به دبستان روستاي كوشكك رفت ودوران ابتدائي را درده سپري كرد . چون در روستا كلاسها دوره هاي بالاتر دائر نبود مجبور به ترك تحصيل شد وچون امكانات براي ادامه تحصيل نبود جهت كمك به هزينه ي خانواده به كمك پدرش امورات كشاورزي را انجام ميداد و تااينكه در سال 1346 جهت امور معاش خود و خانوادشان در سد درودزن وقسمت ماشين آلات راه سازي مشغول كار شد. و كم كم در سال 1348 بنا به وظيفه شرعي بادختري فاميل ايشان ازدواج نمود و پس از يك سال يعني در سال 1349 بخدمت مقدس سربازي رفتند. وسپس دو سال خدمت خود را در نيروي هوائي درفول بعنوان سرباز يكم خدمت سربازي را به سربرد. وبعد از بازگشت از خدمت در روستا يك تعميرگاه موتورسيكلت دائر كردند وبدينوسيله زندگي را به چرخش درمي آورد كه بگو بگوي بوجود آمدن انقلاب شد.دراينجا شهيد ابراهيمي ازبدو راهپيمائيها و تظاهرات درهمه جا شركت مي كرد ودر روستا هم مردم را جمع مي كرد وراهپيمائي تشكيل مي داد وتعميرگاه را بازنمي كردوهميشه درتظاهرات بود. تااينكه انقلاب به پيروزي رسيد وشهيد ابراهيمي به علت عشقي كه به امام امت داشت تعميرگاه را بست وسود كلان ان رارها كردوجزء چريكهاي انقلاب درآمد كه مدتي در پاسگاه ژاندارمري كوشكك ومدتي درپاسگاههاي كامفيروز مشغول خدمت بود وگويا جزء بسيج مستضعقين درآمد ودر مجتمع صنعتي گوشت فارس به عنوان سرپرست امور جنگ زدگان بودند و مدتي هم سرپرست كمپ جنگ زدگان پتروشيمي بودند وضمنأ ‍بعد از مدتي بعنوان مسئول پايگاه امام موسي كاظم كوشكك مشغول خدمت افتخاري براي رضاي خدا خدمت مي كرد.ومردم را كاملا‌‌‍‍ً ارشاد مي كرد. شهيد ابراهيمي پس ازتلاشها وجان فشاني ها كه براي انقلاب انجام داد ه بود تااينكه سه باربه جبهه ي جنگ حق عليه باطل رفت كه دو باردرجبهه ي جنوب ويك باردركردستان با كفر صدامي جنگ كردتااينكه كم كم به عضورسمي سپاه پاسداران مرودشت درآمد كه تلاشها وخدمتشان از اينجا شروع شد وايشان در عضويت رسمي شش ماه به جبهه ي جنوب عزيمت كردند ودراواخر مأموريت محوله دچار موج و همچنين گاز شميائي در جزيره ي مجنون شدند كه جهت مداوا هم به تهران رفتند وپس ازبازگشت بعنوان مسئول ستاد مقاومت ناحيه رامجرد ادامه ي خدمت دادند. وهميشه مشغول سركشي به گروههاي مقاومت بودند وسپس بعنوان مسئول ستاد مقاومت ناحيه ي كامفيروز دراين منطقه به خدمت ادامه دادكه پس ازكارهاي مثبت به ستاد ناحيه ي ابرج رفت ومسئوليت پايگاههاي مقاومت را بعهده گرفت وپس از ارشاد وجذب مردم پايگاه مقاومت مالك اشتربيدكل ابرج را برپاكرد. با تشكيل گروههاي مقاومت وكارهاي خيرومثبت انجام داده بودوهمه جا صحبت از ابراهيمي بود. تااينكه حوصله نكرد وبنا به گفته ي امام چندمدتي درروستا مشعول تبليغ جهت اعزام شدن مردم به جبهه بود. كه خودش هم همراه آنها به جبهه رفت ودرغرب درمنطقه ي مهاباد مشغول خدمت به اسلام شد وبعنوان فرمانده يكي از پايگاههاي مهم سپاه بنام گرديشلان شدند ودر آنجا جنگشان باياوه گويان آمريكائي بود وكمك هاي بي رحم كه ظالمان فرزندان انقلاب را به شهادت مي رسانده اند وايشان براثر زرنگي وعشق كه در قلبش بودبا منافقين واز خدا بي خبران رودررو شد ومدت دوماه دراين پايگاه عملياتي انجام وظيفه كردومانند سدي فولادين جلوشان ايستاد ومبارزه كردواينقدرفشار كمله ها آورد كه براثر درگيري كه درآنجا انجام داد با زدن كمين سد راهش همچون حسين به شهادت رساندند واو به من مي گفت يك جان به خدا بده وكارم چه خوب كه در راه اسلام شوم وشعاراو اين بود كه تا آخرين نفس وتا آخرين قطره ي خون با منافقين مبارزه مي كنيم. وبعلت عشقي كه به خدا وامام امت داشت نيز به لقااله پيوست. نام فرزندان شهيد: محمدرضا-......-ابراهيم-روح اله-

وصیت نامه شهید ابوالقاسم ابراهیمی بسم الله الرحمن الرحیم وصیت نامه خود را در چادری تنها مینویسم(قال الله الحکیم فی القرآن الکریم) ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون .........مپندارید آنها که در راه خدا کشته شدند مرده گانند بلکه از زندگانند و نزد خدای خویش روزی میخورند با نام خدا و با یاد اولیا و انبیائش و با سلام بر رهبر کبیر انقلاب ناجی امت اسلامی و با سلام بر حافظان انقلاب رزمندگان دلیر اسلم و سلام بر ارواح طیبه شهدا و شهیدان زنده(معلولین انقلاب)اینک که قلم در دستم روی کاغذ میلغزد به یاد دارم بارها قلم را به دست گرفتم و بر روی کاغذ لغزاندم و وصیت نامه ام را نوشتم به این امید که دیگر زنده بر نگردم ولی چه کنم که سعادتش نصیبم نگشت هم اکنون امیدوارم که خداوند توفیق شهادت در راهش را نصیبم گرداند البته میدانم که رسیدن به درجه و مقام لقاءالله و زیارت خداوند مختص افراد صالح و متقی است و عاصیان را در آن جایگاه و مقام راهی نیست و اینجا توبه و ندامت خود را با کمال سرافکندگی و خجالت به پیشگاه حضرت باری تعالی و رحمت نامتناهی او میبرم و امیدوارم که به حق محمد و آل محمد خداوند بر حقیر تفضیل نماید و از گناهان و تقصیراتم در گذرد و ما را به شفاعت حسین علیه السلام و به وصاتت مهدی اباصالح(عج) نائل فرماید خداوندا ما را ببخش بخاصر شاکر نبودنمان و ما را ببخش بخاطر قدر دانی نکردن از نعمت هایت و ببخش ما را بخاطر بی اعتنایی به احکام و دستوراتت و ما را ببخش به خاطر فراموش کردن خودمان که چه بودیم و چه شدیم و چه خواهیم شد تذکراتی چند خدمت عزیزان و سروران و بستگان و آشنایان و دوستان دارم که شاید خود عامل آن نبودم و از این موضوع بسیار متاسفم ولیکن میدانم این موارد انجامش خیلی خوب است و موجب نجات از آـش جهنم خواهد شد مولا علی علیه السلام میفرماید :طوبی لمن اخلص الله عمل و حبه و بغضه و اخذ و ترک و کلام و صحه خوشا به حال کسانی که در تمام احوال اخلاص برای خدا را فراموش نکنند آگاه باشید جایی که اخلاص نباشد اختلاف است و جایی که اختلاف باشد خودپرستی و هوا و هوس و در همان جا شیطان(ام الفساد) وجود دارد نکته دیگر اینکه انسان باید راحتی را یا در دنیا دنبال کند یا در آخرت اگر در آخرت جویا شود نباید در دنیا دنبال او بگردد و اگر در دنیا جویا شود در آخرت به آن نمیرسد حلاوه الدنیا مراره الاخرت و مراره الدنیا حلاوه الاخرت

سایر اطلاعات

زندگی نامه شهید ابو القاسم ابراهیمی
با سلام خدمت منجی عالم بشریت و نائب بر حق امام امت و با درود به رزمندگان اسلام و سلام بر شهیدان بحق اسلام زندگی نامه شهید ابوالقاسم ابراهیمی
شهید ابوالقاسم در سال 1329در روستای کوشکک رامجرد در خانواده ای روستایی و مذهبی به دنیا آمد و بلکه پدر ایشان مردی متدین و با خدا و و مسلمان به تمام معنا بود مسائل دینی را از جمله قرآن مجید را همیشه تحت مطالعه و قرائت قرار میداد و از هیچ یک از مسائل شرعی اسلام غافل نبود و این روش خداپسندانه را به فرزندانش می آموخت و در افکا ر ایشان پیاده میکرد شهید ابراهیمی پس از طی دوران کودکی  در سن شش سالگی جهت کیب معلومات به دبستان روستای کوشکک رفت و دوران ابتدایی را در روستا سپری کرد چون در روستا کلاس ها و دوره های بالاتر دائر نبود مجبور به ترک تحصیل شد و چون امکانات برای ادامه تحصیل نبود جهت کمک به هزینه خانواده به کمک پدرش امورات کشاورزی را انجام میداد و تا اینکه در سال 1346 جهت امور معاش خود و خانواده شان در سد دردود زن در قسمت ماشین آلات و راهسازی مشغول کار شد و کم کم در سال 1348 بنا به وظیفه شرعی با دخترفامیلشان ازدواج نمود و پس از یکسال یعنی در سال 1349به خدمت مقدس سربازی رفتند وسپس دو سال خدمت خود را در نیروی هوایی دذفول به عنوان سرباز یکم سربازی را به سر برد و بعد از بازگشت از خدمت در روستا یک تعمیرگاه متر سیکلت دائر کردند و به این وسیله زندگی را به چرخش در می آوردندکه بگو مگوی به وجود آمدن انقلاب شد در اینجا شهید ابراهیمی از بدو راهپیمایی ها و تظاهرات در همه جا شرکت میکرد و در روستا هم مردم را جممع میکرد و راهپیمایی تشکیل میداد و درست تعمیرگاه را باز نمیکرد و همیشه  در تظاهرات بود تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید و شهید ابراهیمی به علت عشقی که به امام امت داشت تعمیرگاه را بست و سود کلان آن را رها کرد و جزء چریکهای انقلاب درآمد که مدتی در پاسگاه ژاندارمری کوشکک و مدتی در پاشگاه کامفیروز مشغول خدمت بود و یا جزء بسیج مستضعفین درآمد و در مجتمع صنعتی گوشت فارس  به عنوان سرپرست امور جنگ زدگان بودند و مدتی هم سرپرست کمپ جنگزدگان پتروشیمی بودند و ضمننا بعد از مدتی به عنوان مسئول پایگاه امام موسی کاظم کوششک مشغول خدمت افتخاری برای رضای خدا خدمت میکردندمردم را کاملا ارشاد میکرد شهید ابراهیمی پس از تلاش ها و جانفشانی ها که برای انقلاب انجام داده بود تا اینکه سه بار به جبهه جنگ حق علیه باطل رفت که دو بار در جبهه جنوب  و یک بار در کردستان کفر صدامی جنگ کرد تا اینکه کم کم عضو رسمی سپاه پاسداران مرودشت درآمد که تلاشها و خدمتشان از اینجا شروع شد  وایشان  در عضویت رسمی شش ماه به جبهه جنوب عزیمت کردند و در اواخر ماموریت محوله دچار موج و همچنین گاز شیمیایی در جزیره مجنون شدندکه جهت مداوا هم به تهران رفتند و پس از بازگشت به عنوان مسوول ستاد مقاومت ناحیه رامجرد ادامه خدمت دادند و همیشه مشغول سرکشی گروههای مقاومت بودند و سپس به عنوان مسوول ستاد مقاومت ناحیه کامفیروز در این منطقه بخدمت ادامه دادند که پس از کارهای مثبت به ستاد ناحیه ابرج رفت و مسولیت پایگاههای مقاومت را بعهده گرفت و پس از ارشاد و جزب مردم پایگاه مقاومت مالک اشتر بیدگل ابرج را برپا کرد با تشکیل گروهای مقاومت و کارهای خیر  و مثبت  همه جا صحبت از این شهید بزرگوار بودتا اینکه حوصله نکرد و بنا به گفته امام چند مدتی در روستا مشغول تبلیغ جهت اعزام شدن مردم به جبهه بود کککه خودش هم همراه با آنها به جبهه رفت و در غرب در منطقه مهاباد مشغول  خدمت به اسلام شد و به عنوان فرمانده یکی از پایگاههای مهم سپاه بنام گدیشلان شدند و در آنجا  جنگمان با یاوه گویان آمریکایی بود و کمک های بی رحم که ظالمان  فرزندان انقلاب را به شهادت میرساندند  و ایشان بر اثر زرنگی و عشق که در قلبش بود به منافقین از خدا بی خبر رودر رو شد و مدت دو ماه در این پایگاه عملیاتی انجام وظیفه داد و مانند سدی فولادین جلوشان ایستاد  و مبارزه کرد و اینقدر فشار آورد که بر اثر درگیری که در آنجا انجام داد با زدن کمین سد راهش همچون حسین به شهادت رساند ه اند و او به من میگفت یک جان به خدا بدهکارم چه خوب که در راه اسلام  فدا شود و شعار او این بود که ما تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون با منافقین مبارزه میکنیم و بعلت عشقی که به خدا و به امام امت داشت نیز به لقاءالله پیوست.
تنظیم کننده  همسر شهید ابو القاسم ابراهیمی.                  

    نظرات

    هیچ نظری برای این کالا ثبت نگردیده است