شهید علی عسگری

عاشوراییان

شهید مدافع حرم علی عسگری تاریخ ولادت:۱۳۶۲ تاریخ شهادت:۱۳۹۱/۱۱/۱۰ محل شهادت:سوریه شهید علی عسگری یکی از شهدای مدافع حرم است. روی سنگ مزار این شهید بزرگوار جمله‎ای حک شده که نقل قولی از زبان خود اوست. «امیدوارم حضرت زینب (س) مرا به‎عنوان پاسدار حرم مبارکش و مدافع شیعیان مظلومش پذیرفته باشد». زندگی نامه شهید علی عسگری شهیدعلی عسگری فرزندبهروز در دهم بهمن ماه سال1362در طاقانک به دنیا آمد و دردامان خانواده ای مومن پرورش یافت.علی تحصیلات ابتدایی را در سال1369در دبستان شهید مطهری طاقانک آغاز کرد ودر همان جا به پایان رساند.دوره تحصیلی راهنمایی را در مدرسه شهادت ودوره متوسطه را در دبیرستان رازی طاقانک به اتمام رساند.وی فرزند پنجم خانواده بودآنچه ازخصوصیات اخلاقی علی دردوران کودکی ونوجوانی بارزتر است تقید او به ترک محرمات و انجام واجبات دینی بود.شهید عسگری از همان دوران نوجوانی روحیه حق طلبی داشت به طوری که برای دفاع از مظلوم وامر به معروف ونهی از منکر با افراد شرور مقابله میکرد.علی پس از تحصیلات متوسطه وارد کسب وکار شد تا به موقعیت اقتصادی اش رونق دهد به همین دلیل در پروژه های صنعتی شرکت کرد ودراین عرصه تبحر یافت واستاد کارماهری شد.اما آنچه علی را در محیط کار و زندگی از دیگران متمایز می ساخت توجه به معنویات،رعایت مسائل شرعی وحفظ روحیه دینی و انقلابی بود. نقطه عطف زندگی شهید علی صدای خوبی داشت ومداح وموذن شایسته ای بود وهمین ارادت او به اهل بیت بود که در سال 83 راهی سفر کربلاشدوهمین سفر بود که مسیر زندگی اش را تغییر داد درهمین راستا بود که با مجاهدین عراقی در مسجد کوفه آشنا شد و در کنار آنها به مبارزه با دشمنان آمریکایی پرداخت و پس ازمدتی به ایران بازگشت و تاپایان تسخیرعراق توسط آمریکا چند بار دیگر به عراق سفرکرد و همراه مجاهدان عراقی با دشمنان آمریکایی مبارزه نمود.پس ازآزاد شدن عراق از چنگ آمریکا به ایران بازگشت وباز هم با شرکت در ساخت وسازهای پروژه های صنعتی وساختن بناهای عام المنفعه ومذهبی کمک کرد.علی انسان ولایت مداری بود وبه خاطر علاقه وافر به رهبر معظم انقلاب گاهی می شد که برای شرکت در نماز جمعه ای که به امامت رهبر بود به تهران می رفت. دمشق میعاد شهادت علی با آغاز بیداری اسلامی سفرهای زیادی به کشورهای عراق،لبنان وسوریه داشت.درلبنان بانیروهای حزب الله همکای داشت وپس از تعرض مزدوران تکفیری وسلفی وتروریست ها به سوریه،با هدایت نیروهای حزب الله برای کمک به مردم مظلوم سوریه وحفاظت از حرم حضرت زینب (س)راهی سوریه شد.علی درسوریه فعالیت های گوناکونی برای مردم مظلوم آن دیارانجام داد .هم خدمات فنی ومهندسی که درآن مهارت داشت ارائه داد هم در امداد رسانی به مجروحان وآوارگان سوری و سکنی دادن آنها ورساندن مایحتاج ومواد غذایی بسی کوشش کرد وهم با قلبی اندوهگین به غسل وکفن ودفن شهدا پرداخت وبا نماینده ولی فقیه در سوریه همکاری کردوعلاوه بر این در تشکیل وسازماندهی هیئت های مذهبی در محرم وصفر سال 91و مداحی و نوحه خوانی سر از پا نشناخت. در این مدت در سوریه خواب وآرام نداشت وبا تمام توان می کوشید.سرانجام در ساعت3بعدازظهر روز دوشنبه دهم بهمن ماه سال1391همزمان با سالگرد تولد حضرت رسول وسالروز تولد خودش پس از نبردی جانانه در حفاظت از حرم حضرت زینب در دمشق وکشتن بیش از ده نفر از تروریست ها،هدف تیراندازی های تکفیری قرار گرفت وبه آرزوی دیرینه اش که شهادت بود نائل شد. خاطراتی خواندنی از شهید علی عسکری : به نقل از هم رزم شهید: بعد از شهادت شهید عسگری یکی از مجاهدان لبنانی که آرزوی شهادت داشت و اعتقادش بر این بود که مهر شهادت بر لباس رزم شهید عسگری خورده است با اصرار فراوان لباس رزم شهید عسگری را به تن کرد و بعد از سه روز با همان لباس رزم شهید عسگری به شهید عسگری پیوست. همرزمش نقل می کند : شهید عسگری عجوبه ای بود که من با سابقه های زیاد که در جبهه های مختلف دارم مانند او شجاع و نترس و ا صداقت کم دیده بودم. در تمام عملیات ها ذکر او یا حسین بود و چنان با تجربه بالای چریکی می جنگید که در هر عملیاتی که شهید عسگری شرکت می کرد همه همرزمان به او می بالیدند و اطمینان به پیروزی داشتند. امام جماعت حرم حضرت رقیه (س) نقل می کند: سه روز قبل از شهادت شهید عسگری با چند تن از مجاهدین لبنانی پیش ما آمدند به او گفتم آقای عسگری چند ماه است که سوریه هستی یک سفر به ایران برو سری به خانواده و پدر ومادرت بزن . شهید عسگری با نگاه معنادار و لبخند ملایمی که بر چهره اش جاری بود جواب داد: آیا فکر می کنید من به اراده خودم به اینجا آمده ام؟من مولایم امام حسین (ع)را در خواب دیدم حکم جهاد در سوریه به من داده و نتیجه آن را هم که شهادت است به من وعده داده و بازگشتی در کار من نیست. یکی از دوستان شهید می گوید: دو روز قبل از آخرین سفر شهید به سوریه،با هم بر سر یک کوهی رفتیم ویک رقعه حاجت نوشتیم و آن را بر داخل گلوله ای از گل گذاشتیم وآن را به داخل قنات انداختیم وآمدیم مشغول دعای کمیل روی کوه بودیم که یکباره شهابی بزرگ از آسمان به سوی ما آمد وتمام کوه را روشن کرد ،من هراسان شده بودم شهید عسگری گفت:این نشانه قبولی حاجات ما بوده،به او گفتم مگر حاجت تو چه بود؟ گفت: من به جز شهادت حاجتی ندارم. به نقل از دوست شهید: در پتروشیمی اراک کار می کردیم ماه رمضان بود وهوا بسیار گرم ومحل کار ما مخازن کروی بود که باید در داخل آن کار می کردیم.بدنه مخزن باید تا 100درجه سانتیگراد حرارت می دید تا گرم شود وبعدا شروع به کار کنیم .شهید عسگری همپای ما در آن شرایط که برای کسی هم که روزه نبودتحملش سخت بود روزه می گرفت وکارمی کرد.یک شب به اتفاق هم به منزل دوستان در خوابگاه دیگر رفتیم ودیدیم که هندوانه ای گذاشتند وسط وبه ما هم تعارف کردند اما شهید قبل از آنکه از هندوانه بخورد از دوستان پرسید که از کجا آورده اید در اینجا که دسترسی به مغازه ندارید گفتند:از باغ کنار پتروشیمی کندیم شهید گفت:آیا صاحبش می داند؟ گفتند : نه،اوچنگال رابه زمین گذاشت وگفت:بامال شبه ناک جسم وروحم را آلوده نمی کنم انشالله که خداوند از میوه های بهشتی نصیبمان کند. به نقل از برادر شهید: در سال 85 در سیرجان کار می کردیم روز عاشورا شهید گفت:حاجتی دارم ومی خواهم برای حاجتم گوسفند قربانی کنم در منزل یکی از دوستان گوسفندی تهیه وذبح شد وقتی داشتیم گوشت را تقسیم می کردیم که بین مردم توزیع کنیم شهید گفت:دیشب خواب دیدم سوره صف را از اول تا آخر با صوت زیبایی می خواندم تعبیرش چیست؟وقتی به کتاب مراجعه کردیم دیدیم که امام صادق (ع)فرمودند:هر کس سوره صف را در خواب قرائت کند سرنوشت او ختم به شهادت می شود.

وصیت نامه شهید مدافع حرم علی عسگری عزیزانم راه را غلط نروید ؛ راه همان است که رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ما را بر آن هدایت می کند ؛ هوشیار باشید که دشمن ریشه مارا هدف گرفته، چشم دشمن را هدف بگیرید. بسم الله الرحمن الرحیم انالله و انا الیه راجعون حسبی الله و نعم الوکیل و نعم النصیر ماشاالله لا حول ولا قوت الا به الله العلی العظیم توکلت علی الحی الذی لا یموت الحمدولله الذی لم یتخذ صاحبة ولا ولدا ولم یکن له شریک فی الملک ولم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا. من علی عسگری فرزند بهروز پس از سپاس خداوند عزوجل و نثار درود بر محمد و آل محمد شهادت میدهم که خدایی به جز خدای یگانه نیست شهادت می دهم که محمد (ص) پیامبر و آخرین فرستاده خداست شهادت می دهم که قرآن کتاب آسمانی و دستور زندگی من بود شهادت می دهم که علی (ع) که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد مولا و ولی من بود. اما اکنون که این وصیتنامه را می‌خوانید نمی‌دانم که خداوند مرگم را چگونه رقم زده است ولی تمام آرزویم و تلاش شبانه روزی ام بر این بوده که شامل آیه شهدا عند ربهم یرزقون باشم اما خدا می داند که برای شامل شدن بر این آرزو با تمام توان تلاش کرده ام، امید است که خداوند قبولم کرده باشد. برادران و خواهران آیا نشنیده اید که رسول الله فرمود: هرکس ندای فریادخواهی مسلمانی را بشنود و به کمک او نشتابد مسلمان نیست؟ آیا ندای فریادخواهی ملتهای مظلوم و مسلمان را نمی شنوید؟شاید تصور کنید که می‌گویم بیشتر از توان خود را هزینه کنید اما آیا به کمترین میزان نیز که حفظ حرمت و ابهت انقلاب و مملکتمان می باشد نمی توانید هزینه کنید؟ آیا اگر مقداری از مایحتاج زندگی بر ما کاسته شد باید سراسیمه شده به جان هم بیفتیم؟ عزیزانم راه را غلط نروید راه همان است که رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیة العظمی امام خامنه ای مارا بر آن هدایت می کند هوشیار باشید که دشمن ریشه مارا هدف گرفته، چشم دشمن را هدف بگیرید. بنده همیشه آرزو داشتم که در زمان سیدالشهدا بودم و در رکابش جهاد میکردم اما دیدم الان هم فرق با آن زمان نمی کند شیعیان در سرزمین شام در ظلم و ستم هستند حتی بارگاه احیاگر عاشورا حضرت زینب کبری مورد تعرض لشکر کفر واقع شده الان که این وصیتنامه را می خوانید امیدوارم حضرت زینب مرا به عنوان پاسدار حرمت بارگاه مبارکش و مدافع شیعیان مظلومش پذیرفته باشد. برادران و خواهران به شما وصیت می کنم از رهنمودهای رهبر والا مقام و فرزانه امام خامنه ای راه را بجویید. برای مادیات زیاد خودرا به زحمت نیندازید و قدری به فکر آخرت باشید این مشکلات به قول مرجع عالی قدر آیت الله بهجت که روحش قرین رحمت خدا باد گرفتاری های قبل از ظهور امام زمان برای مسلمانان میباشد. عزیزانم اندکی صبر، سحر نزدیک است. اما همشهریان گرامی دوستان و آشنایان و اقوام در این مدت در زندگی فراز و نشیبهای زیادی کشیده ام که غالبا بر اساس بعضی سوء تفاهم هایی بوده که بعضی عزیزانم مرتکب شده اند، همه شما را حلال میکنم اما تعدادی از شما نیز بر گردن من حق داشتید، با تمام توان و امکان تلاش کردم که رضایت شما حاصل شود و به نظر خودم توانستم بیشتر دین ها را ادا کنم و رضایت حاصل کنم اما آنهایی که بر گردن من حق دارند به یگانگی خدا سوگندتان می دهم که یا حلالم کنید یا از پدر و برادرانم بخواهید تا جبران کنند چون من قصدم بدی نبوده که دینی بر گردنم باشد. وجودتان را شامل این حدیث کنید که می فرماید در روز قیامت منادی فریاد می زند کسانی که از خدا طلبکار هستند برخیزند، تعدادی از مردم بر می خیزند از آنها سوال می شود که شما چکار کرده اید که از خداوند طلبکارید؟ می گویند :ما بندگانش را بخاطر خدا حلال کردیم و اکنون از خدا طلبکاریم. اما پدر و مادر عزیزم اگر خونم در راه خدا ریخته شد اندوهگین نباشید، شادی کنید که این آرزوی اولیای خدا بود آیا نه این است که همه دیر یا زود خواهند رفت؟ پس فقط صبر کنید و به یاد اهل بیت سید الشهدا سوگواری کنید و در آمرزش من هم دعا کنید والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. علی عسگری

0 ریال