• ورود / ثبت نام
  • 07136285965
این صفحه را به اشتراک بگذارید

شهید علیرضا قلی پور کد : 313-10  

سایت عاشورائیان سایت شما

متن وصیت نامه شهید مدافع حرم علیرضا قلی پور به همسر و دو دخترش چنین است: وصیت شهید به همسرش: سعی کن فاطمه و ریحانه را طوری تربیت کنی که با فهمیدن و درک واقعی معنی حجاب ،حجاب را رعایت کنند، همچون که خودت برای بنده و آشنایان آینه حجاب بوده و هستی و به شما افتخار میکنم. حلالم کن خیلی اذیتت کردم. خیلی ناراحتت کردم. خیلی زحمت کشیدی، نتوانستم جبران کنم . دست و بالم خالی از هرگونه عمل صالح است. برایم دعا کن، طلب مغفرت کن. به دوستان هم سفارش کن، خصوصا به پدر ومادرم، همیشه از طرف من دست آنان را ببوس، همچنان که خودم این کار را میکردم. وصیت شهید به دختر شش ساله: فاطمه جان سلام بابا جان! خیلی دوست دارم، درسهایت را مرتب بخوان و به حرف مادرت گوش کن. نماز و حجاب یادت نره، یادت نره که وقتی چادر به سر میکردی خوشکل و ناز میشدی، همیشه به یادت هستم، تو هم به یاد من باش باباجونی. وصیت شهید به دختر هشت ماهه خود: ریحانه خانم سلام همیشه بهت میگفتم قربونت بشم بابایی.حالا وقتی بزرگ شدی و تونستی بخونی و بنویسی، بدون که تو رو هم خیلی دوس دارم . سفارشهایی که به آبجی بزرگت کردم رو فراموش نکنید. به گزارش قیروکارزین نیوز،کشمکش‎ها در کشور سوریه که اوایل در قالب اعتراض‎‎های مردمی به‎وجود آمده بود، به سرعت ماهیت صهیونیستی خود را نشان داد و گروهک‎‎های مختلف تکفیری و وهابی به پشتوانه جبهه ضد‎مقاومت غربی‎‎عربی، سوریه را به میدان نبرد جهانی برای تخریب اسلام ناب محمدی(صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) و نابود کردن جبهه مقاومت تبدیل کردند. اما جوانان دلباخته و شیدای سیدالشهدا در دفاع از حریم حضرت زینب(سلام‎الله‎علیها) کوتاهی نکردند و تا پای جان در دفاع از حریم زینبی ایستادند و خود را به قافله سیدالشهدا رساندند. این دلباختگان سالار شهیدان(ع) و فرزندان معنوی امام خمینی(ره) که گهواره نشینان روزهای انقلاب بودند، در دفاع از جبهه جهانی مقاومت به سوی خط مقدم شتافتند و در جوار حرم شریف حضرت زینب کبری(س) به خیل شهدای کربلایی پیوستند؛ به برکت خون شهدای مدافع حرم بود که اکنون محور مقاومت هنوز پا بر جا مانده است. صبح امروز و با حضور پرشور مردم و مسئولان محلی و استانی پیکر شهید مدافع حرم ناوبان یکم علیرضا قلی‌پور در قیروکارزین تشییع و در گلزار شهدای شهر قیر به خاک سپرده شد. امام‌جمعه قیروکارزین در مراسم تشییع این شهید گران‌قدر اظهار داشت: دو نهضت کربلا و مهدویت است که جهان را به‌هم پیوند می‌دهد. حجت‌الاسلام عنایت‌الله اکبری بابیان این‌که در چنین روزی و در اربعین حسینی بذرهای کربلا شکوفا شد و پیام آن به جهانیان رسید افزود: عاشورا یک مقطع تاریخی، حادثه و تاریخی گذرا نیست بلکه تا همیشه جاری است و ثمره تمام انبیا در کربلا تجلی کرده است. این مقام مسئول بابیان این‌که خداوند این چراغ را برای همیشه جهان روشن نگاه داشت خاطرنشان کرد: امروز در تمام دنیا و حتی در بلاد کفر اربعین نمود پیدا کرده و روزنامه‌های غربی از آن می‌گویند. وی ادامه داد: در اربعین افشاگری تمام حوادث عاشورا صورت می‌گیرد و یزید و یزیدیان و طاغوت و طاغوتیان رسوا می‌شوند. نماینده ولی‌فقیه در قیروکارزین با اشاره به دو نامه مقام معظم رهبری به جوانان غربی تصریح کرد: ایشان به جوانان غربی در این دو نامه پیام داد که گرفتار طاغوت‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نشوند. اکبری بابیان این‌که سردمداران غرب امروز شمر و یزید زمان‌اند افزود: عاشورا ثمره‌اش ظهور است و اگر کسی حسینی شد می‌تواند مهدوی شود و عاشورا زمینه‌ساز ظهور مصلح کل جهان است. این مقام مسئول با اشاره به شهید مدافع حرم علیرضا قلی‌پور بیان داشت: آن‌ها انتخاب‌شده از طرف خداوند هستند، چراکه تنها کسانی که دارای عزت و بزرگی هستند به این مقام نائل می‌شوند و مایه افتخار ما است که امروز شهید مدافع حرم حضرت زینب (س) را بر روی دستانمان در این شهر تشییع می‌کنیم. وی در پایان افزود: این شهید بزرگوار از جوانان مومن، متعهد و انقلابی شهرمان بوده و شهادت تنها هدیه برازنده او از جانب خداوند بود. نزدیک یک هفته بود که سوریه بودیم. موقع ناهار و شام که می شد علیرضا غیبش میزد. بهش گفتیم: مشکوک میزنی علیرضا، کجا میری؟ گفت: وقتی شما مشغول ناهار خوردن هستین، من میرم به فاطمه و ریحانه ( دختر شش ساله و هشت ماهه اش ) زنگ میزنم... یه شب رفتیم توی خانه هایی که خالی شده بود، تا از اونجا به دفاع از شهر پرداخته و جلوی نفوذ دشمن به شهر رو بگیریم. فرمانده مون گفت: می تونین از وسایل خانه ها مث پتو استفاده کنین. شب که خواستیم بخوابیم، دیدم علیرضا بدون پتو و ملحفه توی سرما خوابید ، گفتم چرا از ملحفه استفاده نمی کنی؟ علیرضا گفت: شاید صاحب خانه راضی نباشه ... شبها نمازشب می خوند. اولین نفر بود که بلند میشد اذان می گفت و نماز جماعت برگزار می کرد. استاد قرانمون بود. شبها می یومد و می گفت بیایم سوره ذاریات بخونیم... علیرضا آماده شد بریم عملیات... توی راه یکی از بچه ها بهش آجیل تعارف کرد . علیرضا گفت: من فقط بادام می خورم، می خوام وقتی دشمن حمله کرد، کم نیارم... نقل از همرزم شهید

نظرات
  • 0 نظر
    شما اولین نفری باشید که در مورد این محصول نظر می‌دهید.

    برای ثبت نظر ، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به عاشوراییان می‌باشد.

لطفا چند لحظه صبر کنید

پیام

پیام

پیام

پیام

Top