شهید حسین علی قلعه نویی

عاشورییان مرودشت

شهید حسین علی قلعه نویی نام مستعار حسین نام پدر علی ناز شماره شناسنامه 4 تاریخ تولد 10/6/1336 محل تولد فارس-مرودشت- روستای احمدآباد متأهل * تعداد فرزندان 5 میزان تحصیلات پنجم ابتدایی شغل : کارگر مسئولیت در جبهه رزمنده محل شهادت شلمچه - خرمشهر کیفیت شهادت جنگ تحمیلی تاریخ شهادت 19/10/1365 یگان اعزامی بسیج محل دفن فارس-مرودشت-گلزارشهداء نحوه شهادت اصابت خمپاره به بدن و متلاشی شدن بدن زندگینامه شهید حسین علی قلعه نویی شهید حسین علی قلعه نویی در تاریخ 10/6/1336 در روستای احمدآباد دیده بخ جهان گشود این شهید بزرگوار فرزند پنجم خانواده بود. دوران کودکی شهید در روستای احمدآباد خفرک سفلی سپری شد و در سال 1344 جهت شروع درس و تحصیل به سپاه دانش در همان روستا رفت و مدت 5 سال در مدرسه سپاه دانش قدیم مشغول به تحصیل بود و در سال 1349 موفق به اخذ مدرکپنجم ابتدایی گردید. چون امکانات جهت ادامه تحصیل در روستا نبود و وضعیت زندگی در آن زمان ها سخت بود بچه ها مجبور بودند هم کار کند و کمک به خانواده باشند و هم درس بخوانند. این شسهید بزرگوار در سال 1350 جهت گذراندن ادامه تحصیل به روستای اسفندران مراجعت نمود چون در این روستا دایی مادر شهید زندگی میکرد و آشنا بودند وجهت گذراندن کلاس ششم ابتدایی درآن روستا مشغول بتحصیل شده. فاصله روستای اسفندران تا روستای احمدآباد حدود 4 کیلومتر بود و مابین دو روستا رودخانه بزرگ کر بود و جهت رفت و آمد بایستی از رودخانه عبور می کردند بوسیله بلم های قدیمی از رودخانه تردد می نمودند .بعد از گذراندن کلاس ششم دیدن مشکلات اقتصادی خانواده و اینکه پدر شهید پیرمرد بود و جهت عمران ومعاش مشکل داشتند شهید یزرگوار مجبور شد ترک تحصیل نموده و به دنبال کارهای کشاورزی و کارگری رفت تا آنکه کم کم به اوایل انقلاب نزدیک شد و شهید در دوران جوانی بود و در سال های 55-56 با آنکه فاصله روستا تا شهر هم زیاد بود ولی روحانی ها جهت تبلیغ مسائل دینی به روستا می آمدند و آن شهیدبا روحانی ها درباره انقلاب بحث و گفتگو می نمود و همین امر باعث شد که آن شهید جهت پیگیری و شرکت در فعالیت های انقلاب به شهر رفت و آمد نماید و در حد امکان در جریان فعالیت های انقلاب و مسائل سیاسی قرار گیرد . در همان سال روزهای نخست پیروزی انقلاب بود که تاریخ 21/11/57 پدر بزرگوار شهید به رحمت ایزدی پیوست. در همان سال شهید بزرگوار در همان روستا نامزدی نمود و در تاریخ 1/1/58 ازدواج نمود . شهید بزرگوار با آنکه در سال های قبل از انقلاب هم دنبال مسائل انقلاب بود بعد از انقلاب به دنبال فعالیت های انقلابی رفت و با اینکه در روستا امکانات کافی هم نبود و شغل دولتی ویا رسمی نبود شهید بزرگوار هم دنلا فعالیت های و مراسمات در روستا بود و هم بایستی جهت عمران و معاش زندگی به دنبال کارهای کشاورزی و کارگری باشد و تا اینکه در سال های 1359 و 1360 جهت کار و عمران و معاش به عنوان راننده کمباین مشغول به کار گردید .ثمره ازدواج شهید بزرگوار 4 فرزند پسر و یک فرزند دختر بود. شهید بزرگوار جهت تعیین اسم اولین فرزند خود متوسل به قرآن شد و اسم فرزند خود را با استعانت از قرآن انتخاب نمود چون در این مسائل و موارد خیلی حساس بود و وسواس داشت بعد از شروع جنگ تحمیلی شهید دنبال مسائل جنگ بود و در جریان کمک های مردمی به جنگ شرکت می نمود. چون در اوایل جنگ مصادف با تولد فرزند او بود و در سال های 60 و 61 هم دومین و سومین فرزند شهید متولد گردید و وضعیت زندگی شهید هم از نظر مالی خیلی مساعد نبود چون تنها راه جهت عمران و معاش زندگی کارکری و رانندگی بود و آن هم در طول یک سال مقطعی بود مشکلات اقتصادی فراوان بود . بالاخره درسال 62 با وجود اینکه شهید بزرگوار 3 فرزند داشت و بچه ها هم کوچک بودند و وضعیت جنگ هم ادامه پیدا می نمود برای اولین بار جهت اعزام به جبهه مهیا شده و مدت 3 ماه و 10 روز در جبهه های حق علیه باطل بود و پس از بازگشت باز به دنبال کار های کشاورزی و کارگری بود تا اینکه موفق گردید یک دستگاه تراکتور خریداری نماید و بوسیله آن کار نماید. به دلیل اینکه جنگ ادامه داشت برای دومین بار در تاریخ 29/12/63 بازهم به جبهه ها اعزام گردید و مدت 3 ماه دیگر نیز در جبهه ها مشغول نبرد علیه دشمنان اسلام بود. پس از بازگشت از جبهه ها باز در همان سال در تاریخ 12/9/64 برای سومین بار جهت شرکت در جبهه ها مهیا شد آن برهه از زمان تکلیف الهی را مقدم بر مشکلات خانواده و زندئگی می دانست و جهت لبیک به ندای پیر جماران و ادای تکلیف الهی تمام موانع را پشت سر می گذاشت و جهت شرکت در جبهه ها اعزام می شد بالخره در تاریخ 8/9/65 برای چهارمین مرحله با وجود اینکه 4 فرزند شهید تمامی خردسال بودند و اولین فرزند شهید عبدالحسین قلعه نویی 6 سال داشت و کلاس اول ابتدایی بود باز جهت اعزام به جبهه مهیا شد و به جبهه رفت تا اینکه بعد از اینکه عملیات کربلای 4 شروع شد و برخی از رزمندگان شهید و زخمی شده بودند و بقیه رزمندگان هم به خانه برگشته بودند این شهید بزرگوار در جبهه ماند تا اینکه در تاریخ 19/10/65 مصادف با اولین روز شروع عملیات کربلای 5 به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در تاریخ 29/10/65 جنازه شهید در شهرستان مرودشت تشییع گردید و همراه سه تن از شهدای روستاهای اطراف در گلزار شهدای امامزاده سلطان محمد (ع) دفن گردیدند . و نکته آخر اینکه دختر شهید رقیه قلعه نویی شش ماه بعد از شهادت پدر بزرگوارم بدنیا آمد

بسمه تعالی وصیت نامه حسینعلی قلعه نوئی اینجانب حسینعلی قلعه نوئی برای بار سوم روانه جبهه های حق علیه باطل می شوم تا انشاء الله به برادران رزمنده بپیوندم و ندای پیامبر گونه امام امت خمینی بت شکن را لبیک گفته باشیم و این وظیفه هر فرد مسلمان است که تا آن جای که توان دارید چه در جبهه و چه در پشت جبهه به این انقلاب و این جنگ تحمیلی کمک کند و به گفته رهبر کبیر انقلاب باید ما تا آخرین قطره خونی که داریم به استکبار جهانی بجنگیم تا حکومت عدل الهی بر تمام جهان سایه افکند انشاءالله ئ از مادرم و برادران و خواهرانم می خواهم که اگر من شهید شدم باید قوی دل باشید و مبادا گریه کنند که دشمنان خدا و این کور دلان را خوشحال کنند و تو ای مادر مهربانم می دانم زحمت ها برا من کششیده اید شما باید افتخار کنید که چنین فرزندی را داشته اید و هدیه انقلاب اسلامی کرده اید و تو ای برادر و تو ای خواهران مهربانم شما می دانم دلتان می سوزد و باید مانند زینب همچنان استوار و قوی باشید و تو ای همسر مهربانم شما از بچه ها مواظبت کنید و بچه ها را طوری تربیت کنید که جز راه حق راهی دیگری را نرود و از شما می خواهم اگر از من بدی دیده اید مرا حلال کنید و تو ای برادر عزیزم خدابخش قلعه نوئی از شما می خواهم اول از بچه های برادر خوب مواظبت کنید و بعد بقیه کار دیگر برادرت را به عهده شما می باشد که من از هرکس بدهی دارم بدهید و از هر کس طلبی دارم بگیرید و از همه شما بادرانم و خواهرانم و مادرم و همسرم می خواه که مرا حلال کنید و از همه همسایگان و فامیل می خواهم مرا حلال کنند و از شما می خواهم به انقلاب و این جنگ ناخواسته کمک کنید تا انشاء الله این انقلاب به تمام مملکت اسلام سایه افکند انشاء الله و همیشه یادتان باشد امام را فراموش نکنید. خداحافظ همه شما

0 ریال