شهید مسعود خالدی - شهدای مرودشت

بازدیدها(1041)
  • کد : 313-569
  • وضعیت : شهدا را بیاد بسپاریم نه بخاک

شهید مسعود خالدی

عاشورییان مرودشت
قیمت :

شهید مسعود خالدی نام پدرعزیزقلی شماره شناسنامه173 تاریخ تولد11/10/1347 محل تولدعلیا میزان تحصیلاتسوم دبیرستان شغلمحصل مسئولیت در جبههرزمنده محل شهادتشلمچه کیفیت شهادتشیمیایی- کل بدن تاریخ شهادت4/10/1365 یگان اعزامیسپاه محل دفنمرودشت- امامزاده سلطان محمدمعصوم آباد شهید دیگر خانواده: برادرش شهید قزلباش بسم الله الرحمن الرحيم زندگي نامه شهيد مسعود خالدي فرزند عزيزقلي شهيد مسعود خالدي فرزند عزيزقلي در تاريخ 11/10/1347 در روستاي عليا از شهرستان مرودشت در خانواده اي متقي و متدين و عاشق اهل بيت عليه السلام به دنيا آمد.هيچ کس نمي توانست عظمت روحي آن نوزادرا در 18 سال آينده به انکار آورد. ايشان از نظر اخلاقي بسيار متين و آرام و بردبار بود علاقه وافري به مسائل مذهبي و اجتماعي داشت. سخنراني خوب و يکي از بهترين نوحه سرايان و ذاکرين اهل بيت عصمت و طهارت بود به طوري که از جاهاي ديگر دعوت مي شد که در مجالس آنها حضور داشته باشد او يکي از قاريان طراز اول قرآن مجيد در استان بود. با والدين رفتاري بسيار خوب داشت و در منزل هميشه الگو بود در رفتار و کردار قاطع و با متانت کارها را انجام مي داد و آنچه بيان مي کرد واضح و با منطقي صحيح مطرح مي نمود گاهي در کنار پدر براي گذران امرار معاش خانواده به کشاورزي مشغول مي شد. او دانش آموز بسيار باهوش و خوبي بود و در سال آخر ديپلم درس مي خواند تا اين که با شروع و پس از شهادت برادرش حميد خالدي او نيز قصد داشت به برادر عزيزش بپيوندد بنابراين راهي جبهه هاي جنگ شد و در تاريخ 4/10/1365 در عمليات کربلاي 4 زماني که در منطقه باتلاقي شلمچه به سوي از بين بردن و گرفتن مواضع دشمن در حرکت بود بر اثر به کارگيري گازهاي شيميايي از سوي دشمن دچار خفگي و سوختگي شد و بر اثر جراحات وارده به درجه رفيع شهادت نائل گرديد و به سوي معبود پرواز کرد. روحش شاد و يادش گرامي باد

وصيت‌نامه شهید خالدى مسعود بسم رب الشهداء والصديقين به نام ايزد يكتا وبه نام رب بى همتا درود من به ملت هميشه درصحنه ايران درود من به اسلام ومسلمين ودرود من به مجاهد فى سبيل الله فلا تهنو و تدعو الى السلم وانتم الاعلون والله معلكم و لن يتركم و اعمالكم (سوره 47 آيه 35 ) اى مؤمنين درجنگ با كفار سست نشويد و صلح و آشتى را از آن‌ها درخواست ننماييد وشما برتر و بالاتريد و خدا با شما همراه است و هر گز از اعمال شما هيچ نمى كاهد با سلام ودرود به امام امت خمينى بت شكن و با سلام به تمامى شهداى انقلاب اسلامى به عشق مولايم حسين (ع) به سوى او شتافتم اينجانب مسعود خالدى فرزند عزيز قلى متولد سال 1347 ساكن روستاى عليا ء خفكر سفلى براى اولين با رعازم جبهه نور عليه ظلمت و تاريكى شده ام تا من هم توانسته باشم دينم را نسبت به اسلام و انقلاب واما م عزيز ادا كرده باشم اينكه كه بهترين موقعيت براى مبارزه با كافران و مشركان پديدار گشته و اينك كه مزدوران بى وطن به ميهن اسلامى وخاك مقدسمان هجوم آورده اند فرصت رابراى دفاع از اسلام و سرزمين دلاورانه ايران ازدست نمى دهم واز تمام ايرانيان مى خواهم تادراين جهاد مقدس شركت كنند كه خدايارو ياورمان است برادران و خوهران گرامى وظيفه ما اين است كه بادادن خون درجبهه ها مسئوليت خويش را به انجام رسانيم ووظيفه شما رساندن پيام ما به تمام خلقهاى ستمديده جهان مى باشد زيراكه چشم تمام ملتهاى زير باررفته وستمديده به شما غيور مردان و دلاوران ايران دوخته شده و منتظرند تا هر لحظه آنها را اززير يوغ استكبار جهانى بيرون آوريد واز شما عزيزان مى خواهم كه هميشه دردعاى كميل وديگر دعا ها شركت كنيد و چون ما هر چه داريم از اين دعا ها مى باشد واز شمامى خواهم كه سنگرهاى پشت جبهه كه يكى از آن‌ها گروه مقاومت مى باشد خالى نگذاريد و برعهده همه ما هست كه هر جا كه هستيم چه درجبهه و چه د رپشت جبهه حافظ اسلام و مدافع اسلام باشيم واين مسئوليت را با كوشش تمام به انجام برسانيم پس اميدوارم كه خداوند به شما درانجام اين مسئوليت مهم توفيق عنايت بفرمايد وشما اين مسئوليت را با موفقيت به پيش ببريد انشاءالله و اما سخنى با پدرم دارم پدرم درود من كه چونان ابراهيم فرزند خويش را به فرمان خداى بزرگ به قربانگاه فرستادى پدرم بدان و آگاه باش كه اسماعيلت هرگز از فرمان باريتعالى سرباز نمى زند و مرگ درراه خدا را جز سعادت نمى دانم و زندگى را جز جهاد درراه عقيده درست نمى دانم و شهادت را جز و بهترين نعمتهاى خداوند مى داند واما تواى مادر عزيز ودلبندم كه براى بزرگ كردن من زحمتهاى زيادى را دركنار گهواره من تا صبح بيدار مانده و زحمتهاى بسيارى در پى بزرگ كردن من متحمل شديد اميدوارم كه مرا ببخشيد كه نتوانستم دركنارتان بمانم و زحمات شما را جبران‌نمايم سلام من برتو كه بالاخره براحساس مادرانه ات پيروزشدى و فرزندت را روانه ميدان نبرد كفار و مسلمين كردى وگفتى كه تورادر راه خدا هديه انقلاب اسلامى مى كنم ومن به وجود تو افتخار مى كنم كه مادرى از سلاله فاطمه زهر هستى و از شما مى خواهم كه براى من غصه‌و افسوس نخوريد كه همين گريه و زارى آرزوى منافقان را مير ساند واما خواهران گراميم شما نيز زينب زمان باشيد ودرراه خدا قدم برداريد ودرراه او مبارزه كنيد وحجابتان را رعايت كنيد كه همين حجاب شما كوبنده تر ا زخون سرخ من است و اما اى برادران عزيز و با غيرتم ا زخداوند بزرگ براى شما صبر مسئلت مى نمايم و ازشمامى خواهم كه دست از يارى اما م عزيز برنداريد و اين استوره ايمان و تقوا و اين امام برحق را يار وياور باشيد وتا آخرين قطره خونى كه دررگ داريد ازروحانيت دفاع كنيد درپايان ازبرادرانى كه موجب ناراحتيتان شده ام عذرمى خواهم و اميدوارم كه مرا ببخشيد به همه اقوام و خويشاوندان ودوستان سلام مى رسانم وآن‌هارابه خداى بزرگ مى سپارم به اميد پيروزى حق برباطل خدياخدايا تا انقلاب مهدى‌حتى كنار مهدى خمينى را نگهدار مسعود خالدى 8/9/65

    نظرات

    هیچ نظری برای این کالا ثبت نگردیده است