شهید حمید(قزلباش) خالدی - شهدای مرودشت

بازدیدها(1188)

شهید حمید(قزلباش) خالدی

قیمت :

شهید قزلباش خالدی
نام مستعار حمید
نام پدرعزیزقلی
شماره شناسنامه93
تاریخ تولد15/1/1341
محل تولد روستای علیا خفرک سفلی
میزان تحصیلاتدیپلم
شغل: آزاد
مسئولیت در جبههرزمنده
محل شهادتجزیره مجنون
کیفیت شهادتنصف بدن سوخته بود
تاریخ شهادت5/3/1363
یگان اعزامیبسیج
محل دفنمرودشت- امامزاده سلطان محمد
شهید دیگر خانوادهبرادر مسعود خالدی


بسم الله الرحمن الرحيم
زندگي نامه شهيد حميد (قزلباش) خالدي فرزند عزيزقلي
شهيد حميد خالدي فرزند عزيزقلي در تاريخ 15/1/1341 در شهرستان مرودشت به دنيا آمد. او با آمدنش براي گل هاي ياس،عطر زيبا زيستن را هديه آورد.از کودکي علاقه اي بسيار به مسجد اين خلوتگه عاشقان سراپا سوخته داشت. او تحصيلات خود را با گرفتن ديپلم به پايان رساند و سپس در کار کشاورزي به پدر کمک مي نمود. او با پدر و مادر رفتاري کاملاً خداپسندانه داشت تا اين که با شروع جنگ به عضويت بسيج در آمد با صحبت هايي که در منزل از طرف او مي شد زمينه کاملاً مساعد و آماده بود و مي گفت:الان عاشورا و زمين کربلا در پيش است بايد حسين زمان را ياري کنيد. آيا راضي مي شويد اعمال يزيديان تکرار شود و صلاله رسول خدا (ص) تنها بماند. (ايشان بازتاب بسيار مثبتي به وجود آورد چنانچه بعد از شهادتش خيلي از دوستانش روانه جبهه شدند و برادر ديگرش بنام مسعود و يکي از دوستانش بنام عبدالرسول حاتمي شهيد شد.) سرانجام ايشان به فرمان حضرت امام (ره) لبيک گفت و به جبهه هاي جنگ اعزام شد تا اين که در تاريخ 5/3/1363 در جزيره مجنون هنگامي که در سنگر بودند بر اثر اصابت گلوله توپ 106 دشمن بر روي سنگر به اتفاق چهار نفر از برادران رزمنده به ديدار حق شتافت. روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم رب الشهداء و الصديقين
زندگي نامه شهيد حميد (قزلباش ) خالدي فرزند عزيزقلي
شهيد حميد (قزلباش) خالدي در مهر ماه سال 1341 در خانواده اي مستضعف و مؤمن و مقيد به اسلام و احکام دين در روستاي دور افتاده اي بنام عليا حفرک سفلي متولد شد وي که نفر دوم خانواده بود تحصيلات ابتدائي را در همان روستا گذراند و سپس براي ادامه تحصيلات روانه شهرستان مرودشت شد و بالاخره تا کلاس سوم راهنمائي ادامه داد اما نداشتن شرايط سني مزاحم ادامه تحصيلات وي شد و به ناچار ترک تحصيل نمود . زمان طي شد او که جواني آراسته ، آرام از نظر اخلاق و تربيت جذاب شده بود در قلب يکايک افراد روستا و آشنايان صاحب نفوذ بود . در زمانهاي پيروزي انقلاب با تبليغات خود مردم را جذب مي نمود و چيزي طول نکشيد که جنگ تحميلي عراق شروع شد او که عاشق و دلباخته و مقلد امام عزيز و بزرگوار بود بنا به فرمان ايشان روانه آموزش نظامي شد و پس از گذراندن دوره لازم عاشقانه راهي جبهه هاي حق عليه باطل شد وي سه ماه را در جبهه فعالانه در خطهاي مقدم در سخترين مناطق چون تنگه چزابه دليرانه جنگيد و در پايان حمله بنا به خواست خداوند به منزل خود برگشت او با آن که از قبل هم نمونه اخلاق در ميان جوانان هم سن و سال خود بود اين بار حالتي بسيار شگفت انگيز پيدا نموده بود . هميشه به امام و انقلاب فکر مي کرد در هر کجا که حضور داشت صحبت از امام و انقلاب و ياري از آنان مي نمود . او بار ديگر در فکر اعزام به جبهه بود که بنا به پيشنهاد دوستان و خانواده خود به خدمت مقدس سربازي او که فرا رسيده بود شتافت . پس از گذراندن دوره آموزشي در تهران به نيروي هوائي اصفهان انتقال دادند . او که نمي توانست آرام و بدون تحرک و بدون حضور در جبهه بنشيند داوطلبانه راهي جبهه گرديد پس از گذراندن مدتي در جبهه دچار موج انفجار شد و با شکستگي دست او را به اصفهان انتقال دادند وي پس از بهبودي و مراجعت به منزل بنا به پيشنهاد پدر و مادر جهت تشکيل خانواده نامزدي نمود و پس از گذراندن خدمت سربازي پدر و مادرش اصرار زياد براي عروسي ايشان داشتند که مورد قبول وي قرار نگرفت و بلافاصله در مانور آزادي قدس شرکت نمود و در همان جا بود که جهت اعزام به جبهه ثبت نام کرد . بالاخره براي بار سوم راهي جبهه گرديد اين بار در جبهه دشت عباس بود 45 روز مأموريت او در آنجا به پايان رسيد اما به پيشنهاد فرماندهان مأموريت او براي مدت 10 روز ديگر تمديد شد . آنها را به جزيزه مجنون اعزام نمودند . در ششمين روز مأموريت در مورخه 05/03/1363 در نزديکي هاي عصر بود که سنگر آنها به وسيله گلوله 106 مورد اصابت قرار گرفت و ايشان به اتفاق سه تن از هم سنگران خود به مهماني مولايشان امام حسين عليه السلام سرور شهيدان مفتخر گشت و به آرزوي ديرينه خود که همان شهادت بود دست يافت . يادشان گرامي و راهشان پر رهرو و مستدام باد . والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

وصيت‌نامه :%
1258302 خالدى قزلباش
بسم رب الشهداء والصديقين
عارفا درلوحه دين اين عبادت بهتر است جنگ با دشمن نمودن با شهامت بهتراست
بادرود به رهبر كبير انقلاب اسلامى امام خمينى و پيروزى هرچه بيشتر اسلام ومسلمين درسراسر جهان به ويژه كشور ايران كه همه آن مربوط به امام زمان است وانشاءالله كه ايشان توجهات خودرا براين كشورهر چه زيادتر افزون فرمايد اينجانب حميد خالدى (قزلباش )فرزند عزيز قلى متولد سال 1341 به شماره شناسنامه 92 ساكن عليا خفرك سفلى براى باردوم عازم جبهه حق عليه باطل شده‌ام تا من هم بتوانم درانقلاب سهمى داشته باشم ودر اين لحظه حساس كه تمام نيروهاى داخل و منافق و غيره‌وديگر فراريان سازشكار همچون بنى صدر و رجوى ها كه با يكديگرى هم پيمان شده اند وامريكا و كشورهاى ديگر پشتيبان آنها هستند و تمام‌دست به دست هم داده اند و برعليه انقلاب ما توطئه مى كنند و هر روز به يك رنگ ورو در مى آيند و اين كوردلان از خدا بيخبر بدانند كه اين خدا و امام زمان پشتبان آن است و رهبرى اين انقلاب بدست يگانه مرد با ايمان و تقوى و مجاهد حقيقى و نايب بزرگوار امام زمان (عج) يعنى امام خمينى مى باشد و تمام آنها شكست خواهند خورد انشاءالله برادران و خواهران مسلمان و هموطنان عزيز شما مى دانيد كه هرانقلاب براى گسترش و صادرشدن آن احتياج به دو چيز دارد يكى خون و ديگرى پيام زيراكه ما درمقابل ملت خود تنها مسئول نيستيم بلكه درمقابل تمام ملتهاى مسلمان وتمام خلقهاى ستمديده مسئول هستيم واكنون ما بادادن خون در
جبهه ها مسئوليت خويش را انجام مى دهيم و تواى برادر و خواهر وظيفه شماست كه پيام مارا به تمام جهانيان برسانيد و مفهوم انقلابمان را به تمام خلقهاى ستمديده بفهمانيد كه ديگر دوران ستم بايستى محو شود و ملتها سرنوشت خويش رابايد بدست‌گيرند و پرچم خونين انقلاب را درسراسر گيتى برافراشته نماييم و انشاءالله و در اتمام به برادران و خواهران خود وصيت مى كنم كه اطاعت از فرامين رهبر انقلاب وظيفه شرعى خود دانسته و دوستان اورا دوست‌خودودشمنان اورا دشمن خود بدانيد كه دشمنان او دشمن اسلام و دوستان او دوستداران اسلامند توصيه ديگرم اين است كه برادران و خواهران عزيز تا خون دررگ و توان دربدن داريد دست از يارى امام اين مرجع عاليقدر و نايب امام زمان (عج) برنداريد واما تو اى پدر ومادرعزيز پس ازتقديم عرض سلام اميد است كه براى ازدست دادن من غصه و افسوس نخوريد چرا كه شهادت درجه نهايى تكامل انسان است وآماده براى ازدست دادن بقيه فرزندان خود درراه خدا باشيد وتو اى مادرعزيز و دلبندم كه براى بزرگ كردن من شبهاى زيادى را دركنارگهواره من تا صبح بيدارمانده و زحمتهاى بسيارى درپى بزرگ كردن من كشيدى مادرم بايد مرا ببخشيد چرا كه موقعيت طورى قرار گرفته بود كه به من اجازه نداد تا دركنارتان بمانم وزحمات شمارا جبران نمايم ويك خواهش ازشما دارم و آن هم اين است كه درسوگ من ننشينيد چرا كه اين به سوگ نشستن شماآرزوى دشمنان و منافقان است وهيچ وقت براى من ناراحت نباشيد زيرا درراه خدا گام برداشته ايم وبراى من گريه مكن و خوشحال باش كه دراينراه مقدس قدم برداشته ام و حال پدرومادرعزيز و مهربانم و خواهران خوب و برادران با غيرتم از خداوند متعال براى شما صبرمسئلت مى نمايم و اميدوارم كه الطاف خفيه الهى هر چه بيشتر نصيب شما گردد و از شما مى خواهم كه برروى سنگ قبرم ننويسيد جوان ناكام چون من به كام خودكه همان شهادت رسيدم درپايان از كليه كسانيكه موجب اذيتشان شده ام عذر مى خواهم و اميدوارم كه مرا ببخشند به همه اقوام و خويشاوندان و همسايگان سلام مى رسانم و آن‌ها را بخدا مى سپا رم باميد پيروزى حق برباطل و سلام برروح خدا وامت بپا خواسته ايران خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار مادرمنشين چشم به هر رهگذر امشب آسوده بيـــارام مكــــن فكــــــر پســـــررا
مادرا دوست داشتى كه درپيش توباشم چون بــردرآن خــانــه دگـــر پنجــه نسابـــم
درخانه پرمهر و محبــت دگر باز نيابم هدف اين شد كه درسنگر اسلام بشهادت برسم
خواهرم اين نيز مــگوى او بكجا رفـــت چـون تــازه جــوان اســـ-ت تحمــــل نتوانــد
پروانه مستمند را شمـــع نســـــوزد آن سوخــت كه شمـــع را چنين مــى افروخت
خواهش مى كنم درخواندن وصيت نامه مرا بنام حميد خالدى بخوانيد چون مرا به اين اسم مى شناسند 22/1/63
وصیت نامه شهيد حميد (قزلباش ) خالدي فرزند عزيزقلي
بسم الله الرحمن الرحيم
با درود به رهبر کبير انقلاب اسلامي امام خميني (ره) و پيروزي هر چه بيشتر اسلام و مسلمين در سراسر جهان به ويژه کشور ايران که همه آن مربوط به امام زمان است و انشاءالله که ايشان توجهات خود را بر اين کشور هر چه زيادتر افزون فرمايد. اينجانب حميد خالدي (قزلباش) فرزند عزيزقلي متولد سال 1346 به شماره شناسنامه 92 ساکن عليا خفرک سفلي براي بار دوم عازم جبهه حق عليه باطل شده ام تا من هم بتوانم در انقلاب اسلامي سهمي داشته باشم و در اين لحظه حساس که تمام نيروهاي داخل منافق و غيره و ديگر فراريان سازشکار همچون بني صدر و رجوي ها که با يکديگر هم پيمان شده اند و آمريکا و کشورهاي ديگر پشتيبان آنها هستند و تمام دست به دست هم داده اند و بر عليه انقلاب توطئه مي کنند و هر روز به يک رنگ و رو در مي آيند و اين کوردلان از خدا بي خبر بدانند که اين خدا و امام زمان پشتيبان آن است و رهبري اين انقلاب بدست يگانه مرد با ايمان و تقوي و مجاهد حقيقي و نائب بزرگوار امام زمان (عج) يعني امام خميني مي باشد و تمام آنها شکست خواهند خورد ان شاءالله . برادران و خواهران مسلمان و هموطنان عزيز شما مي دانيد که هر انقلاب براي گسترش و صادر شدن آن احتياج به دو چيز دارد يکي خون و ديگري پيام زيرا که ما در مقابل ملت خود تنها مسئول نيستيم بلکه در مقابل تمام ملت هاي مسلمان و تمام خلق هاي ستمديده مسئول هستيم و اکنون ما با دادن خون در جبهه ها مسئوليت خويش را انجام مي دهيم و تو اي برادر و خواهر وظيفه شماست که پيام ما را به تمام جهانيان برسانيد و مفهوم انقلابمان را به تمام خلق هاي ستمديده بفهماند که ديگر دوران ستم بايست محو شود و ملت ها سرنوشت خويش را بايد بدست گيرند و پرچم خونين انقلاب را در سراسر گيتي برافراشته نمائيم ان شاءالله و در اتمام به برادران و خواهران خود وصيت مي کنم که اطاعت از فرامين رهبر انقلاب را وظيفه شرعي خود دانسته و دوستمان او را دوست خود و دشمنان او را دشمن خود بدانيد که دشمنان او دشمن اسلام و دوستان او دوستداران اسلامند توصيه ديگرم اينست که برادران و خواهران عزيز تا خون در رگ و توان در بدن داريد دست از ياري امام و اين مرجع عاليقدر و نائب امام زمان (عج) برنداريد و اما تو اي پدر و مادر عزيزم پس از تقديم عرض سلام اميد است که براي از دست دادن من عفو و افسوس نخوريد چرا که شهادت درجه نهايي تکامل انسان است و آماده براي از دست دادن بقيه فرزندان خود در راه خدا باشيد و تو اي مادر عزيز و دلبندم که براي بزرگ کردن من شب هاي زيادي را در کنار گهواره من تا صبح بيدار مانده و زحمت هاي بهاري در پي بزرگ کردن من کشيدي مادرم بايد مرا ببخشيد چرا که موقعيت داوري قرار گرفته بود که به من اجازه نداده تا در کنارتان بمانم و زحمات شما را جبران نمايم و يک خواهش از شما دارم و آن هم انيست که در سوگ من ننشينيد چرا که اين به سوگ نشستن شما آرزوي دشمنان و منافقان است و هيچ وقت براي من ناراحت نباشيد زيرا در راه خدا گام برداشته ايم و براي من گريه مکن و خوشحال باش که در اين راه مقدس قدم برداشته ام و حال پدر و مادر عزيز و مهربانم و خواهران خوب و برادران با غيرتم از خداوند متعال براي شما صبر مسئلت مي نمايم و اميدوارم که با الطاف خفيه الهي هر چه بيشتر نصيب شما گردد و از شما مي خواهم که بر روي سنگ قبرم ننويسيد جوان ناکام چون من به کام خود که همان شهادت بود رسيدم پايان از کليه کساني که موجب اذيتشان شده ام عذر مي خواهم و اميدوارم که مرا ببخشند به همه اقوام و خويشاوندان و همسايگان سلام مي رسانم و آنها را به خدا مي سپارم. به اميد پيروزي حق بر باطل و سلام بر روح خدا و امت به پا خواسته ايران. خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار. مادر بنشين چشم به هر رهگذر امشب،آسوده بيارام مکن فکر پسر امشب. مادر ؟؟؟ داشتي که در پيش تو باشم،چون بر در آن خانه دگر پنجه بنمايم. در خانه پر مهر و محبت دگر باز نيايم،هدف اين شد که در سنگر اسلام به شهادت برسم. خواهرم اين نيز مگوي او به کجا رفت،چون تازه جوان است تحمل نتواند،پروانه مستمند را شمع بسوخت،آن سوخت که شمع را چنين ؟؟؟؟ فروخت.خواهش مي کنم که در خواندن وصيت نامه مرا به نام حميد خالدي بخوانيد چون مرا به اين اسم مي شناسند. والسلام 22/1/

    نظرات

    هیچ نظری برای این کالا ثبت نگردیده است