شهید سید نورالدین حسینی - شهدای مرودشت

بازدیدها(810)
  • کد : 313-345
  • وضعیت : شهدا را بیاد بسپاریم نه بخاک

شهید سید نورالدین حسینی

عاشورییان مرودشت
قیمت :

شهید سید نورالدین حسینی نام پدرسیدولی شماره شناسنامه9146 تاریخ تولد9/4/1347 محل تولدفارس-مرودشت- میزان تحصیلاتسوم متوسطه شغلمحصل مسئولیت در جبههغواص محل شهادتخرمشهر-شلمچه کیفیت شهادتجنگ تحمیلی تاریخ شهادت1365/10/19 یگان اعزامیبسیج محل دفنفارس-مرودشت-گلزارشهداء نحوه شهادتمفقودالجسد بسم الله الرحمن الرحيم زندگي نامه شهيد سيد نوالدين حسيني فرزندسیدولی . و چه خلسه گاهي بوده است سنگر و چه شهود عارفانه که سيد به چشم خويش ديده بود جنازه اش 10 از آغوش گرم وطن دور خواهد شد . ده سال پيش عمليات کربلاي 5 بود که در وحشت کنعان گرگي خون آشام گل يوسف را پر پر کرد و ده پاييز و بهار ده برف و آفتاب سيد را در شما کبوتران سپيد بال جاويد الاثر خواندند . و يعقوب را گردد بوي پيراهن يوسف بر خلسه گاه خاطره مي مي کشاند و نور چشم مشتاقش بود سيد را يادگاري نمانده جز کفشهايش . اگر به او مي گفتند خود را معرفب کن امتناع مي کرد و خلوص و صداقت او مانع از حتي شبهه ي ريا مي شد اما اگر دقت مي کردي مي فهميدي در تير ماه 1347 در شهرستان مرودشت به دنيا آمد تا گرماي وجودش عشق را ؟؟؟ آسمان نمار س کند . مي فهميدي در همان از کودکي اش را در بيمارستان سپري کرده و آنگاه که همه دستها از درمانش نااميد شدند دست سوي خدا دراز کرده و خدا دوست داشت او را کشته ببيند . دوازده سالگي اش را گروه مقاومتن بسيج رنگ و بويي ديگر داد و معصوميت کودکانه اش با حضور در پشتيباني جبهه حال و هوايي ديگر مي يات و شانزده بهار که از عمرش گذشته بود دستهاي مردانه اش ؟؟؟ را لمس کرد ... سيد پنج مرتبه محراب جبهه را زيارت کرده بود و ششمين حضورش در کربلاي 4 بود کربلاي ايران مهبوت جهان عاشورا يگاني بود که آب و آييده صداقتشان بود . 15 روز گذشت تا پنجمين کربلاي گلگون کفن آغاز شد و سيد که دريا دل و دريا تبار بود در کسوت غواصي در عمليات شرکت کرد اما پس از عبور از آب تيري به پهلويش اصابت کرد تا با يار مظلوميت بي بي پهلو شکسته اش فاطمه زهرا س سر بر دامان عشق بگذارد . روحش شاد و راهش مستدام باد زندگي نامه شهيد سيد نوالدين حسيني فرزندسیدولی بسم الله الرحمن الرحیم آری سید نور الدین در سال 1347 در یک خانواده مذهبی و مؤمن در شهر مرودشت پا به عرصه وجود گذاشت و در دامن پاک و پر مهر مادری متدین پرورش یافت در دوران دبیرستان از نیروهای فعال اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان مرودشت بود و در ایام دفاع مقدس از بسیجیان عاشق بود و نیز جان بر کف که گوش به فرمان امام برای شش بار به جبهه های جنوب و کردستان رفت او به مسجد امام حسین و نماز جماعت علاقه ای خاص داشت و در تمام برنامه های مذهبی و فرهنگی شرکت می کرد . عضو پایگاه مقاومت ابوذر بود و در مانورها و مأموریتها با جان و دل انجام وظیفه می کرد در بین دانش آموزان دبیرستان شهید اسلامی منش نفوذ و جاذبه ای خاص داشت و مورد علاقه تمامی دانش آموزان بود و از بهترین قاریان قرآن مرودشت گشت مسئولیت انجمن اسلامی دبیرستان را عهده دار بود و در حمایت و کمک رسانی به جبهه نقشی خاص داشت

وصيت نامه سيد نورالدين حسيني فرزندسیدولی ولا تقولو لمن يقتل في سبيل اهدا في سبيل اهدا اموات بل احيا و لکن لما يشعرون . به نام الله ياري دهنده ي به پا خاسته به نام که هر که را که بخواهد هدايت مي کند و هر که را که بخواهد به گمراهي رهنمون مي شود . به نام او که اين انقلاب را به رهبري امام خميني به پيروزي رسانيد و خود نيز حافظ آن خواهر بود به نامه او که اين انقلاب را به رهبري امام خميني به پيروزي رسانيد و خود نيز حافظ آن خواهر بود به نام او که از دشمنان اسلام و ظالمان انتقام خواهد گرفت . بار الها از اينکه دگر باد مرا ياري نمودي که براي ياري و دفاع اسلام و امامم به جبهه هاي به نبرد گام نهم ترا شکر گذارم و از اينکه محبت اين امام بزرگوار را در دل اين حقير قرار دادي از تو ممنونم و از تو خواهش مي کنم که مرا تا آخرين لحظات عمر لحظه اي هم به خودم وامگذار که سخت محتاج ياري از جانب تو هم خدايا مردم اين کشور اسلامي که پشتوانه اسلامند ياري نشان نما خداياکساني را که اين امت مظلوم مخصوصاً در اين شهرستان مستضعف را مي خورند به خودشان وامگذار . خداياپدرم ، مادرم و ديگر اقوام مرا هدايت کن تو ايشان را صبر عنايت فرما . خدايا رهبرم پاره ي تنم ، نور ديده ام ، را حفظ و ياري بفرما . خداياخود مي دانم که بنده اي گنهکارم ول تقاضا دارم که شهادت را نصيبم گردان خداوندا در ظهور امام زمانمان تعجيل بفرما . در پايان حرفي جز تقاضا اتحاد مردم مستضعف اين شهرستان و پيروي از خط امام ندارم . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

سایر اطلاعات

دست نوشته شهيد سيد نوالدين حسيني فرزندسیدولی

بسم الله الرحمن الرحيم

نامه شهيد سيد نورالدين حسيني - با سلام به پيشگاه مقدس امام زمان و نايب برحقش خميني بت شکن و با سلام به روان پاک شهداي خونين کفن و با اميد پيروزي هر چه سريعتر رزمندگان اسلام . خدمت برادر عزيزم آقاي سيد محسن سجاديان سلام عليکم پس تقديم و عرض سلام سلامتي شما را از درگاه حضرت  باري تعالي خواهانم واميدوارم که اوقاتتان را بخوبي سپري نمائيد باري برادر جان در اين واپسين دقايق معلم گشتم که خط نوشتن . والسلام

دست نوشته شهيد سيد نوالدين حسيني فرزندسیدولی

بسم الله الرحمن الرحيم

نامه شهيد سيد نورالدين حسيني - چگونه سر زخجالت بر آورم بر دست ... که خدمتي لايق بر نيامد بر نيامد از دستم . باسلام به پيشگاه مقدس آقا زمان و نايب بر حقش خميني عزيز و با سلام به روان پاک شهيداي خونين کفن . ضمن تقديم عرض سلام به حضور مبارک برادر سيد عبدالنبي سلامتي اين جناب را از درگاه اهديت خواهانم و از خدا مي خواهم که همواره شما در کارهايشان پيروز و موفق باشيد سيد عبدالنبي جان  بنا به قولي که داده بودم به ليست نامه بنويسم نامه مي نويسم ولي از اينکه کاغذ نامه ندارم معذرت مي خواهم ولي چه کنم که به عمليات نزديک مي شوم وقت چنداني هم ندارم

دست نوشته شهيد سيد نوالدين حسيني فرزندسیدولی

بسم الله الرحمن الرحيم

نامه شهيد سيد نورالدين حسيني - سلام بر مهدي و با درود فراوان بر امام امت خميني کبير و شهداي صدر اسلام و شهداي بخون خفته دشت گرم خوزستان و بر کردستان خدمت پسر عمه عزيزم نيرومند حسيني سلام عرش مي کنم اميدوارم سلام گرم مرا که آکنده از مهر و محبت است بپذيري و هميشه در زندگي  پيروز و سربلند باشي اگر بخواهي جوياي حال و احوال اين جانب پسر دائيت  سيد نورالدين حسيني باشي با حمدالله ملالي نيست به جز دوري شما که اميدوارم بزودي زود ديدارها تازه گردت پسر عمه جان الان که اين نامه را مي نويسم تاريخ 21/6/62 است که در پادگان شهيد چمران کازرون هستم و حالم خوب است و اميدوارم که حال شما خوب باشد در اين پادگان ما 24 ساعت استراحت و 24 ساعت آماده باش و 24 ساعت نگهباني دارم و روزهاي استراحت مي توانيم در شهر  برويم ولي رفتن به شهر ؟؟؟ به زور براي من ارزش ندارد چون همانطور که مي داني بهترين دوست و برادر من برزو بود ولي کالا ديگر  با نبودن برزو زندگي کردن براي من بسيار مشکل است پسر عمه جان به خ انه ما به سيد علاالدين بگو که سيد نورالدين گفت يک نامه هم براي شما نوشته ام ولي نمي دانم پوست شما رسيد با خبر از قول من فرهمند را با خانواده خيلي سلام برسان پدرت را خيلي سلام مي رسانم عمه ام دختر عمه هايم پسر عمه هايم را يک به يک سلام مي رسانم خانواده خودمان را سلام مي رسانم مي بخشيد سرت را در مي آوردم

دست نوشته شهيد سيد نوالدين حسيني فرزندسیدولی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به پیشگاه مقدس امام زمان (عج) و نایب بر حقش خمینی عزیز و سلام به روان پاک تمامی شهداء خونین کفن . خدمت خانواده عزیزم سلام عرض می نمایم و سلامتی همه شما را از خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که اوقات زندگیتان را به خوبی و خوشی بگذرانید پدر و مادر خوبم این آخرین نامه ای است که برای شما می نویسم یا بهتر بگویم آخرین وصیت من است به شما زیرا در آستانه یک عملیات بزرگ قرار داریم و شاید هرگز شمارا نبینم از شما خواهش می کنم که کاری نکنید که دشمنان اسلام و انقلاب شاد شوند از شما می خواهم که برای من دعا کنید و کمتر ناراحت باشید پدر جان می دانم که از داغ من اشکهایت روان می شود همان گونه که برای بزرگ کردن من زحمت کشیده ای و تحمل کردی این را نیز تحمل نما در موقع ناراحتی بسیار به یاد ناراحتی امام حسین باش و تو مادر دلسوزم می دانم که تو نیز عمری را برای من صرف کردی تا در آینده بتوانم زیر بازوی شما را بگیرم ولی خواست خدا این بود که من به جهاد علیه کفر بیایم .

دست نوشته شهيد سيد نوالدين حسيني فرزندسیدولی

بسم الله الرحمن الرحيم

خاطره مرتبط سيد نور الدين حسيني - شب قبل از عمليات کربلاي 5 ، سياهي شب را سکوتي وهم انگيز فرا گرفته بود اما قهقهه ي مستانه شهادت صداي هلهله ي بچه ها بود که و شيريني عمليات خنده را ميهمان برايشان کرده بود سيد هم نشسته بود و همان لبخند مليح هميشگي را بر لب داشت يکي از بچه ها با خنده گفت : آقا سيد انشاءالله  شهيد ميشي ما هم نمي آييم تشييع جنازه . سيد هم که گلي لبخند بيشتر بر صورتش شکفته شده بود گفت : انشاءالله  از کجا معلوم که جنازه ي من پيدا بشه که براي تشييع بياييد يا نه

    نظرات

    هیچ نظری برای این کالا ثبت نگردیده است