• ورود / ثبت نام
  • 07136285965

​آشنایی با شهدای گمنام

«انتظار» واژه غریبی است اما هستند کسانی که سال‌ها با این واژه خو گرفته‌اند مادران و همسرانی که با هر طلوع خورشید مقابل در خانه را به نیت بازگشتن فرزندشان آب و جارو می‌کنند؛ هنوز هستند مادرانی که با قاب عکس فرزندانشان زندگی می‌کنند و کودکانی که امروز بزرگ شده‌اند و به یاد پدرانشان سنگ قبر شهیدان گمنام را هر روز شست و شو می‌دهند و با حضور در کنار شهدای گمنام انتظار چندین ساله شان را تسکین می‌دهند.

هنوز هستند مادرانی که با هر بار شنیدن صدای زنگ سراسیمه می‌شوند، انتظار آنها زیاد نیست، به یک پلاک و چند تکه استخوان هم بسنده می‌کنند همین که بدانند فرزندشان، همسرشان، پدرشان در کنارشان آرام گرفته برایشان کافی است انتظار واژه سخت و غریبی سخت است و تنها آن را می‌توان در چشمان مادران و همسران و فرزندان شهدای گمنام پیدا کرد.

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد. . . .
دانشگاه که قبول شد،همه گفتند باسهمیه قبول شده.!!!
ولی. . . .هیچ وقت نفهمیدند  کلاس اول وقتی می خواستند به او یاد بدهند که بنویسد"بابا". . . .

یک هفته در تب سوخت

********************************************************************************
شهید «سعید علی‌مددی»؛ گمنامی که نام‌دار شد
در بخشی از وصیت‌نامه شهید علی‌مددی آمده است: من این راه را آگاهانه انتخاب کردم و انشاءالله خداوند تبارک و تعالی مرا بپذیرد و مرا در زمره پویندگان راهش جای دهد.
شهید سعید علی‌مددی، شهید 18 ساله تهرانی است که پیکر وی بعد از گذشت 32 سال، چندی پیش شناسایی شد. پیکر مطهر این شهید والامقام چند سال پیش در جریان تفحص پیدا شده و در 28 اردیبهشت ماه سال 89 به عنوان شهید گمنام در پادگان شهید خضرائی نیروی هوایی ارتش به خاک سپرده شده بود. چندی پیش بعد از گذشت 4 سال از خاکسپاری شهید توسط آزمایش DNA خانواده و تطابق آن با نمونه استخوانی شهید در بانک ژنتیک شهدای گمنام هویت او شناسایی شد و خانواده این شهید در روز 28 مرداد ماه بعد از 28 سال با وی دیدار کردند.

شهید سعید علی مددی متولد 1343 تهران بود که در سال1361 در عملیات بیت المقدس و در شلمچه، منطقه نهر خین به شهادت رسیده و پیکر او در همان منطقه مفقود شده بود. متن وصیت‌نامه این شهید والامقام در ادامه می‌آید:
راه جهاد را آگاهانه انتخاب کردم/ راهی که از هابیل شروع و بعد از شهدای انقلاب هم ادامه خواهد داشت

«وجعلنا من بین ایدیهم سداً و من خلفهم سداً فاغشینهم فهم لایبصرون». من «سعید علی‌مددی» بنا به وظیفه شرعی که احساس کردم برای جهاد در جبهه حق علیه باطل به جبهه رفتم و این راه را آگاهانه انتخاب کردم و انشاءالله خداوند تبارک و تعالی مرا بپذیرد و مرا در زمره پویندگان راهش جای دهد. راهی که از هابیل شروع و از هابیل تا حسین(ع) و از حسین(ع) تا شهدای همین انقلاب اسلامی تا معاد ادامه دارد و ادامه خواهد داشت.

این همان راهی است که الان نائب امام زمان(عج) و بت‌شکن تاریخ به یاری خداوند می‌پیماید و مردم در صحنه ما هم رهروان آنند. این همان راهی‌ست که امام حسین(ع) وقتی در صحرای کربلا فریاد «هل من ناصر ینصرنی» و «هل من معین یعنینی» را سرداد عاشقان خدا و رزمندگان اسلام به این فریاد لبیک گفتند و به یاری امام حسین(ع) و حسین زمان ما شتافتند.

امام را دعا کنید/نماز را سبک نشماری


برادران وصیت من که البته بنده کوچک‌تر از آنم که وصیت بکنم؛ این است که امام را دعا کنید طول عمر همراه با عزت نفس و سلامتی جسم، از خدا برای امام گرانقدرمان طلب کنید. برادران؛ نماز را سبک نشمارید امام حسین(ع) وقتی در روز عاشورا ظهر شد با اینکه باران نیر به سویش می‌آید ایستاد و نماز خواند, بعضی‌ها که گفته‌اند با  این باران تیر که نمی‌شود نماز خواند، امام حسین فرمود: اصلاً قیام ما به خاطر نماز بوده, چنان تعریف کرده‌اند که یکی از رزمندگان وقتی با امام زمان(عج) ملاقات کرد.

اگر شفاعت شدم, قول شفاعت شما را می‌دهم

امام زمان به اول نماز خواندن امر کرد من از روی پدر و مادرم و برادرانم و دوستانم خجالت می‌کشم چون خیلی اذیت‌شان کرده‌ام انشاءالله که خداوند مرا مورد عفو قرار دهد و از همه طلب حلالیت می‌کنم و اگر خداوند مقام شفاعت را به من حقیر اعطا کند قول می‌دهم شفاعت شما را بکنم. پانصد تومان پول هم دارم که دویست تومان آن را به عنوان رد مظالم بدهید و بقیه را به جبهه‌ها کمک کنید. دیگر عرضی ندارم به امید دیدار.

                                                                                                                          (والسلام علی من اتبع الهدی). سعید علی‌مدد

 

شهدای گمناممی کهسال 92 شناسایی شدند

سال 92 را شاید بتوان سال اعجاب و کرامت های شهدایی دانست که سال ها است مادران و پدران خود را در انتظار بازگشت خود نگاه داشته بودند، شهدایی که بازگشتشان نه تنها خانواده، بلکه اشک شوق را درچشمان بسیاری از ایرانیان جاری کردند.

شهدای ایران: سال 92 را شاید بتوان سال اعجاب و کرامت های شهدایی دانست که سال ها است مادران و پدران خود را در انتظار بازگشت خود نگاه داشته بودند، شهدایی که بازگشتشان نه تنها خانواده، بلکه اشک شوق را درچشمان بسیاری از ایرانیان جاری کردند.

به گزارش شهدای ایران، موضوع شناسایی شهدا تفحص شده از آن دست مسایلی است که کمتر در مورد آن به صورت ویژه در افکار عمومی بحث و در رسانه ها انعکاس داشته است ولی، برخی رویدادها وفعالیت های 11 ساله انجام شده از سوی مرکز تحقیقات ژنتیکی نور نشان داد وجود این مرکز بر خلاف نظر برخی افراد که فعالیتش را بدون توجیه می خواندند، دارای اعتبار و اهمیت بوده است.

" می‌توانم بگویم همه شهدایی که ازسال 81 تفحص شده‌اند، از آنها نمونه‌برداری شده و اصل نمونه یا پروفایل ژنتیکی آنها را در اختیار داریم هرچند نمونه‌های قبل از سال 81 را دراختیار نداریم " این را محمود تولایی می گوید با این اظهار نظر وی مشخص می شود که نباید این انتظار را داشت که شهدایی که با عنوان گمنام در گلزار شهدای کشور به خاک سپرده شده اند شناسایی شوند.


بر اساس آمارهای ارایه شده از سوی ستاد کل نیروهای مسلح، هم اینک 50 هزار شهید از آغاز اجرای طرح های تفحص شهدا شناسایی شده اند که بخشی از آنان را شهدای گمنام تشکیل می دهند شهدایی که بسیاری از آنان تا قبل از سال 81 تفحص شده و قبل از دفن آنان نمونه برداری DNA از آنان به انجام نرسیده است.


تا سالها پس از فعالیت این مرکز خبر چندانی از شناسایی شهدا به گوش نمی رسید ولی، ماه رمضان که فرارسید و دل ها آماده نزدیکی بیشتر با خدا شد، برنامه ای تلویزیونی و میهمانی خاص سبب شد نگاه ها و حساست ها به موضوع شناسایی شهدا رنگ و بویی ویژه و خاص به خود بگیرد.

"اگر برای خداست،بگذار گمنام بمانم"

شهید گمنام

شهید زمرد نشان

شاید جعفر زمردیان مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس هرگز تصور نمی کرد دعوت به حضورش در یکی از پر بیننده ترین برنامه های رمضانی سیما، اینچنین بازتابی پیدا کند و انتظار مادری را به پایان برساند که در فراق فرزندش روزها و شب های بسیاری را گذرانده بود.

زمردیان که تصویری از شهیدی را که به جای او دفن کرده بودند با خود به این برنامه آورد و داستان دفن شهید را که شباهت عجیبی با او داشت را بیان کرد و از مردم خواست اگر، کسی این شهید را می شناسد با او تماس بگیرد.

ثانیه هایی از پایان این برنامه نگذشته بود که ده ها تن با برقراری ارتباط با زمردیان خبر از آشنایی خود با این شهید دادند، رسانه های بسیاری به این موضوع اشاره و تصویر شهید در فضای وسیعی از رسانه ها و سایت های شخصی با هدف پیدا کردن والدین شهید منتشر و منعکس شد.

چندی بعد در برنامه ماه عسل خبری منتشر و با اعلام آن بسیاری را منقلب کرد:" والدین شهید زمرد نشان پیدا شده اند" ، مردم هر لحظه درتب و تاب دریافت جزئیات این خبر می مانند و چندی بعد با تایید و احراز هویت کامل والدین شهید " ایرج خرم جاه" مادر به وصال فرزندش می رسد و در مراسم باشکوهی در همدان مادری پس از سال ها چشم انتظاری به دیدار فرزندش نایل می شود.

هیــــــچ میـــــدآنی چــِـــــرآ بی حآصــِــــلیـــــم؟

چــــون کــِــــه اَز یـــــآدِ شــَـــهیــــدآن غآفـِلیــــــم

آغاز موج شناسایی شهدای گمنام

با وقوع این رویداد، بسیاری نگاه های خود را به سمت مرکز تحقیقات ژنتیکی نور معطوف کردند و هر روز این انتظار را داشتند که از آن اخباری خوب برای شناسایی شهدا دریافت کنند.

این انتظار اما چندان بی جا نبود و با اقدام صورت گرفته و تطبیق بانک اطلاعاتی موجود از خون مادران و پدران شهدا و نزدیکان آنان، موجی از شناسایی پیکر شهدا در کشور به راه افتاد به گونه ای که تقریبا در هر نوبت از ورود شهدای گمنام به کشور، خبر از شناسایی شدن هویت تعدادی از آنان داده می شد.

اما در این میان بسیاری گمان کردند که در سال 92، اولین شهیدی که به روش علمی شناسایی شده است، شهید خرم جاه بوده است در حالی که این موضوع درست نبود و شهیدی دیگر در سال 92 با استفاده از روش های علمی شناسایی شد.

شهید عبدالحسین عرب‌نژاد

شهید«عبدالحسین عرب‌نژاد» نخستین شهیدی است که درفروردین‌ماه سال 92 شناسایی شد.

مصطفی عرب‌نژاد برادر شهیدان «محمدکاظم و عبدالحسین عرب‌نژاد در گفت‌و‌گو با ایسنا می‌گوید: پس از گذشت هفت سال از خاکسپاری پیکر برادرم، اواخر سال 91 به پیشنهاد یکی از دوستانم من و مادرم آزمایش «DNA» دادیم و نمونه خون را به مرکز هویت‌یابی بیمارستان «بقیةالله» تهران ارائه کردیم.

چند وقت بعد خبر دادند که این نمونه‌ها با نمونه استخوان یکی از شهدای گمنامی که در مسجد «فائق» دفن شده است مطابقت دارد.

نکته قابل توجه در همین رابطه این بود که برادرم به صورت کاملا اتفاقی در کنار «حسین» پسرعمویم که اوهم شهید گمنام بوده است در همین مسجد دفن شده‌اند.

عبدالحسین با وجود این که چندین بار به جبهه رفته بود اما درسال 67 ودر عملیات «الی‌بیت‌المقدس 7» در منطقه «شلمچه» و پشت دریاچه‌ ماهی و جزیره «بوبیان» همراه پنج تن از همرزمانش از جمله «زاهدی» و «غدیرسعادت» براثر اصابت گلوله خمپاره به شهادت رسیده بودند.

شهید احمد دهقانی احمدآبادی

«احمد دهقانی احمدآبادی» هم از دیگر شهیدان است که شهریورماه امسال در شهر اردکان یزد شناسایی شد.

علی دهقانی احمدآبادی برادر این شهید می‌گوید: از زمانی که قرار بود پنج شهید گمنام به شهرستان اردکان بیایند،اعلام شد یکی از این شهدا از «عملیات رمضان» و با سن 18 سال است، مشخصات وی با برادر مفقود‌الجسدم مشابهت زیادی داشت.

برادرم روز 23 تیرماه 1361 شهید شده بود. زمان شهادت شهید تا سال 1384 نیز اعلام نشده بود و سال 84 اسامی مفقودین و شهدا با هم اعلام شد که در این خصوص سنگ قبری در گلزار شهدای احمدآباد اردکان به نام ایشان نصب کردیم. با این وجود چشم انتظاری اعضای خانواده ادامه داشت و با مشخص شدن هویتش، دل‌ها آرام گرفت.

احمد دهقانی احمدآبادی،سال 1344 هجری‌شمسی در «احمدآباد» اردکان، متولد شد. سومین فرزند خانواده بود 17 ساله بود که به صورت بسیجی عازم جبهه شد. در سال 1361 و در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شدت مجروح شد و به علت آتش پر حجم دشمن و اوضاع نامناسب منطقه، امکان انتقالش به پشت جبهه میسر نشد و مفقود ماند.

شهید مجید ابوطالبی

آبان‌ماه 92 خبر آمد که شهید«مجید ابوطالبی» از شهدای دفن شده در کهف‌الشهدای تهران شناسایی شده است. با اعلام این خبر، کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در مراسمی ویژه والدین این شهید را بر سر مزار فرزندشان آورد.

شهید ابوطالبی که هویت او پس از گذشت شش سال از خاکسپاری‌اش شناسایی شد از رزمندگان «لشکر27 محمد رسول‌الله (ص)» بود که سال 61 در عملیات «مسلم‌بن عقیل» در منطقه «سومار» به شهادت رسیده بود.

مادر این شهید درباره خوابی که از فرزندش به صورت مداوم می‌دیده است،می‌گوید: پس از اینکه پسرم شهید شد بارها او را در خواب می‌دیدم و یک سال پس از شهادتش مدام به معراج شهدا می‌رفتم. هرگاه شهید گمنام می‌آوردند نیز در مراسم تشییع آن‌ها شرکت می‌کردم. بارها به مسئولین می‌گفتم که اجازه دهید من به بالای سر این شهدا بروم. اگر تابوت پیکر پسرم را بو کنم او را می‌شناسم اما موفق نشدم تا اینکه بار دیگر به خواب من آمد و به من گفت: «من چند وقت است که آمده‌ام اما کسی سراغ مرا نگرفته است. من برای خودم اتاقی را گرفته‌ام اما تنها هستم.» به دنبال این خواب به 118 زنگ زدم و شماره معراج شهدا را گرفتم. به دنبال این تماسی که با معراج شهدا گرفتم و همکاری آن‌ها با خانواده توانستم فرزندم را پیدا کنم.

شهید بهروز صبوری

آخرین شهیدی که در ماه پایانی سال 92 شناسایی شد، «بهروز صبوری»بود.پیکر این شهید پس از گذشت 31 سال‌ از شهادتش شناسایی شد. آنچه درباره این شهید می‌توان نوشت این است که مردم ایران تصاویر و سخنان مادر این شهید را بارها در روزهای تشییع شهدای گمنام دیده‌اند و شنیده‌اند.

پیکر این شهید، سال 89 همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به عنوان شهید گمنام در دانشگاه خلیج فارس بوشهر به خاک سپرده شده بود.

مادر شهید صبوری می گوید: فرزندم فدای سر امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس (ع) شد و اکنون اجازه‌اش را گرفته‌ام و فرزندم را با خودم به شهرم (تهران) خواهم برد.

شهدا هنوز پشت خاکریز منتظر لبیک اند...

بیدار شو رفیق من،.... شهدا  منتظرن

 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به عاشوراییان می‌باشد.

لطفا چند لحظه صبر کنید

پیام

پیام

پیام

پیام

Top